دانلود جزوه کتاب مکاتب روانشناسی به صورت کامل

جزوه کتاب مکاتب روانشناسی به صورت کامل

یکی از مواردی که در هر علمی باید با آن آشنا باشیم، موضوع شناخت و آشنایی با تمام مکاتب موجود در آن علم است. در علم روانشناسی هم لازم است تا با نظریات و رویکردهای آن آشنا باشیم و اصول آن ها را بدانیم، چرا که اگر قرار است در این رشته به تحقیق و بررسی بپردازیم باید تمام رویکرد ها و مکاتب را بشناسیم و همچنین بدانیم هر یک از آن رویکردها چه مسائلی را مورد بررسی قرار می دهند. در این بخش از وب سایت برنا اندیشان تصمیم داریم تا یکی از کاربردی ترین جزوات روانشناسی با عنوان دانلود جزوه کتاب مکاتب روانشناسی به صورت کامل را برای دانلود در اختیار شما علاقه مندان به رشته روانشناسی و تمامی دانشجویان حوزه مشاوره و روانشناسی قرار دهیم.

دانلود جزوه کتاب مکاتب روانشناسی به صورت کامل

جزوه کتاب مکاتب روانشناسی به صورت کامل تمام بخش های کتاب را در برگرفته و تمامی رویکردهای روانشناسی را در خود جای داده است.

مکتب زیست شناختی

همانطور که میدانید مغز انسان تقریبا ۱۱۰۰ الی ۱۴۰۰ گرم وزن دارد و در واقع ارتباطات پیچیده ای بین تمام بخش های آن وجود دارد. شاید بتوانیم مغز را به عنوان پیچیده ترین ساختار عالم هستی در نظر بگیریم. همچنین بسیاری از غده هایی که در بدن انسان وجود دارند و در مواقع ضروری ترشح می شوند نیز تحت فرمان مغز قرار دارند. در مکتب زیست شناختی هدف آن است که رابطه بین عصب و هورمون های بدن با رفتار مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد. از طرف دیگر تمام موجودات تحت تاثیر وراثت قرار دارند که از ابتدای تشکیل و باروری تخمک این تاثیر وجود دارد بنابراین بررسی و شناخت کامل اثرات مربوط به توارث، رفتار و شخصیت در حوزه رویکرد پیش رو یعنی نظریه زیست شناختی قرار دارد.

مکتب رفتارگرایی

در ابتدا لازم است بدانیم که بنیانگذار مکتب رفتارگرایی شخصی بود با نام جان بی واتسون که بر علیه درون گرایی در زمان خویش قیام کرد و معتقد بود که روانشناسی باید عاری از هر گونه درون گرایی باشد. درون گرایی برای وونت بود که از نظر واتسون دارای اشکالاتی است و نیاز دارد تا در آن اصلاحاتی انجام شود.

به عنوان مثال واتسون معتقد بود که تمام موارد را نمی توان به وسیله روش های عینی اندازه گیری نمود، از این رو واتسون باور داشت اگر می خواهیم به روانشناسی به عنوان یک علم نگاه کنیم می بایست تحقیقاتی که در آن انجام می شود دقیقا مشابه علم فیزیک و شیمی باشد. یعنی هر چیزی را باید بتوانیم به صورت دقیق اندازه گیری کنیم.


پیشنهاد ویژه : کارگاه آموزش کامل رویکرد رفتارگرایی


به همین دلیل کاری انجام داد که به دنبال آن رفتار را به عنوان یک مورد قابل آزمایش و اندازه گیری ثبت نمود. از طرف دیگر چون روز به روز بسیاری از افراد دیگر و سایر روانشناسان بر نظریه درون نگری وونت اشکالاتی وارد می کردند باعث شد تا رفتارگرایی سریع تر رشد کند و افرادی که در این حوزه تحقیق و آزمایش انجام می دادند را به عنوان رفتارگرا در نظر بگیرند. به دنبال این روند تعریفی از روانشناسی ارائه شد که طبق آن روانشناسی را علم مطالعه رفتار نامیدند.

مکتب روانکاوی

در کنار رویکرد رفتارگرایی مکتبی روی کار آمد با نام روانکاوی که از علوم انسانی جدا بود و در حوزه علم پزشکی و عصب شناسی قرار داشت. این مکتب را فردی به نام زیگموند فروید پایه گذاری کرد و او را پدر علم روانکاوی می دانند. در این رویکرد از روشی با نام هیپنوتیزم استفاده می شود که باعث شد تا نگاه جدیدی نسبت به انسان و شخصیت ایجاد گردد. وقتی علم روانکاوی رونق پیدا کرد موجب شد تا انقلاب بزرگی در علم پزشکی و علوم انسانی ایجاد گردد.

