هشت راز موفقیت – از کجا بفهمیم در زندگی انسان موفقی هستیم؟

هشت راز موفقیت - از کجا بفهمیم انسان موفقی هستیم؟

در این قسمت از مجموعه مقالات پایگاه دانش برنا اندیشان تصمیم داریم تا به موضوع هشت راز موفقیت – از کجا بفهمیم انسان موفقی هستیم؟ بپردازیم و جنبه های مختلف موفقیت را مورد بررسی قرار دهیم پس تا انتهای این مقاله با برنا اندیشان همراه باشید.

هشت راز موفقیت – از کجا بفهمیم انسان موفقی هستیم؟

در مقاله هشت راز موفقیت شما با تعریف واقعی موفقیت آشنا شده و همچنین مسیری که شما را به موفقیت می رساند را خواهید یافت و تعریف صحیحی از انسان موفق بیان می شود.

هشت راز موفقیت

شاید گفتن موفقیت یعنی موفق شدن و رشد در تمام امور از جمله: موفقیت در سلامتی، موفقیت در معنویت، موفقیت در ثروت، موفقیت در آرامش، موفقیت در عشق، موفقیت در تحصیل، موفقیت در زندگی، تیم، خدمت به دیگران و حتی موفقیت در ارتباط با دیگران این ها یک موفقیت تمام عیار هستند.

تا به حال این سوال را که از انسان های خوشبخت می پرسند! شنیده اید، راز موفقیت شما در چیست؟

جواب هر کس در مورد این سوال باورها و برداشت های درونی خود است. شاید باورتان نشود اما موفقیت برای شما یعنی حس درونی شما نسبت به باورها و انتظاراتتان و این را هیچ کس به غیر از خود شما نمی تواند درک کند. حتی دیگران هم نمی توانند به شما بگویند خوشبخت یا موفق هستید در حالی که خود باور ندارید. برعکس آن هم صادق است. مهم ترین ویژگی موفقیت داشتن هدف است. بعد از آن داشتن راه های درست و مناسب برای رسیدن به هدف.

واقعیت این است که هر فردی سکان دار زندگی خود است و زمانی این سکان شما را در دریای پر تلاطم مشکلات به ساحل موفقیت می رساند که اول خوب فکر کنید، دوم هدف گذاری کنید، سوم روش های درست را شناسایی کنید.

پیشنهاد یک عمل ساده: لطفاً چند دقیقه دست از مطالعه این مقاله بردارید و الان موفقیت را از دیدگاه خود تعریف و بررسی کنید. اهداف خود را چه کوتاه مدت باشند و چه بلند مدت بنویسید. یادتان باشد اگر برای موفقیت امروز خود تلاش کردید حتماً برای موفقیت در اهداف بلند مدت هم قدم بزرگی برداشته اید. این تلاش های روزانه، شما را به اهداف اصلی و بزرگ تر نزدیک تر می کند.

موفقیت یعنی رها شدن از تعاریف پوسیده و دیکته شده، یعنی دست برداشتن از تلاش مدوام برای جلب رضایت دیگران، یعنی زندگی مطابق خواسته ها و انتظارات خودتان یعنی بی اهمیت بودن نسبت به شادی های زودگذر و تمرکز بر روی کارهایی که شما را رو به جلو ببرد.

فرد موفق کیست و شناخت هشت راز موفقیت

به راستی فرد موفق کیست ، بعضی ها می گویند افرادی که دارای هدفی مشخص هستند و در جهت رسیدن به آن هدف تمام سعی و تلاش و همت خود را بکار می‌برند تا به آن برسند این گونه افراد، انسانهای موفقی هستند. حال این افراد چه استاد دانشگاه باشند چه یک مخترع یا ورزشکار چه یک کارمند یا کشاورز چه یک سرمایه دار یا هر کسی که در کار خود موفق و سربلند است. این افراد موفق که هر روز بیشتر از روز قبل به جلد می روند دارای مشخصاتی هستند که اهم آنها عبارتند از:

1)  یک فرد موفق از جسمی سالم برخوردار و چون جسمشان سالم است دارای عقل سالم هستند همانگونه که از قدیم الایام گفته اند: «عقل سالم در بدن سالم است» بنابراین قبل از هر چیز باید به فکر سلامتی جسم و روح خود بود و بصورتی عمل کرد که سلامتی آدمی مورد خطر واقع نشود چون همه چیز دنیا بخاطر خدمت به آدمی آفریده شده است و این زمانی ارزش دارد که سلامتی آدمی بخاطر آن چیزها مورد تعرض و خطر واقع نشود چون در آن صورت می شود سلامتی بخاطر زندگی و لذتهای آن نه زندگی و نجات آن بخاطر سلامتی …

2) یک فرد موفق دارای هدفی مشخص و مطمئن است و آنها به این هدف و آرزوی خود اعتقاد راسخ دارند و سعی می کنند این احساس و اطمینان را در خود همیشه زنده نگهدارند تا برای رسیدن به آن دچار دلسردی و تنبلی نشوند این افراد مانند دونده ای هستند که از یک نقطه شروع به دویدن می کند تا به انتهای خط برسد که در حین دویدن فقط و فقط چشمش به انتهای خط می باشد که هدف نهائی اوست و چون چنین می‌اندیشد و چنین می بیند هیچ گونه توجهی به اطراف و رخدادهائی که در پیرامون او می گذرد ندارد و از موانع و گیرهائی که در سر راه او وجود دارد هراسی ندارد و با شجاعت و قدرت از آنها می گذرد تا به هدف خود که رسیدن در حداقل زمان ممکن است دست یابد.


پیشنهاد ویژه : پکیج های جامع آموزشی موفقیت


3) یک فرد موفق برای رسیدن به هدف خود دارای برنامه ای زمان بندی شده است.

4) یک فرد موفق با خود و دیگران صادق است و به خود و کاری که می کند اعتقاد دارد و چون به خود و کارهایش اطمینان دارد با خود صادق است و چون با خود صادق است، با بقیه مردم هم صداقت دارد.

5) یک فرد موفق جدی و منضبط است و برای انجام کارهای خود با جدیت و انضباط لازمه در آن کار عمل می کنند.

6) یک فرد موفق سخت کوش و خستگی ناپذیر است.

7) یک فرد موفق ارزش زمان (وقت) را می داند و از فرصتهای بدست آمده بموقع استفاده می کند به همین خاطر است که برخی می گویند وقت طلاست و هر که از زمان خود بموقع و به جا استفاده نماید طلا عاید خود کرده و هر کسی از این فرصتها استفاده نکند طلا از دست داده است.

8) البته بعضی از علمای علوم اجتماعی برخی مشخصات دیگر نیز برای افراد موفق ذکر کرده اند بطوریکه تعداد آن را تا 25 مورد هم انجام داده اند ولی وقتی همه آنها را کنار هم بگذاری می بینی که در همین 7 ، 8 مورد خلاصه می شود. مثلاً برخی راز پولدار شدن میلیون را در 21  می دانند مثل برایان تریسی که می گوید قاطعیت و عمل گرا بودن – رویاهای بزرگ در سر پرورانده استعدادها و خلاقیتهای خود را پرورش دادن – آمادگی پریدن از قله ای به قله دیگر را داشتن و در همه حال آماده یادگیری بودن و عشق به خدمت به مردم …

به هر حال برای موفقیت و یک فرد موفق بودن باید در هر کاری هدفی داشته باشید و برنامه ای برای رسیدن به آن هدف و اراده ای خستگی ناپذیر جهت انجام آن. در ادامه شما را با هشت راز موفقیت آشنا خواهیم کرد.

