تحلیل شخصیت فرد قربانی و بررسی علل آن

تحلیل شخصیت فرد قربانی و بررسی علل آن

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که برخی افراد نسبت به دنیا و دیگران آنقدر بدبین هستند که همواره شخصیت قربانی را بازی می کنند گویی که تمام اتفاقات بد برای آن ها می افتد، در این بخش از پایگاه علمی برنا اندیشان تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان تحلیل شخصیت فرد قربانی و بررسی علل آن را مورد مطالعه علمی قرار دهیم و با ارائه راهکارهای حرفه ای بتوانیم به این افرار کمک کنیم، پس اگر شما هم به این موضوع علاقه مند هستید تا انتهای مقاله تحلیل شخصیت فرد قربانی با برنا اندیشان همراه باشید.

تحلیل شخصیت فرد قربانی و بررسی علل آن

در مقاله تحلیل شخصیت فرد قربانی و بررسی علل آن می خوانیم که افراد قربانی دارای چه ذهنیتی نسبت به دنیای پیرامونشان هستند و چگونه واکنش نشان می دهند.

شخصیت قربانی

محققان شواهدی پیدا کردند که افراد خودشان را به عنوان یک قربانی می پندارند

همه ما آن شخص را می شناسیم، هر اتفاق بدی که برای آنها می افتد به نظر می رسد که آنها همه چیز را به خودشان می گیرند، اما به طرز عجیبی منفی هستند. دنیا برای به دست آوردن آنها بیرون ماجرا قرار دارد. این رفتار پارانویا نیست، اما با نحوه تفسیر مداوم کارها به عنوان قصد داشتن برای آسیب رساندن و مجازات کردن، ممکن است به صورت توهم به نظر برسد.

به دلیل همه اتفاقات بدی که برای آنها رخ داده، هیچ کس واقعاً مقصر آنها نیست. و آنها مسئول کارهای بدی نیستند که انجام می دهند، زیرا آنها خیلی چیزها را پشت سر گذاشته اند و فقط برخی از آنها را به خود بر می گردانند. در سال 2014، من در مورد رشد فرهنگ بزه دیدگی نوشتم، که باعث ایجاد انگیزه و تقویت درک از خود به عنوان یک قربانی همیشگی می شود.

اکنون، محققان تحقیقاتی را منتشر کرده اند که نشان می دهد دیدن خود به عنوان یک قربانی در واقع می تواند جنبه ای مشخص و پایدار از شخصیت باشد. یک سری محققان مجموعه ای از هشت مطالعه جداگانه را برای شناسایی، آزمایش و اندازه گیری ساختار شخصیتی آنها با عنوان “تمایل به قربانی شدن بین فردی” انجام دادند.

ویژگی افرادی که شخصیت و ذهنیت قربانی دارند

تحلیل شخصیت فرد قربانی

آنها این  را به عنوان “احساسی پایدار مبنی بر اینکه خود در بین انواع مختلف روابط بین فردی قربانی می شود” تعریف می کنند. محققان چندین مولفه اصلی  را نیز در این امر شناسایی می کنند، از جمله:

نیاز به شناخت – به موجب آن افراد سطح بالایی از نیاز را دارند تا بزه دیدگی آنها توسط دیگران دیده و شناخته شود.

نخبه گرایی اخلاقی – خود را از نظر اخلاقی پاک یا “ناپاک” می بیند، و کسانی که با خود مخالفت، انتقاد یا “قربانی” می کنند را کاملاً غیراخلاقی و ناعادلانه می بیند.

عدم همدلیهمدلی و نگرانی کمی نسبت به رنج دیگران، زیرا قربانی شدن خود شما بسیار بیشتر از رنج دیگران است. همچنین شامل استحقاق خودخواهانه یا آسیب رسانانه نسبت به دیگران، بدون شناخت درد و تجربه آنها است.

نشخوار فکری – تمایل شدید به فرزندآوری و ثابت ماندن در زمان ها، روش ها و روابطی که آنها قربانی شدن و استفاده از آنها را تجربه کرده اند.

محققان دریافتند که موارد مربوطه در بین جمعیت ها و نمونه های مختلف تکثیر شده و در طول زمان ثابت مانده است. علاوه بر این، آنها دریافتند که افراد با این گونه موارد بسیار بیشتر از دیگران به جنبه های منفی روابط بین فردی توجه می کنند. به احتمال زیاد آنها نیتهای منفی یا سوء نیت را به عملکرد دیگران نسبت می دهند و موارد منفی را در مقایسه با موارد مثبت به خاطر می آورند. آنها تمایل داشتند که نکات منفی را به افراد دیگر و به ندرت به خود نسبت دهند.

افرادی که تمایل زیادی به دیدن خود به عنوان قربانی داشتند، احساس آسیب دیدگی شدیدتری داشتند، احساس درد برای مدت طولانی تری داشتند و احتمال اینکه درد را در دوره های بعدی به خاطر بیاورند، بیشتر است. آنها با شدت بیشتری به محرک های منفی پاسخ می دهند. افرادی که خود را بعنوان یک قربانی ماندگار می دیدند، بیشتر مجازات کینه، انتقام جویی و احساس حق برای انجام مجازات دیگران برای رفتارهای غیراخلاقی داشتند. به نظر می رسد آنها افرادی را می بینند که بد هستند و آنها را قربانی می کنند، که توجیه کننده انتقام جویی است.

افراد دارای موارد گفته شده تمایل به سبکهای دلبستگی دارند که اضطراب بیشتری دارند، اما احتمال اینکه در روابط اجتناب کنند کمتر است. بنابراین، آنها ممکن است نگران باشند که در روابط آسیب ببینند یا مورد سوء استفاده قرار گیرند، اما از روابط یا ارتباطات بین فردی اجتناب نکنند. رابطه بین دیدن خود به عنوان یک قربانی و سابقه ضربه واقعی در این تحقیق مشخص نبود.

استفاده از این تحقیقات بالینی ممکن است ارزشمند باشد، به طور بالقوه به باز کردن و به چالش کشیدن فرضیات اصلی و تمرکز بیش از حد روی منفی زمینه ساز و تغذیه هویت شخصی خود به عنوان یک قربانی کمک می کند. روانشناسی مثبت، مصاحبه انگیزشی، و استراتژی های درمانی پذیرش و تعهد، همه مداخله هایی را برای کمک به افراد در کشف رفتارها و ارزش ها و تقویت نکات مثبت ارائه می دهند. شاید بتوان با کمک به افرادی که احساس می کنند قربانی هستند، روی تعبیر بالقوه مثبت، و یا همذات پنداری با دیگران تأکید کنند، و تأثیرات منفی شخصیت قربانی را واسطه قرار دهند.