ریشه مشکلات روانی انسان چیست و چگونه باید آن را درمان کرد

ریشه مشکلات روانی انسان چیست و چگونه باید آن را درمان کرد

در زندگی برای همه افراد پیش آمده است که دچار ناراحتی هایی شده باشند و بخواهند بدانند که دقیقاً مشکلشان چیست و از کجا به وجود آمده است، ما در این بخش از پایگاه علمی برنا اندیشان تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان ریشه مشکلات روانی انسان چیست و چگونه باید آن را درمان کرد را در اختیار شما علاقه مندان به مجموعه مقالات روانشناسی قرار دهیم، پس اگر شما هم به دنبال پاسخ سوال ریشه مشکلات روانی انسان چیست هستید تا انتهای مقاله ریشه مشکلات روانی انسان با گروه تخصصی برنا اندیشان همراه باشید.

ریشه مشکلات روانی انسان چیست و چگونه باید آن را درمان کرد

در مقاله ریشه مشکلات روانی انسان به این موضوع می پردازیم که چرا در برهه هایی از زندگی دچار برخی از ناراحتی هایی می شویم ولی دلیل هیچ یک از آن ها را نمی دانیم.

مشکل من چیست؟ اگر چنین احساسی دارید چه کاری باید انجام دهید

آیا تا به حال فکر کرده اید “مشکل من چیست؟” اگر چنین است شما تنها فردی نیستید که چنین فکری می کنید.

تقریباً هر کس گهگاه این فکر را داشته است برای برخی این یک لحظه زودگذر از خودباوری است در حالی که برای برخی دیگر ممکن است یک احساس مادام العمر از اندازه گیری نکردن یا خوب نبودن باشد و در بعضی موارد ممکن است این واقعیت را منعکس کند که شما در حال حاضر در یک مجموعه شرایط خاص هستید و از شما این سوال را می کند که آیا می توانید از پس آن برآیید.

شناخت ریشه مشکلات روانی انسان

به هر دلیلی که احساس کنید شما با مشکلی روبرو شده اید بدانید که اقداماتی وجود دارد که می توانید انجام دهید تا احساس بهتری داشته باشید.

علاوه بر این مهم است که وقتی احساس می شود این احساس را از خود دور نکنیم به جای اینکه احساسات خود را از خود دور کنید وقت بگذارید تا با آنها بنشینید و آنها را کاوش کنید و اگر فکر انجام این کار طاقت فرسا است درمورد آنچه را که می گذرانید با یک متخصص بهداشت روان صحبت کنید.

چرا احساس می کنید چیزی در مورد شما اشتباه است

قبل از اینکه بتوانیم در مورد چگونگی مدیریت احساس اینکه مشکلی برای شما پیش آمده بحث کنیم بیایید علل احتمالی آن را بررسی کنیم از عقب ماندگی های زندگی موقت گرفته تا تحمل یک بیماری جسمی یا روانی طولانی دلایل متعددی وجود دارد که ممکن است احساس کنید اشتباهی رخ داده است لیست زیر را بررسی کنید و ببینید آیا هر یک از اینها با شرایط زندگی فعلی شما مطابقت دارد یا خیر.

سرشار بودن از احساسات

وقتی فکر می کنید مشکلی در رابطه با شما وجود دارد آیا بیشتر احساس غرق شدن است یا اینکه نمی توانید راحت فکر کنید؟ یا احساس می کنید نمی توانید به همه تعهدات و کارهایی که باید انجام دهید ادامه دهید؟

گاهی اوقات این احساس که مشکلی برای شما پیش آمده ممکن است نشان دهنده این باشد که شما به سادگی مجموعه ای بسیار دشوار از شرایط زندگی را در اختیار دارید این ممکن است به این معنی باشد که شما شغلی بیش از حد طاقت فرسا، مسئولیت های سنگین خانوادگی، استرس مالی یا تعداد دیگری از موقعیت هایی دارید که منجر به احساس اینکه نمی توانید همگام با سرعت زندگی حرکت کنید.

