کارگاه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(اکت) دکتر حمیدپور


                        کارگاه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(اکت) دکتر حمیدپور
نوع فایل
Mp3
حجم فایل
230 مگابایت
نویسنده
تاریخ انتشار
29 مارس 2019
دسته بندی
۸,۰۰۰ تومان ۵,۰۰۰ تومان
افزودن به سبد خرید
  خرید این محصول

در این بخش از فروشگاه برنا اندیشان کارگاه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یا همان اکت دکتر حمیدپور را برای دانلود در اختیارشما کاربران گرامی وب سایت برنا اندیشان قرار می دهیم.

دکتر حمیدپور در کارگاه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت کاملاً تخصصی مباحث رویکرد درمانی اکت را برای روانشناسان آموزش می دهد.

مقدمه ای درمورد رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یکی از رویکردهای درمانی موج سوم می باشد که امروزه طرفداران زیادی را به سمت خود جلب نموده است. از این رو در این قسمت کارگاه آموزشی اکت از دکتر حسن حمیدپور را در اختیار شما کاربران گرامی قرار می دهیم.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با ادغام مداخلات پذیرش و ذهن آگاهی در راهبردهای پای بندی / تعهد و تغییر، به درمانجویان برای دستیابی به زندگی پر نشاط، هدفمند و با معنا کمک می کند. هدف اکت ( درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) تغییر شکل یا فراوانی افکار و احساسات آزارنده نیست؛ بلکه هدف اصلی آن تقویت انعطاف پذیری روان شناختی است. توانایی تماس با لحظه لحظه های زندگی و تغییر و تثبیت رفتار است، رفتاری که به مقتضای موقعیت، همسو با ارزش های فرد می باشد.

اکت، رنجش انسان و اجتناب تجربه ای

اکت به جای تلاش مستقیم برای کاهش هیجانات و افکار آزارنده بر افزایش کارآمدی رفتاری در عین وجود افکار و احساسات نا خوشایند، تاکید می کند. مفروضه اصلی اکت از این قرار است که بخش قابل توجهی از پریشانی روان شناختی جز بهنجار تجربه انسانی است.

اجتناب تجربه ای ممکن است برای مدت کوتاهی تسکین دهنده باشد، اما مشکلات و پریشانی ما را در دراز مدت وخیم تر می کند و مانع از زندگی با معنا، هدفمند و پرشور می شود. اگر فردی برای شغل رضایت بخش ارزش قایل است ولی معمولا با تقاضاهای استرس زای آن کنار نمی آیند، بعید است به چنین شغلی برسد.

افزایش اجتناب تجربه ای همراه با ناتوانی در کاهش پریشانی در دراز مدت و حتی کوتاه مدت منجر به دوری روز افزون از زندگی با معنا، هدفمند و پرشور می شود. روان درمانی ملزم است به درمانجویان کمک کند تا راه هایی برای پذیرش این پریشانی پیدا کنند.

ادعای واژه های سمج و ارزیاب مبنی بر اینکه به واقعیت پی برده اند، خیالی بیش نیست. درمانگر اکت از درمانجو نمی خواهد که محتوی افکارش را بپذیرد؛ بلکه می خواهد افکارش را به همان صورتی بپذیرد که هست، نه آنگونه که ذهنش می گوید.

اکت و موج سوم رفتار درمانی

رفتار گرایی منحصرا به متغییر هایی استوار بود که به طور مستقیم قابل مشاهده بوند. مفروضه اصلی شناخت درمانی این بود که شناخت واره های تحریف شده و غیر منطقی، که به طور بالقوه تغییر پذیر هستند، بیشترین نقش را در بروز اختلال روانی ایفا می کنند.

نظریه چارچوب ارتباطی و فاصله گیری فراگیر ( که هم اکنون درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد / پایبندی) نامیده می شود؛ مجموعه نسبتا منحصر به فردی از فرایندهای یادگیری کنش گر را که به طور مستقیم قابل مشاهده هستند، مطمح نظر قرار می دهد. این رویکرد از انتقادهای ذهن باوری به دور است و شامل سازه های قابل مشاهده نمی شود؛ مراد سازه هایی است که در سایر نظریه های روان شناختی وجود دارد.