انسان موفق چه صفاتی دارد

آشنایی با ویژگی های افراد موفق و هشت راز موفقیت

۱- موقعیت شناسی

لازم است بدانید کار انسان شبیه کار دوچرخه است. تعادل دوچرخه تا زمانی حفظ می شود که در یک جهتی حرکت کند. اشکال برخی انسانها این است که می خواهند بدون حرکت و بدون مقصد تعادل خویش را حفظ کنند و برای همین است که احساس تزلزل می کنند

باید برای خودتان هدف با ارزشی تعیین کنید و مهم تر از آن طرحی برای دستیابی به آن هدف بریزید. ببینید به دنبال چه می گردید. به آینده فکر کنید و از گذشته دست بردارید اینطوری جوان و شاداب می مانید. بی هدف حتی جسم هم وظایف خودش را درست انجام نمی دهد وقتی هدف ندارید در واقع زندگی نمی کنید شما بجز هدفهای شخصی به اهداف غیر شخصی هم نیاز دارید مثل کمک کردن به دیگران

۲- تفاهم

اغلب ناکامی های ما در روابط انسانی حاصل سوء تفاهمات است و برای برخورد موثر با مسائل باید از ماهیت واقعی آن اطلاع داشت. ما با توجه به مجموعه ای از واقعیات یا شرایط انتظار داریم که دیگران هم مثل ما واکنش یا حساسیت نشان دهند ولی فراموش نکنید که هر انسانی با توجه به تصاویر ذهنی خودش نسبت به مسائل واکنش نشان می دهد. اغلب اوقات واکنش یک فرد نسبت به شما بخاطر اذیت و آزار و بدخواهی نیست بلکه به این دلیل است که آن فرد وضعیت را جور دیگری درک می کند اگر اینگونه به افراد و واکنش آنها نگاه کنید سطح تفاهم در روابط شما بالا خواهد رفت

ما تا حقیقت را درک نکنیم نمی توانیم واکنش مناسبی نشان دهیم باید بتوانیم حقیقت را ببینیم و آنرا چه خوب چه بد قبول کنیم. بسیاری از ما این اشتباه فاحش را انجام می دهیم که تقصیرات و اشکالات خود را نمی پذیریم حتی قبول نمی کنیم که جانب اشتباه را گرفته ایم قبول نمی کنیم که شرایط به غیر از آن چیزی است که ما دوست داریم و خود را فریب می دهیم و چون حقیقت را نمی شناسیم نمی توانیم حرکت مناسبی انجام دهیم.

۳– شجاعت

داشتن هدف و درک شرایط کافی نیست، شجاعت عمل لازم است. تنها با عمل کردن می توان اهداف ، امیال و باورها را به حقیقت تبدیل کرد. اصولا در این دنیا چیز ۱۰۰ % مطمئن وجود ندارد. تفاوت میان آدم موفق و غیر موفق در زمینه نقطه نظر ها و توانائیها نیست مسئله شهامتی است که انسان موفق روی نقطه نظرهای خودش نشان می دهد خطرات حساب شده را می پذیرد و دست به عمل می زند

بی تحرکی و دست روی دست گذاشتن انسان را در مواجهه با مسائل عصبی و ناتوان می کند اگر آنقدر صبر کنیم و دست روی دست بگذاریم تا از نتیجه کاری مطمئن شویم هرگز قدمی برنخواهیم داشت.  هر کاری که بکنید احتمال اشتباه در آن هست

۴- خیرخواهی

شخصیت های موفق به سایرین هم اهمیت می دهند و برای هم نوعانشان احترام قائل می شوند با دیگران همانطور که زیبنده انسانهاست رفتار می کنند. وقتی نسبت به سایرین احساس خیرخواهی بیشتری می کنیم بدون استثنا نسبت به خودمان هم خیرخواه تر می شویم یکی از بهترین شیوه های مبارزه با احساس گناه و تقصیر این است که گناه را به گردن سایرین نیندازید. کسی که شخصیت موفق دارد نسبت به سایرین احساس خیرخواهی می کند مردم البته که مهم هستند و نمی توانید با آنها مانند اشیاء بی جان روبرو شوید اما برای اینکه بتوانید خیرخواهی را در خودتان افزایش دهید ۳ کار می توانید انجام دهید

  • سعی کنید با درک حقیقت درباره مردم ارج و قرب آنها را نزد خود بالا ببرید و فراموش نکنید که مردم بنده خداوند هستند
  • به خودتان فرصت دهید کمی درباره احساسات ، نقطه نظرها ، امیال و نیازهای سایرین فکر کنید
  • مردم را مهم بدانید و با این روحیه با آنان برخورد کنید. بدانید رفتاری که نشان می دهید با احساس شما رابطه مستقیم دارد