احساس گیر افتادن ریشه مشکلات روانی انسان

آیا احساس می کنید به نوعی در زندگی خود گیر افتاده اید انگار که بقیه چیزها را رقم زده اند اما شما اینطور نیستید؟ یا اینکه می خواهید جدایی خود را پشت سر بگذارید از شغلی که نفرت دارید بروید یا خود را از یک رابطه سمی رها کنید؟

اگر ایده های خاصی در مورد وضعیت زندگی خود دارید و احساس می کنید زندگی مطلوبی ندارید این می تواند شما را به این فکر بکشاند که مشکلی برای شما پیش آمده است.

احساس تنهایی

تعدادی از عوامل می توانند احساس تنهایی را در شما ایجاد کنند شاید شما با خانواده رابطه فشرده یا اضطراب ایجاد دوست جدید داشته باشید. معمولاً احساس این که شما با مشکلی روبرو شده اید زیرا تنها هستید به این معنی است که برای ایجاد روابط اجتماعی مورد نظر در زندگی تلاش می کنید.

تجربه تروما

اگر می پرسیدید چه مشکلی دارید ممکن است دچار تروما شوید یا از تجربه تروما بهبود پیدا کنید این می تواند یک ضربه آشکار باشد مانند از دست دادن یک عزیز، قربانی خشونت بودن یا تجربه یک زندگی غم انگیز مانند آتش سوزی در خانه.

چگونه بر مشکلات روانی غلبه کنیم

ریشه مشکلات روانی انسان

با این حال ضربه یا تروما نیز می تواند از راه های موذیانه تری مانند زندگی با سؤ استفاده کننده خودشیفتگی ایجاد شود. ضربه به همه اشکال می تواند تأثیر قابل توجهی در وضعیت روانی شما داشته باشد اگر این چیزی است که برای شما اتفاق می افتد معمولاً کمک گرفتن از یک متخصص توصیه می شود.

تجربه بیماری جسمی

آیا احساس شما از اشتباه به چیزی مربوط به بدن شما گره خورده است؟ این که آیا شما یک بیماری تشخیص داده شده دارید و علائم جدیدی را تجربه می کنید یا علائمی دارید که هنوز قابل درک یا تشخیص نیستند شما احتمالاً نسبت به آنچه در بدن شما اتفاق می افتد گیج و نگران هستید.

در این حالت کاملاً طبیعی است که فکر کنید “چه مشکلی برای من ایجاد شده است” و غالباً پاسخ این است که از طریق کمک یک متخصص پزشکی به ته مسئله بروید.

خود را بی ارزش دانستن

گاهی اوقات احساس اینکه مشکلی در شما ایجاد شده است می تواند از عزت نفس پایین یا ارزش کم شخصی ناشی شود اینکه این احساس واقعیت را منعکس می کند یا نه واقعاً مهم نیست این درک شما از خودتان است که ذهنیت شما را تحت تأثیر قرار می دهد.

وقتی دچار کمبود عزت نفس و یا همان حرمت نفس شوید این امر در همه زمینه های زندگی شما نفوذ می کند به شما این احساس را می دهد که گویا احساس نمی کنید در هر ظرفیتی اندازه گیری می کنید غالباً راه حل در این شرایط شناسایی ارزشهای اصلی اساسی مشکل عزت نفس شماست که ریشه در احساس شرم و گناه دارد.

مواجهه با مسائل بهداشت روان

آخرین دلیل احتمالی احساس اینکه مشکلی در شما وجود دارد در واقع می تواند یک بیماری روانی قابل تشخیص مانند افسردگی، اختلال اضطراب یا اختلال شخصیت باشد.

درست مانند یک بیماری جسمی بهترین اقدام در این موارد گفتگو با یک متخصص بهداشت روان برای تشخیص و درمان است با این حال توسعه مهارت های مقابله ای نیز مهم است تا بتوانید سلامت روان خود را تا آنجا که ممکن است به تنهایی مدیریت کنید.

چگونه با این امر مقابله کنیم

صرف نظر از دلیل احساس اینکه گویا مشکلی برای شما پیش آمده است موارد زیادی وجود دارد که می توانید برای کاهش این احساسات انجام دهید انتخاب روش مقابله شما به علت خاص بستگی دارد.

برای آرام شدن برنامه ریزی کنید

گاهی اوقات این تصور که مشکلی برای شما پیش آمده ممکن است به طور ناگهانی بروز کرده و اضطراب و احساسات منفی را تحریک کند در این حالت بهترین قدم اول انجام کارهایی است که به شما کمک می کند تا آرام شوید.