نظریه چارچوب ارتباطی به افراد کمک می کند افکار و هیجانات مساله ساز را به گونه ای متفاوت تجربه کنند، نه اینکه برای تغییر یا کاهش فراوانی شان تلاشی نظام مند صورت دهند. پیوند نسبتا نزدیک دانش بنیادی و کاربردی در موج اول رفتار درمانی بار دیگر در نظریه چارچوب ارتباطی و اکت در موج سوم نشان داده شده است.

بافتار باوری کارکردی

اگرچه روانشناسان بافتار باور ایمان دارند که دنیای واقعی وجود دارد، دغدغه شان تعیین اجزای آن و تعاملاتی که با یکدیگر دارند، نیست. آنان با رعایت جوانب احتیاط معتقدند که ماهیت حقیقی دنیا و روان شناسی انسان قابل شناخت نیست. شماری از بافتارباوران که از پیش بینی و کنترل سخن به میان می آورند، بافتارباواران کارکردی و آنانی که فقط پیش بینی رفتار را مطمح نظر قرار می دهند، بافتار باوران توصیفی نامیده می شوند.

اکت و نظریه چارچوب ارتباطی، هر دو نمونه های بارز نظریه های بافتاری- کارکردی هستند ( به طور کلی، نظریه های رفتاری اغلب زیر بنای بافتاری- کارکردی دارد).

نظریه چارچوب ارتباطی

فرض های نظریه چارچوب ارتباطی نسبتا ساده است. زبان یا رفتار کلامی، رفتار کنش گر محسوب می شود- یعنی، تکلم و تفکر اساسا رفتار تلقی می شوند چون در موقعیت های مشابه تقویت شده ایم تا به گونه ای خاص تکلم و تفکر کنیم.

برای مثال فرض کنید که آبتین شغلش را از دست داده است ( محرک )و او بر اساس تاریخچه یادگیری اش، از لحاظ کلامی این موقعیت را چنین چارچوب بندی کرد: مردانی که کار دارند نان آور خانه هستند؛ مردانی که نا آور خانه نیستند، بی کفایت هستند؛ من کارم را از دست دادم؛ دوستم آراد هنوز کار دارد. من آدم بی کفایتی هستم و کافایتم از آراد کمتر است.

پاسخ دهی ارتباطی عبارت است از ارتباط دادن محرکها به نحوی که کارکرد آنها تغییر کند- یعنی، به نحوی که شیوه پاسخ دهی آشکار، هیجانی و یا شناختی به آنها تغییر یابد.

انسانها برای ارزیابی خود، شیوه های قراردادی را فرا می گیرند و تجاربشان به گونه ای است که از لحاظ فرهنگی قبول عام یافته است ( بی کفایت بودن بد است). افراد اغلب به گونه ای رفتار می کنند که گویی این ارزیابی ها و قوانین حقیقت محض هستند. ( افراد ضعیف بد هستند، افراد افسرده ضعیف هستند، من افسرده هستم، در نتیجه من بد هستم).

زبان همواره شروع به پیشی گرفتن از تجربه بلافصل می کند، حتی زمانی که تجربه بلافصل بارها حقیقی بودن افکار را به چالش می کشاند. زبان به انواع شیوه های صوری و انتزاعی، این امکان را فراهم می کند که محرکها را در یک چشم بر هم زدن، به یکدیگر مرتبط کنیم. درمانگران اکت معتقدند باید فرایندهایی که باعث می شود کارکرد محرکها تغییر کند دگرگون شوند؛ مراد محرک هایی است که در بروز رفتار مساله ساز نقش دارند.