 ۵- مناعت

از میان تمامی پستی و بلندیهایی که در زندگی وجود دارد نداشتن مناعت نفس کشنده تر از همه و غلبه بر آن از هر کاری دشوارتر است. علتش این است که چاله را به دست خودمان کنده ایم. قبول کرده ایم که ” فایده ای ندارد “، ” این کار از دست من ساخته نیست “. خیلی ساده باید در ذهن خود فرو کنیم که دست کم گرفتن خویش ، فروتنی و شکسته نفسی نیست، عیب و گناه است. شخصی که به اندازه کافی مناعت نفس دارد نسبت به دیگران احساس دشمنی نمی کند. به زور در صدد اثبات چیزی بر نمی آید. حقایق را واضح تر می بیند

حالا سوال این است که برای بهبود مناعت خود چه کنیم ؟ تصویر ذهنی انسانهای شکست خورده و بی ارزش را فراموش کنید – مفهوم کلمه مناعت این است که قدر و ارزش خود را می دانید – و قدر ارزشهای خود را دانستن خودبینی نیست مگر اینکه گمان کنید که خودتان آفریدگار خویش هستید. بزرگترین راز کسب مناعت این است که از مردم قدردانی بیشتری بکنید. برای فرد فرد مردم احترام قائل شوید زیرا همه انسانها بندگان خداوند هستند بنابراین موجود با ارزشی به شمار می روند و عجیب آنکه مناعت خود شما با این روحیه بالا می رود

۶- اعتماد به نفس

اعتماد به نفس با تجربه کردن موفقیت ایجاد می شود وقتی کاری را برای نخستین بار شروع می کنیم از نتیجه اش آنقدرها اطلاعی نداریم علتش این است که موفقیت را تجربه نکرده ایم و باید بدانید که موفقیت تولید موفقیت می کند و حتی یک موفقیت کوچک قدمی برای موارد بعدی است و شما هم می توانید از این روش ساده برای کسب اعتماد به نفس استفاده کنید

روش دیگر ایجاد عادت یادآوری موفقیتها و فراموش کردن ناکامی های گذشته است در حالی که بسیاری از افراد موفقیت های گذشته را فراموش می کنند و شکستها را در خاطر نگه می دارند و در نتیجه اعتماد به نفس را از بین می برند

اما راه حل چیست ؟ برای پیروز شدن از اشتباهات پند بگیرید و بعد اشتباه را از ذهن بیرون کنید موفقیت های گذشته را بخاطر آورید و آنها را برای خودتان تصویر کنید هر کس بالاخره برای یکبار هم که شده موفقیت را تجربه کرده است.

 ۷- خود پذیری

تا انسان خود را نشناسد به خوشبختی واقعی نمی رسد. مفلوک ترین انسانها آنهایی هستند که همه سعی شان بر این است که خود و دیگران را به قبول چیزی جز آنچه که هستند مجاب کنند. بی جهت خودتان را جز آنچه هستید نشان ندهید. همین هستید که هستید.

اغلب ما بهتر ، قوی تر و شایسته تر از آن هستیم که می پنداریم. با ایجاد تصویر ذهنی بهتر ، توانایی ، استعداد و قدرت جدیدی در خودتان ایجاد نمی کنید شما همه اینها را دارید و در واقع فقط آنها را مورد استفاده قرار می دهید.

خودتان را آنطور که هستید قبول کنید با تمام تقصیرها ، نقاط ضعف ، نواقص و نقاط قوت شروع حرکت شما باید از اینجا باشد. نواقص خویش را تحمل کنید. اطلاع از کمبود ها لازم است ولی خودتان را بخاطر این کمبود ها تکفیر نکنید.

میان خویش و رفتارتان فرق بگذارید. چه غم که کامل نیستید خودتان را ناراحت نکنید خیلی چیزها دارید و همه مثل شما هستند هر کدام که جز این تظاهر می کنند خودشان را گول می زنند.

