معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل

معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل

در این قسمت از پایگاه دانش برنا اندیشان تصمیم داریم تا در رابط با یکی از موضوعات مهم و ویژه روانشناسی با عنوان معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل با شما علاقه مندان به مطالب روانشناسی و رویکردهای درمانی گفتگو کنیم.

معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل

در مقاله معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل  رویکرد واقعیت درمانی مورد بررسی قرار گرفته و سپس به راهکارهای درمانی خواهیم پرداخت،پس تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.

واقعیت درمانی

واقعیت درمانی روش مشاوره و درمانی است که دکتر گلسر از سال ۱۹۶۵ آن را آموزش می‌دهد. این روش، هنر خلق یک رابطه معنادار با مراجع را آموزش می‌دهد، که از گذر آن رابطه به مراجع کمک می‌کنیم تا انتخاب‌های مؤثرتری انجام دهد. همانطور که در کتاب: “مشاوره با تئوری انتخاب: واقعیت درمانی نوین” آمده است، امروزه واقعیت درمانی بر پایه تئوری انتخاب استوار است و موفقیت آن به میزان آشنایی و دانش مشاوره با تئوری انتخاب بستگی دارد. در واقع آموزش مفاهیم تئوری انتخاب به فردی که مورد مشاوره قرار می‌گیرد (اعم از مراجع یا دانش‌آموز یا کارمند) اکنون بخشی از فرایند واقعیت درمانی است. از آنجایی که نداشتن پیوند و رابطه یا قطع شدن رابطه با افرادی که به آنها نیاز داریم منبع اصلی تمامی مشکلات روان‌شناختی محسوب می‌شود، هدف واقعیت درمانی کمک به افراد برای برقراری رابطه معنادار با اطرافیان و عزیزان‌شان است. این برقراری پیوند و ایجاد رابطه همواره از طرف مشاور یا معلم شروع می‌شود به این معنا که با بکارگیری رفتارهای پیوند دهنده با مراجع یا دانش‌آموز به عنوان یک الگو به مراجع / دانش‌آموز در عمل نشان می دهد که چگونه با افراد مهم زندگی‌اش، کسانی که به آنها نیاز دارد رابطه برقرار کند.

معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل

ویلیام گلاسر و تئوری انتخاب

گلاسر از سال ۱۹۶۲ با نوشتن مقاله‌های جدی، دیدگاه‌های خود را در زمینه‌ی مشاوره، روانشناسی و روانپزشکی مطرح کرد و تا سال ۲۰۱۳ که در ۸۸ سالگی فوت کرد، به نوشتن و آموزش ادامه داد.

معروف‌ترین کتاب او، نظریه انتخاب یا Choice Theory نام دارد که به شهرتی جهانی دست یافته است. سایر کتاب‌ها و مقاله‌هایش هم که قبل از این کتاب یا پس از آن نوشته شده‌اند، از نظر مفهوم و پیام، به بحث تئوری انتخاب بسیار نزدیک هستند.

این نزدیکی در حدی است که تقریباً هر یک از مقاله‌ها و نوشته‌های او را به انتهای کتاب تئوری انتخاب اضافه کنید، باز هم ناهماهنگی چندانی در کلیت کتاب به وجود نخواهد آمد و احساس می‌کنید که هنوز، پیوستگی کافی بین مطالب وجود دارد.

ویلیام گلاسر در فصل چهارم کتاب نظریه انتخاب با عنوان Total Behavior یا رفتار کلی بر این نکته تأکید دارد که:

-تقریباً همه‌ی رفتارهای مهم ما از جنس انتخاب هستند.

-در این‌جا واژه‌ی رفتار، صرفاً در ساختن و مدیریت رابطه‌ها، تصمیم‌های روزمره و انتخاب‌هایی که آشکارا و آگاهانه انجام می‌دهیم خلاصه نمی‌شود.

-حتی افسردگی یا اندوه هم یک رفتار انتخابی هستند؛ رفتاری که هر چند ناآگاهانه، اما بر اساس تحلیل منافع و دستاوردها و هزینه‌ها، اتخاذ و انتخاب می‌شود.