فرایندهای بنیادین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت)

پذیرش

پذیرش در اکت به معنای خواستن هیجانات و تجارب آزارنده، تحمل صرف آنها و از خود استقامت نشان دادن نیست؛ بلکه تمایل به تجربه رویدادهای ناخوشایند است – یعنی رویدادهای درونی که در مسیر رفتار همسو با ارزشها قد علم می کنند. پذیرش قطب مخالف اجتناب تجربه ای است.

با درد و پریشانی روان شناختی روبرو خواهیم شد. اگر تمایلی به تجربه کردن این درد نداشته باشیم، به آنچه برایمان ارزشمند است نزدیک تر نخواهیم شد. اگر تمرکزمان بر این باشد که عملا این درد چگونه تجربه ای است ( به جای اینکه ذهنمان درباره آن چه می گوید)، می توانیم در مسیر آنچه برایمان مهم است، گام برداریم.

از دیدگاه اکت، فرض بر این است که زبان و شناخت انسان، تجارب آکنده از هیجان را مخدوش می کنند و اغلب بر شدتشان می افزایند. اگر تجربه ای ناخوشایند به زبان تمثیل، شبیه ایستادن در گلزاری باشد که گلهایش خارهای تیز و برنده دارد، نا هم آمیزی و بافتار انگاشتن خویشتن را می توان کندن آن خارها در نظر گرفت. افکار نا خوشایند حذف نمی شوند، بلکه فقط کمتر جدی گرفته می شوند.

انتظار بر این است که هرچه پذیرش و رفتار همسو با ارزشها، بیشتر و ماندگار تر باشد، تغییر بادوام تری حاصل می شود. مراد از رفتار همسو با ارزش ها، رفتاری است که تقویت مثبت را افزایش می دهد و کیفیت زندگی را در دراز مدت بهبود می بخشد. پذیرش برای اینکه همواره فرایند مفیدی باشد، اصولا باید شامل تمایل به تجربه هر میزان از پریشانی باشد. بدین منظور از راهبردهای (( نا امیدی سازنده)) معمولا با این هدف استفاده می شد که به درمانجویان کمک شود تا نگرش خود به تغییر را اصلاح کنند.

نا هم آمیزی شناختی

نا هم آمیزی شناختی در اصل، شکستن قواعد زبانی به طرقی که باعث شود کلمات مشکل آفرین، بخش اعظم یا کل معنای خود را از دست بدهند؛ یعنی افکار فقط و فقط واژه ها یا افکار شوند نه امور واقعی. تکنیک های نا هم آمیزی شناختی به جای تغییر شکل، فراوانی یا حساسیت موقعیتی نسبت به افکار، سعی در تغییر کارکردهای نا مطلوب آنها و سایر رویدادهای درونی دارند.

همه واژه ها نمادهای دلبخواهی هستند که با سایر محرکها روابطی از نوع همترازی تقریبی دارند. نماد اتومبیل معادل اتومبیل واقعی است؛ نماد عدالت معادل مفهوم یا محرک انتزاعی عدالت است؛ آوای زرد متناظر با طیف خاصی از نور مرئی است؛ آوای بی ارزش معادل حالت بی ارزش بودن است. فرد وقتی عبارتی را خیلی سریع یا خیلی کند ادا می کند، یا فکری را به شیوه ای کاملا ناهمخوان با وجه دستوری آن زمزمه می نماید، یا همان واژه و عبارت را به سرعت تکرار می کند، یا قواعد دستوری را به نحو چشمگیری به هم می زند، فرایندهای درگیر در پاسخ گویی ارتباطی، دچار مشکل می شوند. در این صورت واژه ها معنای خود را حداقل به طور موقت از دست می دهند و نهایتا دیگر نمی توانند رفتارها را بر انگیزانند.

انسانها غالبا به گونه ای عمل می کنند که گویی مفاهیم انتزاعی و قضاوتگرانه از همان پایه و اساس تغییر ناپذیر حقیقت فیزیکی که واژه های وصفی واجد آن هستند، برخوردارند. زبان پرهیزشی، زبان دستوری و زبان قضاوتگرانه قراردادی است، یعنی اساس مطلقی در دنیای واقعی ندارد.

