رابطه افزایش سن و درونگرایی و نگاهی به علت های درونگرا شدن

رابطه افزایش سن و درونگرایی و نگاهی به علت های درونگرا شدن

شاید برای شما سوال باشد که چرا وقتی بعد از چند سال دوستان قدیمی تان را می بینید، متوجه می شوید که آنها دیگر مثل گذشته نیستند و از نظر شما آن ها افراد دیگری هستند، به طوری که بسیار ساکت تر شده اند و از اجتماع دوری می کنند. در این بخش از پایگاه دانش برنا اندیشان تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان رابطه افزایش سن و درونگرایی و نگاهی به علت های درونگرا شدن را در اختیار شما علاقه مندان به مطالب علمی روانشناسی قرار دهیم. اگر شما هم کنجکاو هستید که بدانید چرا هر چه سنمان بالاتر می رود صفات درونگرایی شخصیت مان بیشتر می شود تا انتهای مقاله با برنا اندیشان همراه باشید.

رابطه افزایش سن و درونگرایی و نگاهی به علت های درونگرا شدن

در مقاله رابطه افزایش سن و درونگرایی و نگاهی به علت های درونگرا شدن به این موضوع می پردازیم که چرا افراد هر چه بزرگتر می شوند صفات درونگرایی شان افزایش می باید.

آیا ما با افزایش سن درون گرا می شویم؟

این برای همه اتفاق می افتد (حتی برون گراها)، و این اتفاق خوبی است

مردم همیشه به من می گویند: “من هرچه پیرتر می شوم درون گرا تر می شوم.”

در بسیاری از مقاطع، این موضوع برای من صدق می کند. در دبیرستان و دانشگاه برای من امری عادی بود که تقریباً هر جمعه و شنبه شب را با دوستانم می گذراندم (حتی اگر بعنوان یک فرد درون گرا، اغلب باعث خستگی می شدم) اکنون، در 30 سالگی، هیچ برنامه ای برای آخر هفته ندارم.

و من تنها کسی نیستم که این ویژگی ها را دارم. حتی یکی از دوستان دوران کودکی ام که بسیار برونگرا بود نیز مانند من علاقه دارد تا آخر را در خانه با خانواده اش بگذراند و او هم مانند من بسیار کمتر بیرون می رود.

آیا هرچه بزرگتر می شویم درون گراتر می شویم؟

احتمالاً طبق گفته سوزان قابیل، نویسنده کتاب Quiet در یک مقاله با موضوع دگرگونی های درونی آنچه را که احتمالاً در تمام مدت به آن شک کرده اید را تایید می کند که ما با افزایش سن “درون گرا” تر عمل می کنیم. روانشناسان این پدیده را “بلوغ ذاتی” می نامند و این بدان معناست که شخصیت ما با پیرتر شدن تعادل بیشتری پیدا می کند.

به طور کلی، افراد با گذراندن جوانی از نظر عاطفی پایدارتر، قابل قبول تر و با وجدان تر می شوند. آنها همچنین ساکت و آرام تر می شوند و برای خوشبختی به معاشرت و هیجان کمتری نیاز دارند.

روانشناسان بلوغ ذاتی را در افرادی از آلمان، انگلستان، اسپانیا، جمهوری چک و ترکیه مشاهده کرده اند. آنها همچنین این اتفاق را در شامپانزه ها و میمون ها دیده اند.

به همین دلیل است که سرعت خود را کم می کنیم و شروع به لذت بردن از زندگی آرامتر و آهسته می کنیم، هم درون گراها و هم برون گراها این گونه هستند.


پیشنهاد ویژه : کارگاه آموزش کامل نظریه های شخصیت


آیا درونگرا شدن چیز خوبی است؟

از نظر تکاملی، منطقی تر شدن باعث می شود درون گراتر شویم و این مورد خوب می باشد.

قابیل می نویسد: “سطح بالایی از برونگرایی احتمالاً به انتخاب جفت کمک می کند، به همین دلیل است که بیشتر ما در طی سالهای بزرگسالی و جوانی در جامعه، معاشرت بالایی با افراد داریم”

به عبارت دیگر، در جوانی تا حدی برون گرا رفتار کردن به شما کمک می کند ارتباطات مهم اجتماعی برقرار کنید و در نهایت شریک زندگیتان را انتخاب نمایید (همچنین به همین دلیل است که جوانان اغلب از من سوال می کنند که ممکن است “درون گرا برونگرا” باشند و یا با وجود نشان دادن همه نشانه های درون گرایی، ولی فردی جاه طلب باشند).