برای شروع این کار لیستی از “فعالیت های آرام بخش” را تهیه کنید که هر زمان این اتفاق افتاد می توانید به آنها مراجعه کنید در زیر ایده هایی از مواردی آورده شده است که می توانید در این لیست از فعالیت های آرام قرار دهید.

سپس به یاد داشته باشید که هر زمان که شروع به تحمل خود کردید یا احساس کردید که نمی توانید آرام شوید آن را بیرون بیاورید و از طریق لیست شروع به کار کنید.

  • در جایی از طبیعت به پیاده روی بروید
  • در یک ژورنال درباره احساسات خود بنویسید
  • با یکی از اعضای حمایت کننده خانواده، دوست یا فرد همدل دیگر تماس بگیرید
  • لیست “کارها” را بنویسید (اگر احساس خستگی کردید و نمی دانید از کجا شروع کنید)
  • از یک برنامه مراقبه مانند Headspace استفاده کنید
  • مقداری گیاه معطر (به عنوان مثال اسطوخودوس) استشمام کنید
  • در یک کلاس آنلاین یوگا یا کلاس آرامش دیگری شرکت کنید
  • یک کتاب بخوانید (چیزی سبک قلب یا جذاب برای از بین بردن مشکلات ذهنیتان)
  • یک نمایش یا فیلم تلویزیونی مورد علاقه (ترجیحاً یک نمایش آرام یا خنده دار یا هر دو) را تماشا کنید

یک برنامه عملیاتی تهیه کنید

در مرحله بعدی اگر احساسات شما به مشکلات خاصی در زندگی شما گره خورده است می توانید برنامه عملیاتی درباره آنچه در مورد آنها انجام خواهید داد تنظیم کنید. گرچه ممکن است احساس راحتی در یک ذهنیت منفی راحت باشد اما اقدام در مورد مشکلات شما انگیزه بیشتری برای ادامه کار در هنگام سخت شدن مشکلات ایجاد می کند.

اقداماتی که قصد دارید انجام دهید به شرایط شما بستگی دارد اما می تواند یکی از موارد زیر باشد:

  • از یک متخصص بهداشت روان کمک بگیرید
  • شغل بهتری پیدا کنید که مناسب استعدادهای شما باشد
  • برای بهبود روابط خود (مثلاً روابط خانوادگی، دوستی، روابط عاشقانه) تلاش کنید
  • سرگرمی یا اشتیاق ایجاد کنید (به عنوان مثال ورزش کردن و یا یادگیری بافتنی)
  • کتاب های خودیاری در موضوعات مورد علاقه خود را بخوانید
  • یافتن یک شریک پاسخگویی برای ادامه حرکت شما

به آرامش جسم خود توجه کنید

اکنون که خود را به آرامش رسانده اید و برای مقابله با مشکلاتی که با آن روبرو هستید برنامه عملیاتی تنظیم کرده اید مهم است که قبل از خارج شدن از کنترل، احساس خود را برای متوقف کردن مارپیچ منفی کنترل کنید.

وقتی با احساسات بدن خود هماهنگی بیشتری داشته باشید بهتر می توانید کارهایی انجام دهید که باعث بهبود خلق و خو و نگرش شما می شود.

در زیر برخی از احساساتی که ممکن است داشته باشید و برخی از کارهایی که می توانید در مورد آنها انجام دهید آورده شده است.

غلبه بر مغز: تخلیه مغز را انجام دهید و یک لیست کار یا برنامه عملی تهیه کنید تا همه چیز را از سر خود بیرون آورده و روی کاغذ بیاندازید.برای مطالعه بیشتر به کارگاه آموزش ذهن آگاهی مراجعه فرمایید.

خسته: در همان ساعت به رختخواب بروید و هر روز در یک ساعت مشخص بیدار شوید اطمینان حاصل کنید که خواب کافی دارید (نه خیلی کم و نه خیلی زیاد).

بی قرار هستید و یا نمی توانید آرام بنشیند: به پیاده روی بروید یا برخی از ورزش ها را انجام دهید (به عنوان مثال تمرین با فاصله زیاد، راه رفتن روی تردمیل، یوگا).

درد : مشکل را مشخص کنید و به دنبال راه حل باشید (به عنوان مثال با پزشک خود تماس بگیرید).

تنش زیاد نیست: تنفس عمیق را تمرین کنید، مدیتیشن کنید از آرامش عضلانی پیشرونده (PMR) استفاده کنید.

زمان نگرانی را برنامه ریزی کنید

اکنون که نظارت بر بدن خود را شروع کرده اید می خواهید ذهن خود را نیز کنترل کنید می توانید این کار را با تعیین هر روز یک دوره نگرانی انجام دهید در این مدت همه چیزهایی را که بیشترین نگرانی شما را دارد یادداشت کنید.

سپس می توانید در مورد چگونگی حل هر مسئله برنامه عملیاتی تنظیم کنید یا طرز فکر خود را در مورد مسئله تغییر دهید (اگر احساس می کنید آن را از تناسب خارج می کنید یا از هیچ چیز فاجعه ای ایجاد می کنید).

برای برنامه ریزی یک دوره نگرانی هر روز زمان مشخصی را انتخاب کنید که تمام نگرانی های خود را یادداشت کنید برای دوره نگرانی خود محدودیت زمانی تعیین کنید و در بقیه روز به فکر نگرانی خود نباشید.

در طول دوره نگرانی اطمینان حاصل کنید که فقط روی مشکلات تمرکز نکرده اید. لیستی از نگرانی ها تهیه کنید راه حل هایی ارائه دهید یا فکر خود را درباره مشکلات تغییر دهید.

خود مراقبتی را تمرین کنید

شما باید به طور خاص زمان مراقبت از خود را در روز خود قرار دهید مراقبت از خود به هر چیزی گفته می شود که احساس خوبی در شما ایجاد کند (هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی). در زیر برخی از مواردی وجود دارد که می توانید برای انجام مراقبت از خود در طول روز انجام دهید.

به اندازه کافی بخوابید (7-8 ساعت در روز؛ بیش از 10 ساعت نیست وگرنه احساس خستگی بیشتری خواهید کرد).

از یک رژیم غذایی سالم (پروتئین و فیبر کافی) استفاده کنید و از مصرف غذاهای ناخواسته، کافئین، الکل و … خودداری کنید.

ورزش منظم داشته باشید سرعت بالا و همچنین کشش را بالا ببرید (10000 قدم هدف خوبی است اما 5000 باید حداقل باشد).

برای استراحت هر روز برنامه ریزی کنید (به عنوان مثال اگر جلوی رایانه کار می کنید استراحت کنید مطمئن شوید که وقت بدون صفحه دارید).

برای چیزهایی که هر روز از آنها لذت می برید (به عنوان مثال، خواندن کتاب مورد علاقه خود تماشای یک برنامه تلویزیونی مورد علاقه) برای خود برنامه ریزی کنید.

در طبیعت بیرون بروید (این به شما کمک می کند ویتامین D دریافت کنید و کمی استراحت کنید).

به یک متخصص بهداشت روان مراجعه کنید

آیا شما یک گذشته آسیب زا دارید یا با یک وضعیت دشوار زندگی روبرو هستید؟ یا فکر می کنید ممکن است با یک اختلال سلامت روان دست و پنجه نرم کنید؟ در این صورت بهترین اقدام شما کمک گرفتن از یک متخصص بهداشت روان خواهد بود.

چه با افسردگی، اضطراب، اختلال شخصیت یا مسئله دیگری روبرو باشید اشکال بسیار مفیدی از درمان (شامل دارو و گفتگو درمانی) وجود دارد که می تواند تفاوت چشمگیری در زندگی شما ایجاد کند.

دارو می تواند به شما کمک کند تا احساس بهتری داشته باشید و همچنین تمرین مهارت هایی را که در درمان خواهید آموخت آسان تر کنید درمان می تواند به شما کمک کند تا گذشته خود را جستجو کنید و همچنین در مورد نحوه مشاهده زمان حال خود کار کنید.

کنار اضطراب

فراتر از کمک گرفتن از یک متخصص بهداشت روان همچنین مواردی وجود دارد که می توانید به تنهایی انجام دهید اگر فکر کنید با اضطراب زندگی می کنید در زیر چند ایده برای شروع آورده شده است.