-به همین علت، افسردگی کردن در مقایسه با اصطلاح افسرده بودن، دقیق‌تر است.


پیشنهاد ویژه : کارگاه آموزش کامل واقعیت درمانی به صورت کاربردی


معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل

واژه‌ های کلیدی و اساسی واقعیت ‌درمانی

بعد از معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی حال به واژه های کلیدی و اساسی واقعیت درمانی می پردازیم:

خود ارزشمندی: خود ارزشمندی، همان عزت‌ نفس است.
استقلال: قدرت کنار گذاشتن پشتیبانی‌ های محیطی و جانشین کردن آن با حمایت‌ های روانی درونی فرد و همچنین قدرت روانی فرد برای روی پای خود ایستادن را استقلال می‌ نامند.
تعهد: پس از اینکه مراجع، درباره رفتارش قضاوت ارزشی کرد و تصمیم به تغییر آن گرفت، واقعیت‌ درمانگر از او می‌ خواهد که به درمانگر تعهد بدهد که این برنامه را اجرا می‌ نماید.
درست یا صحیح: گلاسر اعتقاد دارد که یک استانداردی وجود دارد که با آن می‌ توان رفتار را اندازه‌ گیری کرد و چنانچه رفتار یک شخص به این استاندارد برسد، صحیح تلقی می‌ گردد و در غیر این صورت غلط.
درگیری: به نظر گلاسر، درگیری اساسا همان همدلی است با این تفاوت که درگیری شامل ارتباط توام با همدلی نیز می‌ شود و نه فقط حضور آن.
دوست داشتن: گلاسر، براساس تاکیدی که بر رفتار دارد، دوست داشتن را آن چیزی می‌ داند که مردم انجام می‌ دهند و نه آنچه که احساس می‌ کنند(دوست داشتن یک علاقه و درگیری سخت و بی‌ امان است).
قضاوت ارزشی: واقعیت ‌درمانی، از فرد می‌ خواهد درباره اینکه رفتارش مسئولانه است یا خیر، قضاوت ارزشی نماید. چنانچه رفتارش مسئولانه نباشد، برای تغییر آن برنامه‌ ریزی کند.
مسئولیت: گلاسر، مسئولیت را به عنوان توانایی فرد برای تامین نیازهایش تعریف می‌ کند که این کار به‌گونه‌ ای صورت می‌ گیرد که در عین حال دیگران را از ارضای نیازهایش محروم نمی‌ کند. واقعیت‌ درمانگران، مسئولیت را معادل سلامت روان می‌‌ دانند.
واقعیت: واژه‌ای است که دربرگیرنده رفتار کنونی فرد است. گلاسر از واقعیت یک دیدگاه پدیدارشناختی ندارد.
هویت: عبارت است از نیاز به احساس جدا و متمایز بودن از دیگر موجودات زنده. به نظر گلاسر، این نیاز تنها نیاز روانی اساسی انسان است که همه مردم در همه فرهنگ‌ها از بدو تولد تا مرگ دارا می‌ باشند.
هویت شکست: کسانی که نتوانسته‌ اند رابطه نزدیک و شخصی با دیگران ایجاد کنند و مسئولانه عمل نمی‌ کنند و احساس درماندگی و نا امیدی و بی‌ ارزشی می‌ کنند، دارای هویت شکست هستند.
هویت موفق: کسانی که:
خود را اساسا توانا، لایق و با ارزش تعریف می‌ کنند.
قدرت دارند که محیط خود را تحت تاثیر قرار داده و اعتماد کافی، برای ادامه زندگیشان دارند.
نیاز به دوست داشتن و دوست داشته‌ شدن را تامین کرده‌ اند، به عنوان افرادی که دارای هویت موفق هستند تلقی می‌ گردند.

معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل

تفاوت های واقعیت درمانی با دیگر مکاتب

  ۱- واقعیت بیماری روانی:  

روان درمانی کلاسیک به وجود بیماری روانی معتقدند و کسانی را که بدان مبتلا هستند، پس از تشخیص طبقه بندی می کنند و اعتقاد بر آن است که درمان باید پس از تشخیص و بر اساس نوع بیماری انجام پذیرد. در حالی که واقعیت درمانی مفهوم بیماری روانی مورد استفاده قرار نمی گیرد بلکه اختلالات روانی با رفتار غیر مسئولانه یکی است و درمانگر راه درمان را بدون توجه به علایم و طبقه خاص بیماری به شیوه خاص خود دنبال می کند.او بیمار را در جریان غیر مسئولانه بودن و غیر واقعی بودن رفتارش قرار می دهد و راههایی به او می آموزد تا بتواند بدان وسیله نیازهای شخصیش را به بهترین وجه ممکن ارضا کند.

  ۲- تجسس و تفحص بازسازنده در گذشته بیمار:

در روان درمانی کلاسیک عقیده بر آن است که اگر ریشه های روانی رفتار مشخص شوند و فرد به وضوح آن ها را درک کند، قادر خواهد شد که رفتارش را تغییر دهد. در حالیکه واقعیت درمانی، ضمن مخالفت با این تاکید گذشته را مردود می داند و بر زمان حال و آینده تاکید می کند.

  ۳- انتقال:

در روان درمانی سنتی درمانگر پذیرای حالت انتقال است. به این معنی که اگر بیمار نگرش های خود را نسبت به افراد مهم دیگر به درمانگر منقل کند درمانگر به همراه بیمار مشکلات گذشته را تخفیف می دهد و به او می آموزد که چگونه رفتار نامناسب گذشته مشکل آفرین بوده است. در حالیکه در واقعیت درمانی درمانگر پذیرای انتقال نیست و به منزله یک شخص واقعی وارد جریان می شود.

  ۴- اعتقاد به ناخودآگاهی:      

در روانکاوی سنتی امور ناخودآگاه از امور خودآگاه مهم ترند و پاره ای از مسائل فردزاده تسلط حوزه ناخودآگاه بر خود آگاه تصور می شود. روی این اصل برای تغییر فرد کسب آگاهی و بصیرت نسبت به محتویات ذهن ناخودآگاه لازم است که این امر از طریق تعبیر رویا، تفسیر موارد انتقالی و تداعی آزاد عملی می شود. در واقعیت درمانی به بیمار اجازه داده نمی شود تا از انگیزش های ناخودآگاه به منزله عذر و بهانه ای برای مشکل کنونیش استفاده کند. بیمار را وادار می کنند که درباره رفتارش نه تنها عذر نیاورد بلکه به قضاوت اخلاقی دست بزند.

  ۵- تاکید بر تعبیر و تفسیر رفتار به جای تاکید بر ارزشیابی آن:  

در روان درمانی سنتی رفتار منحرف را ماحصل بیماری روانی می دانند و معتقدند که بیمار را اخلاقا نباید مسئول آن دانست زیرا کاری از این بیمار ساخته نبوده است. در واقعیت درمانی مشکل بیمار از ناتوانی او در فهم و کاربرد اصول اخلاقی و ارزش های زندگی روزمره اش ناشی می شود. بیمار را با رفتارش مواجه می کنند و یادآور می شوند که او مسئول رفتارش است و تا خود مسئولیت تغییر رفتارش را به عهده نگیرد تغییری هم صورت نخواهد گرفت.

  ۶- اهمیت بصیرت:    

در روان درمانی سنتی اعتقاد بر آن است که اگر بیمار به علل ناخودآگاه رفتارش پی ببرد، خود به خود رفتارهای صحیح را می آموزد و جانشین می کند. بصیرت نسبت به امور گذشته، در این نوع درمان، از اهمیت خاصی برخوردار است.درمانگر سنتی روش های بهتر عمل کردن را به بیمار نمی آموزد و طرحهایی برای آموزش مراجعان ندارند.در حالیکه در واقعیت درمانی تعلیم و تربیت مجدد و نشان دادن راه های صحیح تر رفتار به مراجع مورد نظر است تا بدان وسیله بتواند نیازهایش را بهتر ارضا کند و در نتیجه به هویت موفق و شخصیت سالم دست یابد.

معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل

کاربست واقعیت درمانی

پس از معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی حال به کاربست این رویکرد می پردازیم. کاربست واقعیت درمانی را می توان به بهترین وجه، به صورت چرخه مشاوره در نظر گرفت که از دو عنصر اصلی تشکیل می شود:

1.      به وجود آوردن محیط مشاوره

2.      اجرا کردن روش های خاصی که به تغییرات در رفتار منجر می شوند.