سپس به لحاظ نظری تا زمانی که به 30 سالگی رسیده ایم، یک رابطه متعهدانه داریم. بنابراین ملاقات مداوم با افراد جدید اهمیت کمتری برایمان پیدا می کند.

قابیل می نویسد: “اگر وظیفه بخش اول زندگی این است که وارد رابطه شوید، وظیفه بخش دوم این است که درک کنید کجا بوده اید؟”

در سال های بعد از ازدواجتان وقتی که با بچه هایتان هستید، فقط به این فکر کنید که اگر دائماً در مهمانی های متعدد ظاهر می شدید، آیا داشتن خانواده و فرزند و دوست داشتن آنها میسر می شد؟ بنابراین این موضوع که با افزایش سن درون گراتر می شویم برایمان فواید بسیاری دارد، مانند : تشکیل خانواده، داشتن شغل و روابط سالم و پایدار.

با تغییر شخصیت خلق و خو ثابت می ماند

اما موردی که وجود دارد این است که شخصیت ما در طی زمان دچار دگرگونی می شود. در واقع در کتاب زندگی مخفی درون گراها، دوست دارم بگویم با این که شخصیت ما تغییر می کند، اما خلق و خوی ما تغییر نمی کند.

این بدان معناست که اگر درون گرا باشید، احتمالاً همیشه درون گرا خواهید بود، حتی در سن 85 سالگی. و اگر برون گرا باشید حتی اگر با افزایش سن کمی سرعت خود را کاهش دهید همیشه یک برونگرا خواهید بود.

تحقیقات این نظر را تأیید می کند. در سال 2004، جروم کاگان و نانسی اسنیدمن، از روانشناسان دانشگاه هاروارد، مطالعه ای را بر روی افراد، در دو مقطع نوزادی و سپس دوران بزرگسالی آغاز کردند. در این مطالعه، آنها محرکهای ناآشنایی را به نوزادان ارائه دادند و واکنشهای آنها را ثبت کردند. برخی از نوزادان ناراحت می شدند، گریه می کردند و دست و پایشان را به هم می کوبیدند. این نوزادان به محیط خود بسیار واکنش نشان می دادند.

نوزادان دیگر ناراحت نبودند و در مورد محرک های جدید آرام بودند. واکنش این نوزادان کم بودند.

بعداً، کاگان و اسنیدمن وقتی که این افراد بزرگتر شدند نزد آنها برگشتند. آنچه آنها دریافتند این بود که آنها افرادی “بسیار واکنش پذیر” بودند و با احتیاط و ترس بیشتری رشد می کردند، که این صفات با ویژگی های افراد درونگرا همپوشانی دارد. نوزادانی که واکنش کمتری نشان می دادند حتی در بزرگسالی همچنان اجتماعی و جسور بودند.

چرا با افزایش سن ویژگی های درونگرایی در افراد بیشتر می شود

خلق و خوی اساسی بچه ها (محتاط یا اجتماعی) حتی با بزرگتر شدن تغییر زیادی نکرد.

دیدار مجدد با همکلاسی های دبیرستان

اگر همه اینها برایتان گیج کننده به نظر می رسد، یک مثال دیگر برایتان می آوریم.

دیدار مجدد با همکلاسی های دبیرستان را به عنوان مثال در نظر بگیرید. بگذارید بگوییم شما در دوران دبیرستان یک نوجوان بسیار درون گرا بوده اید، شاید شما پنجمین فرد درونگرا در کلاس باشید.

هرچه سنتان بالا تر می رود راحت تر هستید، اما تا حدی درون گرا نیز می شوید. مثلاً اگر دوست داشتید هر هفته با دوستانتان معاشرت کنید، حالا که ۳۰ سال دارید شاید در سال یکبار هم تمایل به دیداد مجدد با آن ها نداشته باشید.

هنگامی که در سال های بعد با همکلاسی های دوران دبیرستانتان ملاقات می کنید متوجه می شوید که دوستانتان افراد آرام تری شده اند که خیلی کمتر صحبت می کنند، ولی افرادی که در دوران دبیرستان خیلی برونگرا بوده اند، نسبت به شما برونگرا تر هستند.

شما هنوز تقریباً پنجمین فرد درون گرا در کلاس خود هستید، و تمام افرادی که همکلاسی شما بوده اند در مجموع کمی به سمت درونگرایی تمایل پیدا کرده اند. و این چیز بدی نیست در واقع، این همان چیزی است که ما در بزرگسالی برای شکوفایی به آن نیاز داریم. اگر نمی دانیم که درونگرایی چیست باید به شما بگویم که این فقط یک سبک زندگی آرام و راضی کننده برای ماست.