  • مکملی مانند Ashwagandha را مصرف کنید تا احساس آرامش بیشتری داشته باشید شواهد تحقیقی نشان می دهد که این گیاه می تواند برای تعدادی از اختلالات مغزی مفید باشد.
  • از گیاهان دارویی مانند اسطوخودوس استفاده کنید.
  • در تمرینات آرام سازی مانند شل شدن عضلانی پیشرونده (PMR) شرکت کنید.
  • از رسانه های اجتماعی و اخبار منفی دوری کنید.
  • درباره کاهش اضطراب کتاب های خودیاری بخوانید یا پادکست های متخصصان را گوش دهید.
  • ورزش منظم مانند پیاده روی، یوگا یا کشش را انجام دهید.

با افسردگی کنار بیایید

اگر با افسردگی زندگی می کنید چه می کنید؟ حتماً ابتدا به یک متخصص بهداشت روان مراجعه کنید تا ببینید آیا دارو یا درمان در شرایط شما مفید است یا خیر. افسردگی می تواند در تفکر شما تداخل ایجاد کند و به شما این احساس را دهد که گویا استفاده از کمک هیچ فایده ای ندارد یا دیگران مشکلات بدتری از شما دارند و بنابراین شما مستحق کمک نیستید.

اگر این وضعیت شماست سعی کنید با شخصی در مورد حداقل احساس خود صحبت کنید ببینید آیا آنها می توانند برای شما قرار ملاقات بگذارند یا خیر.

فراتر از دیدن یک متخصص در اینجا برخی از مواردی وجود دارد که می توانید در صورت ابتلا به افسردگی انجام دهید که می تواند تغییری ایجاد کند.

از الکل خودداری کنید (الکل می تواند افسردگی را بدتر کند).

ورزش منظم داشته باشید (ورزش باعث آزاد شدن اندورفین می شود که می تواند باعث بهبودی شما شود اگر فقط به طور موقت باشد).

یک برنامه خواب منظم داشته باشید (خواب زیاد یا کم با افسردگی همراه است).

فرایندهای فکری منفی خود را به چالش بکشید (برای کمک به شما در این زمینه کتاب راهنمای خود درمانی درباره درمان شناختی-رفتاری افسردگی پیدا کنید).

هر روز قدم های کوچک را بردارید (اگر احساس خستگی شدید می کنید سعی کنید یک قدم کوچک به سمت هر کاری که می خواهید بردارید این به شما کمک می کند تا حرکت خود را برای شروع حرکت و کارهای بیشتر به دست آورید)، ما در ضرب المثل مان داریم که رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

روحیه خود را روزانه پیگیری کنید (آن را در مقیاس 1 تا 10 ارزیابی کنید عوامل استرس زای روزانه را یادداشت کنید).

یک دفترچه خوشبختی داشته باشید (چیزهایی که برای آنها شکرگذار هستید موفقیت های کوچک را یادداشت کنید).

ناراحتی را بپذیرید

در حالی که ایده آل خوشبختی وجود دارد اما در حقیقت درست است که هیچ کس نمی تواند تمام وقت خوشحال باشد همه ما زندگی خوب و بدی را تجربه خواهیم کرد چه. امروز باشد و یا سال های بعد.برای مطالعه بیشتر پیشنهاد می شود تا به کارگاه اکت مراجعه فرمایید.

اگر به طور مداوم از خود می پرسید که چرا خوشحال نیستید ممکن است لازم باشد برای مدتی ناراحتی خود را بپذیرید. البته اگر با یک مسئله بهداشت روان دست و پنجه نرم می کنید هرگز نباید این مسئله را نادیده گرفت اما این ایده که همه باید همیشه شاد باشند نادرست است.

اگر وضعیت خاصی باعث ناراحتی شما شده است تشخیص دهید که احساسات شما لزوماً برای همیشه احساسات شما نخواهند بود. وقتی ایده خوشبختی ابدی را رها می کنید به خود اجازه می دهید احساسات و عواطف خود را بپذیرید که به طور متناقضی ممکن است در واقع کمی احساس بهتر شود.

وقتی هیچ مشکلی اشتباه نیست چه باید کرد

تعجب اینکه “چه مشکلی برای من به وجود آمده است” ممکن است بیشتر گیج کننده باشد وقتی به نظر می رسد هیچ مشکلی در زندگی شما وجود ندارد. اگر به نظر ناظر خارجی زندگی شما به خوبی پیش می رود چه عواملی می تواند باعث شود شما چنین احساسی داشته باشید؟

فراتر از احتمال افسردگی یا مسئله بهداشت روانی دیگر دلایل مختلفی وجود دارد که شما چنین احساسی دارید در زیر برخی از دلایل احتمالی ذکر شده است:

شما ممکن است سعی کنید به جای پیروی از ارزشهای خود به آرمان های دیگران عمل کنید.

ممکن است در شغل خود احساس چالش نکنید یا آرزو کنید که ای کاش راهی متفاوتی را انتخاب کرده بودید.

شما ممکن است به یک هدف یا نقطه عطف بزرگ رسیده باشید و اکنون در مورد مسیر آینده خود کمی بی هدف باشید.

ممکن است از جنبه هایی از زندگی خود خسته شده باشید و آرزو کنید که بتوانید تغییری ایجاد کنید.

موضوع مشترک در میان این عوامل این است که چیزی در زندگی شما وجود ندارد که باعث می شود احساس کنید اشتباه است این می تواند سخت ترین مشکل برای حل باشد زیرا از نظر ناظر بیرونی شما باید کاملاً خوشحال باشید.

با این حال لازم نیست که در زندگی شما اتفاق فاجعه باری رخ دهد تا شما احساس کنید مشکلی دارید در مواردی از این دست نوشتن در دفترچه می تواند به شما کمک کند تا به انتهای احساسات خود برسید این امر به ویژه در صورت عدم نگرانی در مورد سلامت روان که شما را به سمت مراجعه به یک درمانگر سوق می دهد صادق است.

هنگام نوشتن در دفترچه کنجکاو باشید و از خود سوال کنید که چه چیزی باعث می شود احساس بهتری داشته باشید. حفاری را ادامه دهید تا زمانی که شروع به یافتن برخی پاسخ ها کنید. روند نوشتن روزانه احساسات می تواند راهی مفید برای کشف احساساتی باشد که ممکن است در طول زندگی روزمره با آنها ارتباط نداشته باشید.

سخن پایانی

چنان که در مقاله ریشه مشکلات روانی انسان خواندیم اگر با این فکر روبرو هستید که مشکلی برای شما پیش آمده است دشوار است که بدانید از کجا می توانید تغییرات ایجاد کنید غالباً ریشه یابی علت احساسات به شما کمک می کند تا بهترین اقدام را دریابید.

آیا از نظر جسمی احساس خوبی ندارید؟ پس ممکن است وقت آن باشد که با پزشک خود قرار ملاقات بگذارید اگر از نظر ذهنی احساس خوبی ندارید همین امر می تواند صادق باشد.

آیا با شرایط استرس زای زندگی روبرو هستید که باعث می شود احساس کنید اشتباهی رخ داده است؟ در این حالت بهترین اقدام شما ممکن است تهیه برنامه ای برای رفع استرس و بهبود آنچه در زندگی شما اتفاق می افتد باشد.

از طرف دیگر اگر نتوانید به درستی تشخیص دهید که چه چیزی باعث احساس اشتباه شما می شود این می تواند سخت ترین مشکل برای حل باشد. در این حالت زمان آن فرا رسیده که شما ساکت شوید و به افکار خود گوش فرا دهید.

وقتی شروع به شناختن الگوها در افکار خود می کنید و یاد می گیرید که چگونه افکار خود را تغییر دهید تا نتایج مورد نظر خود را تجربه کنید در این صورت وضعیت بهتری خواهید داشت تا تغییراتی را در زندگی خود ایجاد کنید تا دیگر تعجب نکنید چه مشکلی دارید.

سرانجام اگر تلاش می کنید و به نظر می رسد هیچ چیزی به شما کمک نمی کند مهم است که به کمک خود بروید. شما تنها کسی نیستید که فکر می کنید مشکلی برای شما پیش آمده است و داوطلبان آموزش دیده ای هستند که منتظرند به شما کمک کنند تا شرایط شما را بهتر ارزیابی کنند و راه حل هایی برای رسیدن به مسیر بهتر برایتان پیدا کنند.