چرا احساس گناه می کنیم و آشنایی با چرخه ی احساس گناه

چرا احساس گناه می کنیم و آشنایی با چرخه ی احساس گناه

احساس گناه موضوعی است که ممکن است خیلی از افراد را درگیر خودش کرده باشد،در این بخش قصد داریم تا مقاله ای با عنوان چرا احساس گناه می کنیم و آشنایی با چرخه ی احساس گناه را در اختیار شما علاقه مندان به موضوعات روانشناسی قرار دهیم و در رابطه با درک چرخه ی احساس گناه با شما گفتگو کنیم و به صورت کامل بگوییم که چگونه احساس گناه به ما دست می دهد و ما در این چرخه قرار می گیریم،پس تا انتهای مقاله با برنا اندیشان همراه باشید.

چرا احساس گناه می کنیم و آشنایی با چرخه ی احساس گناه

در مقاله چرا احساس گناه می کنیم و آشنایی با چرخه ی احساس گناه ابعاد مختلف سکیل و چرخه ی گناه را بررسی خواهیم کرد و خواهیم گفت به چه علت انسان ها احساس گناه می کنند.

آشنایی با چرخه ی احساس گناه

چرخه احساس گناه نشان دهنده یک وضعیت روانی است، این وضعیت یک زندان احساسی در درونتان ایجاد میکند که فقط شما در آن زندان با احساسات بد دست و پنجه نرم میکنید. البته باید گفت این مکان (زندان) را میشناسم، چون این موضوع من را هفته ها وا داشت تا این مقاله را بنویسم، و  من را در یک دور چرخان گناه به  دویدن وا داشت. و من فقط این طوری نیستم. این موضوع یکی از موضوعات مهم بحث در اتاق های مشاوره و درمان بوده است. و خیلی از مردم میخواهند از این سیکل خارج شوند تا این سیکل و احساساتی که به آن ها وارد میکنند را محو نابود کنند.

آشنایی با سیکل و چرخه احساس گناه در انسان

چرخه احساس گناه ساده است و از سه بخش تشکیل شده است: باید، عمل کردن/بی عمل بودن ، گناه. مهم نیست شما از کجا شروع کنید، زیرا این موارد بر یکدیگر تاثیر میگذارند و از چرخه تغذیه میکنند، اما برای شفافیت بگوییم که شما  از این باید آگاه شوید درست مانند این است که شما میخواهد مادرتان را صدا کنید و این باید مثل جلب نظر و جلب توجه می باشد و مانند این است که خود و دیگران را تایید کنید. این باید گفته شده یک فرصت برای عمل کردن و یا عمل نکردن را برایمان حاصل می سازد.

و وقتی عملی انجام شود، شامل دستورالعملی است که به آن عمل نمودید و خودتان آن را انجامش دادید. اقدام ارتباط با مادر خودتان باعث ایجاد آرامش و تلاش برای جلوگیری از احساس گناه می شود. عمل نکردن به معنای بستن چیزی و عقب نگه داشتن چیزی و یا در جا زدن در یک موقعیت خاص می باشد واین کارها برای جلوگیری از گناه صورت میگیرد.


پیشنهاد ویژه : کارگاه روانشناسی آموزش مهارت های زندگی


به عنوان مثال وقتی این مقاله را می نوشتم اغلب یک حالت بی عملی من را فرا میگرفت زیرا فشار احساسی وارده برمن به من احساس فلج بودن را میداد. و مهم نیست که چه کاری انجام میدهید باید بدانید که گناه اجتناب ناپذیر است. نکته مهم چرخه احساس گناه این هست که شما دیگر در زندگی نفعی برای خود نمی برید و شما درحال دویدن دراین سیکل هستید ولی اجازه چرخاندن این سیکل را به کسی دیگر داده اید.

تا زمانی که در چرخه گناه هستید راه گریزی ندارید زیرا همه این تصمیمات در یک مدار بسته انجام شده به همین خاطر احساس گناه خواهید نمود. اساسا گناه مسئله ای برای پذیرش خودمان است. و اتفاقاتی که در بعضی روابط رخ میدهند نشان میدهند که ما به طور مشروط دوست داشتنی هستیم و شما باید برای کسی کاری انجام دهید که دوستش دارید و اگر خواسته دیگری رعایت نشود نباید از عشق و تایید  او نیز دریغ شود. متاسفانه این یک درس بسیار آسان است که میتوان از آن استفاده نمود. سرانجام،  اگر این الگو به اندازه کافی تکرار شود  مان نیز شروع به اعمال همان اقدامات روی خود میکنیم و فقط خود را به طور مشروط دوست خواهیم داشت و پیش خودمان میگوییم  اگر من کاری انجام دهم و فقط در صورتی است که به خودم عشق می ورزم و برای خودم احترام قائلم.

چرا انسان های احساس گناه می کنند؟

علاوه بر این  ما به دنبال تایید و پذیرش برای تحقق خواسته های دیگران نسبت به خواسته های خود باشیم. در حقیقت بعد از مدتی ممکن است حتی فکر نکنیم دیگر نیازی  داریم یا اعتقادی داریم که باید نسبت به آن رفتار کنیم چه رسد به اینکه به آنها عمل کنیم. به عبارت دیگر ما وارد چرخه گناه شده ایم و دور بر خود میدویم. یکی از بیماران به نام راشل  از این نوع رابطه با خواهر بزرگتر خود داشت. راشل میخواست با خواهر بزرگش کنار بیایید ولی از اینکه او را نا امید کند ترسیده بود. او درباره نیاز به پیروی از قوانین خواهرش و انجام پیشنهادات خود برای دریافت عشق و حمایت عاطفی و همچنین فرار از خشم صحبت کرد.

اگر راشل نتوانست در خواستی را بر آورده کند  یا این کار را به دلخواه خواهرش انجام ندهد، بلافاصله  احساس گناه عمیقی پیدا میکند. این مسئله باعث شده تا او یک درد در قفسه سینه و شکم خود تجربه کند  و اذعان کرد این امر باعث بیماری شده و سر دردهای منظم و درد های معده شدیدی نیز داشت و اعتماد به نفس او نیز در حد پایین تر از حد خود قرار داشت.

راه پذیرش خود یک فرآیند طولانی است، یکی از اولین قدم های راشل درک چرخه احساس گناه خودش بود. به طور خاص ، او تشخیص داد که هر وقت احساس گناه کرد خواهرش را ناامید و ناامید کرد. و خواهرش احساسات او را پشت سرش میگذاشت و راشل مسئول حمل احساسات درونش بود و سر انجام، این همان گناه بود: حمل چمدان احساس یک نفر دیگر  که همان سیکل یا چرخه گناه است. با گذشت زمان، راشل فهمید که در یک موقعیت بدون برد نسبت به خواهرش قرار دارد. که از دورن باید به همه این موضوعات رسیدگی می نمود و ما درمورد یک منتقد درونی نیز صحبت نمودیم و راشل در موقعیت سخت نسبت به قضاوت خواهرش قرار داشت و این موقعیت را تشخیص داد. تمامی این  بینش ها شروع تغییری بزرگ برای راشل بود. او با آگاهی از ماهیت الگوی خود فهمید که راهی برای خارج شدنش از این چرخه وجود دارد.