انسانهای امروزی در زبان غرق شده اند و برای عملکرد موثر و شکوفایی و ترقی بدان نیازمندند. با این حال از جمله معایت آن، گرایش به رفتار نا منعطف و بی ثمری است که در پی دودستی چسبیدن به قواعد کلامی راه اندازی می شود. عیب دیگر آن این است که به افزایش رنجش انسانی دامن می زند، رنجشی که از اعتقاد به زبان قضاوتگرانه ناشی می شود.

راهبردهای ناهم آمیزی در اکت، معمولا به صورت تجربه ای به کار برده می شوند تا در خصوص زبان قضاوتگر و امر و نهی کننده، به طور کلی، تردیدی سالم ایجاد کنند، و در عین حال، درمانجو را ترغیب نماید تا به طور مداوم، افکار سودمند را مطالبه کند.

بافتار انگاشتن خویشتن

سه برداشت از خویشتن را می توان متصور شد : محتوا انگاشتن خویشتن، بافتار انگاشتن خویشتن، و فرایند انگاشتن خویشتن.

در دسترس ترین معنای کلامی از خویشتن به خویشتنی اشاره دارد که به سان محتواست. خویشتن وقتی محتوا انگاشته شود، شخص خویشتن خویش را تقریبا معادل محتوای افکار، هیجانات، خاطرات و حس های بدنی که هر لحظه تجربه می کند، می داند. آنچه فرد تفکر، احساس و یادآوری می کند، اجزای معرف خویشتن قلمداد می شوند. برای مثال، شخصی که بارها احساس گناه می کند یا افکار نا امید کننده به ذهنش راه می یابد، بیشتر ممکن است خود را بد و خود خواه بداند؛ مقصود خصوصیات قضاوتگرانه ای است که غالبا به چنین افکار و احساساتی می چسبند. من ضعیف هستم، خارج از کنترل، احمق، بی کفایت و از این دست.

محتوا انگاشتن خویشتن حین تجربه ای پریشان ساز، اغلب میزان پریشانی را بیشتر می کند. چون واژه (( بد )) زبان قضاوتگر، به تجربه درونی می چسبد و آن نیز به خویشتن. در چنین اوضواع و احوالی، اجتناب تجربه ای احتمالا افزایش می یابد.

راهبردهای بافتار انگاشتن خویشتن به این دلیل در اکت به کار می رود که برای جلوگیری از هم آمیزی با خویشتن محتوایی، به درمانجو یاری رسانند و اعمال همسو با ارزش ها را تسهیل کنند.

خویشتن بافتاری، به خویشتنی اشاره دارد که بخش پایدار و همیشه حاضر شماست، بخشی که متوجه گذار افکار، هیجانات، خاطرات، و حس های بدنی در آگاهی تان است. خویشتن وقتی بافتار انگاشته می شود، به این معناست که خویشتن برابر با افکار، احساسات و حس های بدنی در نظر گرفته نمی شود، بلکه برابر با شخص در نظر گرفته می شود، شخصی که این تجارب را داراست یا متوجه آنهاست. از نظر گاه رفتاری، چشم انداز انگاشتن خویشتن، به تدریج، به محرکی پایدار در میان دریایی از محرکهای گذرا تبدیل می شود.

نظریه چهارچوب ارتباطی فرض را بر این می گیرد که خویشتن وقتی بافتار انگاشته می شود، در بر دارنده ارتباط ((خویشتن)) یا ((من)) این جایی و اکنون به طور فیزیکی و موقت با افکار، هیجانات و حس های بدنی است که آن جایی و آن زمانی هستند. به عبارت دیگر بافتار انگاشتن خویشتن به این معناست که من این جا حی و حاضرم ( از این جایگاه چشم انداز) و متوجه وقوع متناظر رویدادهای هیجانی و شناختی که بیانگر خویشتن نیستند و الزاما آن جایی و آن زمانی هستند، هستم؛ به این دلیل که الزاما نمی توانند همزمان هم مورد توجه قرار گیرند و هم در جایی باشند که از آن جا نگاه شان می کنیم.

شما آن جایی هستنید که می روید، قطع نظر از اینکه چه فکر، احساس یا خاطره ای دارید. فرد وقتی با محتوای تجاربش تعریف نمی شود، موقعیت های پریشان ساز و ارزیابی های کلامی حاصل از آنها، کمتر تهدید آمیز و توانکاه می شوند. بد بودن و بی کفایتی مطلقی که به صورت کلامی به تجارب ما پیوند خورده اند، به تدریج به کلماتی که صرفا حضور دارند، بدل می شوند، نه حقایق معرف خویشتن.

اکت و نظریه چهارچوب ارتباطی دو شیوه متفاوت برای معنا دهی کلامی یا نگرش درباره تجارب فرد است، دو شیوه ای که حاصل تاریخچه کلامی یادگیری کلامی هستند. بخشی از هدف اکت این است که درمانجویان آگاهی بیشتر پیداکنند و بتوانند خویشتن خویش را بافتار در نظر بگیرند. بافتار انگاشتن خویشتن نوعی جایگاه مشاهده است که درمانجو روی آن قرار می گیرد تا از خویشتن محتوایی جدا شود و به گونه ای کارآمد تر به سبکی همسو با ارزش ها عمل کند.

تماس با لحظه لحظه های زندگی

تمام یادگیری ها در زمان حال روی می دهد. اثر گذاری یک پسایند مانند تقویت یا تنبیه احتمالی در رفتار، در زمان حال روی می دهد. اگر دقیقا به پسایندهای کنونی رفتارتان توجه نکنید، از این حقیقت غافل خواهید بود که رفتارهای خاصی همواره تقویت می شود و رفتارهای خاصی نیز همیشه با تنبیه مواجه می گردد؛ یعنی برخی از کارهایی که هم اکنون انجام می دهید کارآمد هستند و برخی نا کارآمد. وقتی از این پیامدها غافل می مانید، یادگیری روی نمی دهد. فرد در این موقعیت محکوم به اشتباه های مکرر و مشابه است.


پیشنهاد ویژه:کارگاه آموزش ذهن آگاهی

افکار ما متخصص دور کردن ما از لحظه لحظه های زندگی هستند. تمرکز افکار بر مواردی چون برنامه ریزی، خیال پردازی، یا اندیشناکی و نیز یادآوری، تجدید خاطرات، یا نشخوار فکری درباره گذشته است. تماس نداشتن با لحظه لحظه های زندگی، ممکن است به مسائل بغرنج تر منجر شود؛ یعنی باعث شود فرصت های یادگیری یا پاسخ موثر به محرک موجود را از دست بدهید. نشخوار فکری درباره شکست ها یا خاطرات ناخوشایند، احساس غم، گناه، پشیمانی، شرم، اضطراب، خشم و مغلمه ای از هیجان را سرازیر می کند.

فرد وقتی احساس می کند باید پیامد آزارنده این افکار و احساسات را حذف یا تضعیف نماید، رفتارش ممکن است سریعا به این موضوع معطوف شود؛ تا اینکه به فکر پاسخ موثر به موقعیت های مهم زمان حال باشد.

منبع: وب سایت پیمان دوستی

مطالعه بیشتر

   راهنمای دانلود
  • در صورت ثبت نام لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
  • در صورت مشاهده ارور در فایل های فشرده آخرین نسخه Winrar را نصب نمایید.
  • همچنین می توانید از فشرده ساز 7 zip نیز استفاده نمایید.
  • برای اجرای فایل های صوتی و تصویری می توانید از نرم افزار KMPlayer استفاده کنید.
  • برای اجرای کتاب های الکترونیکی هم می توانید از نرم افزار Adobe Reader استفاده کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 2 = 9