زیگموند فروید در مورد ذهن انسان باور دارد که ذهن دارای ۳ بخش جدا از هم است که عبارتند از : خودآگاه، نیمه آگاه و ناخودآگاه، او تمام نظریاتش را بر مبنای بخش ناخودآگاه ذهن پایه ریزی کرد و به این موضوع باور داشت که تمامی ترس ها، آرزوها، باورها و … که در دوران کودکی شکل می گیرد و اثرات این دوره بر آن بسیار با اهمیت است در بخش ناخودآگاه ذهن ما قرار دارد.


پیشنهاد ویژه : پکیج آموزش کامل فنون روانکاوی


بنابراین وقتی فردی دچار مشکلی می شود به این دلیل است که در دوران کودکی اش مشکلی ایجاد شده و او نتوانسته به درستی با آن مشکل برخورد کند، به همین دلیل از طریق روش هیپنوتیزم می توانیم فرد را در حالتی قرار دهیم که آن موقعیت را مجسم کند و با آموزش او کاری کنیم که بتواند پاسخ درستی نسبت به آن موقعیت را نشان دهد تا بتواند از شر سرکوب نیازهایش خلاص شود و به دنبال آن سلامتی اش را بازیابد.

زیگموند فروید از روش روانکاوی برای درمان افرادی که دچار هیستری شده بودند بسیار استفاده کرد و باور داشت تمامی افکار و باورهای ما در بخش ناخودآگاه ذهن ما قرار دارند و همین بخش تمامی شخصیت انسان را تحت تاثیر قرار می دهد.

مکتب گشتالت گرایی

در کشور آلمان و در مقابل مکتب رفتارگرایی ما شاهد ظهور رویکردی با نام گشتالت هستیم که این لغت یک واژه آلمانی است و به معنای کل و یکپارچه می باشد. بنابراین افرادی که پیرو مکتب گشتالت هستند را کل گرا می نامند. به باور آن ها ما نمی توانیم یک کل را به بخش های ریز تقسیم کنیم و آن ها را جدا از هم مورد بررسی قرار دهیم و در واقع کاری که ما باید انجام دهیم این است که همواره کلیت یک موضوع را مورد بررسی قرار دهیم. مطابق با اصل گشتالت این کلیت یکپارچه است که به تمامی اجزای زیر مجموعه مفهوم و معنا می دهد.

مکتب شناخت گرایی

در این مکتب با مواردی از جمله کارها و فرایندهای عالی مغز از جمله حافظه، یادگیری، به خاطر سپردن، استدلال کردن، تصمیم گیری و حل مسئله روبرو هستیم و تمامی این مسائل به عنوان شاخه های اصلی در این رویکرد مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. نکته ای که در این رویکرد وجود دارد این است که ما نمی توانیم مفاهیم موجود در این رویکرد را از طریق مشاهده مستقیم مطالعه و بررسی کنیم ولی همواره قادر خواهیم بود تا از روش غیر مستقیم به یک ارزیابی و استنباط جامع دست یابیم. در مکتب شناخت گرایی ما با اصولی که در روانشناسی قرن ۱۹ رایج بود روبرو هستیم ولی تفاوتی که در آن وجود دارد این است که دیگر روش ها تغییر کرده و ابزارها علمی تر شده است.

مکتب انسان گرایی

همانطور که از نام این مکتب مشخص است، مکتب انسان گرایی بر موضوع انسان و تجربیاتش تکیه دارد و ادراک شخصی انسان را مورد مطالعه قرار می دهد. به عبارت دیگر ماهیت و مفهوم انسان در این نظریه مورد بررسی قرار دارد. افرادی که پیرو مکتب انسان گرایی هستند همواره سوالی را مطرح می کنند مبنی بر آنکه آیا هدف علم روانشناسی تجزیه و تحلیل رفتارهاست و یا کاری کند که انسان بتواند به آرزوهایش برسد و همواره در زندگی اش شاد باشد؟ در این رویکرد ما با مسائلی روبرو هستیم که در برخی از موارد به طور کلی متضاد تعریفی عملی روانشناسی است.

دسته‌بندی‌ها