هنر مشاوره در هم تنیدن این دو عنصر، به گونه ای است که باعث شود درمانجویان زندگی خود را ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند در مسیرهای مؤثرتری پیش بروند…

ارزیابی واقعیت درمانی

همان گونه که دیدیم، محور واقعیت درمانی درخواست از درمانجویان برای انجام دادن خودسنجی های زیر است: «آیا رفتار فعلی شما آنچه را  که اکنون می خواهید برای شما تأمین می کند و آیا شما را در جهتی که دوست دارید پیش می برد؟». مشاور از طریق سئوال کردن ماهرانه، به درمانجویان کمک می کند تا رفتار موجود خود و جهتی که آن ها را پیش می برد ارزیابی کنند.

آیا کاری که انجام می دهید به شما کمک می کند یا آزارتان می دهد؟
آیا کاری که اکنون انجام می دهید همان کاری است که دوست دارید انجام دهید؟
آیا رفتار شما برایتان مفید است؟
آیا بین کاری که انجام می دهید و آنچه که بدان معتقد هستید، همخوانی سالمی وجود دارد؟
آیا کاری که انجام می دهید برخلاف مقررات است؟
آیا چیزی که می خواهید واقع بینانه و دست یافتنی است؟
آیا در نظر گرفتن آن به این صورت به شما کمک می کند؟
تا چه اندازه ای خود را نسبت به فرایند درمان ئ تغییر دادن زندگی خود متعهد می دانید؟
بعد از بررسی دقیق آنچه که می خواهید، آیا به نظر می رسد که برای شما و دیگران خیلی جالب است؟
درخواست از درمانجویان برای ارزیابی هر یک از عناصر رفتار کامل آن ها، تکلیف اساسی واقعیت درمانی است. مشاور وظیفه دارد درمانجویان را به ارزیابی کیفیت اعمال آن ها ترغیب کرده و به آن ها کمک نماید تا انتخاب های ثمر بخش بکنند. تا زمانی که افراد ابتدا به این نتیجه نرسیده باشند که تغییر کنند. بنابراین، واقعیت درمانگران نهایت تلاش خود را خرج می دهند تا به درمانجویان کمک کنند هر یک از عناصر رفتاری را دقیقا ارزیابی کنند. وقتی که درمانگران از درمانجوی افسرده ای می پرسند که آیا این رفتار در بلند مدت مفید است، ایده تغییر را به درمانجو معرفی می کنند. فرایند ارزیابی عناصر انجام دادن، فکر کردن، احساس کردن، و فیزیولوژی رفتار کامل، در چارچوب مسئولیت درمانجوست.

واقعیت درمانگران ممکن است در ابتدای درمان با برخی رفتارها نتیجه بخش نیستند. برای مثال، هنگام کار کردن با درمانجویانی که در حالت بحرانی قرار دارند، لازم است به آن ها صریحا توصیه شود چه کاری مؤثر و چه کاری بی تأثیر است.سایر درمانجویان، مثل الکلی و فرزندان افراد الکلی در ابتدای دوره درمان به رهنمود نیاز دارند، زیرا آن ها اغلب رفتارهای معقولی در سیستم کنترل خود ندارند تا بتوانند این موضوع را ارزیابی کنند که چه موقعی زندگی آن ها به طور جدی از کنترل مؤثر خارج است. این درمانجویان احتمالا تصاویر تیره ای دارند و گاهی نمی دانند چه می خواهند و اینکه آیا خواسته های آن ها معقول است یا نه . هنگامی که آن ها پخته شوند و مرتبا با مشاور تعامل کنند، یاد می گیرند که با کمک کمترب از جانب مشاور، به ارزیابی بپردازند.

معرفی یار مهربان

معرفی جامع رویکرد واقعیت درمانی و کاربرد آن به صورت کامل

کتاب واقعیت درمانی

نویسنده: ویلیام گلاسر

ترجمه: دکتر علی صاحبی

تهیه و تنظیم: میترا نمازی

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی