تکنیک های همدلی با کودک برای آموزش خود نظم دهی و مسئولیت

تکنیک های همدلی با کودک برای آموزش خود نظم دهی و مسئولیت

اگر شما هم دارای فرزند خردسال هستید شاید برایتان پیش آمده که کودکتان بر روی یک موضوعی پافشاری می کند و با گریه قصد دارد تا هدفش برسد، برای مثال بیش از اندازه می خواهد بازی کند و وقتی به او می گویید دیگه بازی کافیه بیایید به خانه برویم فوری شروع به گریه می کند تا شما را راضی کند که به او اجازه دهید بیشتر بازی کند. ما در این قسمت از پایگاه دانش برنا اندیشان تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان تکنیک های همدلی با کودک برای آموزش خود نظم دهی و مسئولیت را در اختیار شما والدین محترم قرار دهیم. پس اگر قصد دارید تا به این فنون آشنا شوید تا انتهای مقاله تکنیک های همدلی با کودک با گروه تخصصی برنا اندیشان همراه باشید.

تکنیک های همدلی با کودک برای آموزش خود نظم دهی و مسئولیت

یادگیری و شناخت تکنیک های همدلی با کودک به شما کمک می کند تا بتوانید به فرزندان آموزش دهید که مسئولیت پذیر بوده و نظم و انضباط را در خود پرورش دهد.

محدودیت های همدلی در عمل: ترک زمین بازی

بیشتر والدین تصور می کنند مجازات نکردن به معنای فرزندپروری سالم است اما مقاومت در برابر اصرار به مجازات به معنای تعیین نکردن محدودیت نیست! در حقیقت، نه فرزندپروری سالم و نه فرزندپروری اقتدارگرا برای تربیت بچه های نظم پذیر کار نمی کنند. تحقیق در این مورد کاملاً واضح است: کودکانی که دارای انضباط شخصی، تاب آوری و هوش هیجانی هستند با محدودیت های همدلی تربیت می شوند. و به این دلیل است که محدودیت ها به کودکان برای تغییر بین چیزی که آنها بیشتر می خواهند یعنی همکاری و مشارکت، تمرین اساسی می کند و این امر بسیار ضروری است چرا که کودک فقط در صورت تعیین محدودیت با همدلی، این انتخاب را انجام می دهد بنابراین احساس می کند که درک شده و مایل به پذیرش آن است. برای مطالعه بیشتر پیشنهاد می شود تا به کارگاه آموزش اصول فرزندپروری مراجعه شود.

تعیین محدودیت ها با همدلی به این معنی است که ما:

  • در حالی که محدودیت هایی را تعیین می کنیم ولی ارتباط سالمی داریم
  • محدودیت ها را به گونه ای تعیین کنید که با احساسات کودک ما همدلی کند و به او در پردازش آن کمک کند
  • در حالی که ما محدودیت هایی را تعیین می کنیم، در برابر اشتیاق کودک خود برای تحمل درد یا احساس بد مقاومت کنیم

بیایید یک مثال را در نظر بگیریم، اوری و مادرش در زمین بازی هستند.

مامان: “اوری، گرسنه ای؟”

اوری: “بله!”

مامان: “وقت آن است که به خانه بروید و برای ناهار چند ساندویچ خوشمزه کره بادام زمینی درست کنید. آیا دوست دارید قدم بزنید یا سوار ماشین شوید؟”

اوری: “نه مامان ، من روی تاب نشسته ام.”

مادر: [همدردی کلامی با او و تأیید احساس او] تاب بازی بسیار سرگرم کننده است ای کاش می توانستید مدت طولانی بمانید و تاب بخورید [تعیین حد] و باید غذا بخوریم تا سیر شویم! بنابراین زمان رفتن به خانه است!”

اوری: “نه مامان، من اینجا روی تاب نشسته ام.”

اکنون همه ما می دانیم که این می تواند ادامه داشته باشد و ادامه یابد. کودک دو و نیم ساله گرسنه تر می شود و مادر نیز ناامیدتر می شود. در این مرحله مادر می تواند از شوخ طبعی استفاده کند. تعداد کمی از کودکان می توانند در برابر یک بازی مقاومت کنند. او می تواند مچ کودک خود را به طرز بازیگوشانه خرخر کند و با تظاهر به خوردن مچ دست او را از روی تاب پایین آورده و در خنده های بعدی، ترک زمین بازی ممکن است آسان باشد.

اما مامان خیلی گرسنه که الان نتواند بازی کند او آماده رفتن است، او تصمیم می گیرد حد مشخصی تعیین کند و از دخترش بخواهد که همکاری کند  او با همدلی یا درک احساسات فرزندش شروع می کند.

مادر: “اوری تو عاشق تاب خوردن هستی نه؟”

اوری: “بله!”

مادر: “حتی اگر وقت ناهار است و ما گرسنه هستیم، اما شما آرزو می کنید تمام روز تاب بازی کنید، مگر نه؟” [برآورده شدن آرزوها]

اوری: “بله!”

مامان: “ای کاش تو هم می توانستی چرا که خیلی سرگرم کننده است نه؟ (پیدا کردن یک نقطه توافق) حالا وقت ناهار است پس وقت آن است که به خانه برویم.”

به کلمات “و هنوز” توجه کنید، اگر مامان می گفت “اما” وقت آن است که به خانه بروید، اوری شاید احساس می کرد آنچه می خواهد مهم نیست. (احتمالاً متوجه شده اید که وقتی کسی می گوید “XXXXX ، اما …” کلمات قبل از “اما” تا حدودی باطل می شوند) عباراتی مانند “و هنوز” و “حتی اگر” به ما کمک می کنند دیدگاه کودک را حتی در هنگام تنظیم اعتبار سنجی کنیم. همچنین برای کسب اطلاعات بیشتر به پکیج درمان شناختی رفتاری کودکان مراجعه فرمایید.

مادر: “شما یک انتخاب دارید می توانید مانند یک خرگوش کوچولو به پایین پریده و همراه من بازی کنید یا من شما را سوار می کنم و می توانید در کالسکه سوار شوید.” [مامان انتخاب می کند که هر یک از کارها برای او خوشایند است این به اوری کمک می کند تا او مقداری خودش کنترل کند.] پیشنهاد برنا اندیشان در این زمینه به شما مشاهده پکیج کامل روانشناسی کودک است.

اما اوری یکی از این گزینه ها را انتخاب نمی کند.

اوری: “نه!”

مامان: (با گرمی اما قاطعانه صحبت می کند) اوری، می بینم برای شما خیلی سخت است که خودتان تاب را ترک کنید من به شما کمک می کنم تا به کالسکه بروی.

توجه داشته باشید که مادر باعث نمی شود اوری احساس یک آدم بد را داشته باشد زیرا نمی تواند “اطاعت” کند. مامان تصدیق می کند که کار برای او خیلی سخت بود.

بیایید فرض کنیم اوری در حالی که مامان او را بلند می کند سرو صدا می کند. منطق عام می گوید او را در کالسکه گذاشته و از گریه او چشم پوشی کنید بنابراین ما گریه او را با توجه کردن “پاداش” نمی دهیم. اما این ارتباط ما را با فرزندمان قطع می کند. بدتر اینکه ما به او این پیام را می دهیم که احساساتش بد است و فقط اگر او را دوست داشته باشیم چیزی را که ابراز می کند دوست خواهیم داشت به عبارت دیگر عشق ما مشروط است. برای مطالعه بیشتر به مقاله آموزش نظم دهی به رفتار کودک مراجعه فرمایید.

تکنیک های همدلی با کودک

بنابراین آیا باید سعی کنیم کودکمان را از ناراحتی او دور کنیم؟ “واو، اوری اون سگ کوچولوی ناز رو همونجا نگاه کن!” همه ما این انگیزه را احساس کرده ایم. اما حواس پرتی چه پیامی ارسال می کند؟ “احساسات شما مهم نیستند” یا “احساسات شما غیرقابل قبول است، شاید حتی خطرناک باشد بنابراین ما وانمود خواهیم کرد که آنها وجود ندارند”؟ (اگر ابراز ناراحتی کنید و شریک زندگی یا دوستتان با حواس پرتی به شما واکنش نشان دهد احساس دوست داشتن و درک می کنید؟) به طور کلی کودکان حتی در مواقعی که مجبور به تعیین محدودیت هایی هستیم نیاز دارند که به آنها گوش فرا دهیم و احساسات آنها را بپذیریم و نباید با تکنیک های حواس پرتی موضوع بحث را تغییر دهیم چرا که این حس را به کودک می دهد که احساساتش مهم نیست.

اصول آموزش نظم دهی به رفتار کودک

تکنیک های همدلی با کودک

اوری: [هنگامی که مادر او را از تاب بلند می کند شروع به سر و صدا می کند.]

توجه داشته باشید که حتی اگر مادر بسیار صبور باشد، کودک هنوز گریه می کند. این بدان معنا نیست که او کار اشتباهی انجام داده است همه کودکان محدودیت هایی را آزمایش می کنند و بر آنچه می خواهند پافشاری می کنند این بخشی از شرح شغل آنها است به آنها کمک می کند تا پیشرفت کنند و وظیفه ما به عنوان والدین راهنمایی فرزندان و تعیین محدودیت است. این بدان معناست که گاهی کودکان ناراحت شده و گریه می کنند، نیازی به دفاع نیست یا سعی می کند با آنها در مورد احساساتشان صحبت کنید. ما باید محدودیت هایی تعیین کنیم و آنها اجازه دارند ناامید شوند. آنها چه می آموزند؟ آنها هرچه می خواهند نمی گیرند اما آنها به چیزی بهتر دست می یابند: والدینی که آنها را بپذیرد و درک کند.

مامان: (دلسوزانه) “شما گریه می کنید و نمی خواهید تاب را ترک کنید. وقتی خیلی سرگرم می شوید متوقف کردن تاب بازی سخت است. من می دانم که آرزو می کنید کاش می توانستید تمام روز را تاب بازی کنید، حتی اگر گرسنه باشید و اکنون وقت آن است که به خانه برویم و غذا بخوریم. بیایید یک دقیقه روی این نیمکت بنشینیم من تو را در حالی که گریه می کنی نگه می دارم.”

علی رغم اینکه والدین دیگر در زمین بازی به ما خیره شده اند اما ما ناکام نیستیم زیرا دخترمان گریه می کند. در حقیقت گریه برای کودک دو ساله با احساسات خوب و مفید است او باید آنها را بیان کند و آنها را به ما نشان دهد نه اینکه آن را سرکوب کند.

در حالی که گریه می کند اگر بتوانیم او را در آغوش بگیریم و به او کمک کنیم تا احساس امنیت کند (به جای اینکه او را در کالسکه ببندیم و تا خانه هق هق گریه کند) حتی ممکن است در مورد چیزهای دیگر شروع به گریه کند آن سگ بزرگ که صبح برای او پارس کرد یا روشی که پدر با عجله به او برخورد کرد یا اینکه دیروز زانوی او چقدر درد گرفت اما او گریه نکرد زیرا با مادربزرگ بود که به او گفت چه دختر بزرگ و شجاعی هستی و دختران بزرگ که گریه نمی کنند این فرصتی عالی برای برداشتن این ناراحتی از دوش کودک است! در واقع اغلب بچه ها دقیقاً همان کاری که اوری با تاب انجام داد، را انجام می دهند و مقاومت می کنند. بنابراین نگه داشتن کودک و همدلی با او در حالی که گریه می کند یک هدیه فوق العاده است. همچنین پیشنهاد می شود اصول فرزندپروری با رویکرد شفت را نیز مشاهده نمایید.

همانطور که او گریه می کند ما با نگه داشتن و همدلی با او ارتباط برقرار می کنیم ما اشک را ادامه می دهیم  بله عمداً! با همدلی و اطمینان خاطر از اینکه او در امنیت است: “شما ناراحت هستید، نمی خواهی به خانه بروید من اینجا در کنارت هستم خیابت راحت باشد.”

اگر او عصبانی است و به جرف ما گوش نمی دهد ما در کنارش می مانیم و مجدد جملات را تکرار می کنیم: “من اینجا در کنارت هستم خیالت راحت باشد به زودی احساس بهتری خواهید داشت.” برای آرامش عمیق نفس می کشیم ما از نگاه کنجکاو رهگذران چشم پوشی می کنیم.

سرانجام او آرام شده و در آغوش ما قرار دارد ما یک آغوش بزرگ به او می دهیم. “شما گریه می کردید، ناراحت بودید اکنون حالتان بهتر شده است بیایید به خانه برویم و آن ساندویچ های خوشمزه را درست کنیم. آیا قبل از سوار شدن در ماشین یک نوشیدنی آب می خوری؟”

پس از یک گریه خوب در حضور دوست داشتنی شما، کودک شما از هر احساسی که باعث می شد او به موقعیت خود بچسبد به ازای کنار آمدن با شما آزاد خواهد شد. او احساس آرامش و همکاری خواهد کرد. (وقتی بچه ها سفت و سخت عمل می کنند و اصرار دارد که راه خود را در پیش بگیرد این که بخواهند با گریه به خواسته شان برسند اغلب یک فریب است که آنها باید گریه کنند درست مثل بزرگسالان! :-))

اولین باری که این کار را می کنید ممکن است کودک شما مدت طولانی گریه کند گریه هرگز چیز بدی نیست؛ او ناراحتی های خود را به شما نشان می دهد. یا ممکن است فکر کند که گریه شما را متقاعد می کند که اجازه دهید بیشتر تاب بخورد. بدیهی است که همدردی با احساسات او به معنای لغو حد مجاز برای شما نیست. (اگر می توانید بهترین کار این است که محدودیت هایی از این دست را در خانه شروع کنید زمانی که واقعاً وقت و انرژی لازم برای نشستن را ندارید این اعمال پیشگیرانه باعث می شود که مدت زمان بازی حد مشخصی داشته باشد.)

طولی نکشید که وقتی می گویید وقت ناهار است، کودک شما با اکراه از تاب پایین می آید و به کالسکه خود می رود. این یک کودک نوپا بود اما شما می توانید آن را با کودکان سایر سنین نیز سازگار کنید. فقط همدردی کنید حد خود را به روشنی و مهربانی تعیین کنید و اگر فرزندتان ناراحت شد از اشک استقبال کنید. مهمترین قسمت این است که ناراحتی خود را از اینکه فرزندتان ناراضی است کنار بگذارید بنابراین می توانید ناراحتی کودک خود را حتی با حفظ حد مجاز قبول کنید.

از آنجا که با همدلی توانستید حد خود را تعیین کنید او یاد خواهد گرفت:

  • ناامیدی می تواند از بین برود این آغاز مقاومت است
  • محدودیت های شما محکم است، ممکن است او آنها را دوست نداشته باشد اما شما طرف او هستید بنابراین آنها را قبول می کند و این آغاز خود انضباطی است
  • احساسات قابل کنترل هستند این آغاز تنظیم عاطفی است
  • احساس او برای شما مهم است و او برای شما مهم است این باعث می شود او از شما راهنمایی بگیرد

در اینجا ما فکر کردیم که این یک بحران است اما معلوم شد که فرصتی شگفت انگیز برای آموزش دروس ضروری زندگی است در عمل آن را خوب و مفید بنگرید.