هشت راز موفقیت را بشناسیم

هشت راز موفقیت

۱.اشتیاق؛ انگیزه ما برای طی مسیر

اولین راز از هشت راز موفیت، اشتیاق است. “فریمن توماس”، طراح اتومبیل شرکت دایملر کرایسلر، اشتیاق را عامل انگیزه بخش و هدایتگر خود برای رسیدن به موفقیت می داند؛ پس افراد موفق کاری را انجام می دهند که به آن عشق می ورزند و تنها کسب درآمد به آنها انگیزه بیشتر نمی دهد. نکته جالب اینجاست که اگر کاری را با علاقه انجام دهید، پول و درآمد هم خود به خود به دست می آید.

۲.کار برایتان مثل تفریح باشد

دومین عامل، کار و تلاش است. “روپرت مورداک”، مدیرعامل سرشناس چندین شرکت بزرگ و موفق و یکی از غول های رسانه ای جهان، کار و تلاش را عامل ضروری موفقیت می داند. به گفته او، هیچ چیز آسان به دست نمی آید و کار و تلاش هم به نوبه خود مفرح و سرگرم کننده است.

درست شنیدید روپرت مورداک معروف، کار و تلاش را سرگرم کننده می داند؛ پس افراد موفق کار کردن را نوعی تفریح می دانند و سخت برای آن تلاش می کنند. در حقیقت این افراد معتاد کار نیستند و واقعا از کار و تلاش خود لذت می برند.

۳.تمرین مداوم و دیگر هیچ

“الکس گاردا”، مدیرعامل یکی از شرکت های موفق تولید کننده بازی‌های رایانه‌ای، تمرین و ارتقای مهارت ار راز موفقیت می داند. به نظر او موفق شدن عجیب و وابسته به یک فرمول جادویی نیست و تنها نیازمند تمرین و تمرین و تمرین است.

۴.تمرکز بر هدف واحد

چهارمین عامل از هشت راز موفقیت تمرکز است. “نورمن جویسن”، فیلمساز معتقد است برای موفق شدن باید تنها بر روی یک هدف تمرکز کرد.

۵.اراده ترغیب کننده

حالا نوبت به اراده می رسد. “دیوید گالو”، دانشمند علوم دریایی، اراده جسمی و روحی را یکی از عوامل مهم موفقیت می داند و بسیار بر توجه به آن تاکید می کند. افراد موفق با اراده قوی خود اعتماد به نفس را در وجودشان به وجود می آورند و خود را از تردید و خجالت رها می کنند.

“گلدی هاون”، بازیگر معروف آمریکایی، اعتراف می کند که در ابتدا نسبت به خود و توانایی‌هایش دچار شک و تردید بود و خود را به اندازه کافی باهوش و خوب تصور نمی کرد. او فکر می کرد که هرگز موفق نخواهد شد؛ البته ترغیب خود و ایجاد اراده همیشه چندان هم آسان نیست.

مادرها همیشه منبع خوبی برای ایجاد انگیزه، اراده و پشتکار هستند. “فرانک گری” که معماری موفق و شناخته شده است، مادرش را عامل ایجاد انگیزه و اراده در خود می داند.

۶.ارائه خدمات ارزشمند

خدمت کردن به دیگران عامل هفتم موفقیت از هشت راز موفقیت است. “شروین نولاند”، استاد جراحی دانشگاه یِیل آمریکا، خدمت در کِسوت یک پزشک را نوعی امتیاز ویژه می داند. بسیاری از کودکان و نوجوانان آرزو دارند روزی میلیونر شوند؛ پس باید به این بچه ها یاد داد که با ارائه خدمات ارزشمند به دیگران می توان به این آرزو رسید و ثروتمند شد.

۷.ایده‌های ناب و خلاق

برخورداری از ایده های ناب و ارزشمند یکی دیگ راز عناصر لازم برای دستیابی به موفقیت است. بیل گیتس، مدیرعامل مایکروسافت، می‌گوید: “من یک ایده ناب و فوق العاده داشتم و می‌خواستم نخستین شرکت تولیدکننده نرم افزارهای ویژه رایانه‌های شخصی و خانگی را راه اندازی کنم.”

به نظر من هم ایده گیتس بسیار خوب بود. خلق ایده‌های ناب، فرآیندی عجیب و جادویی نیست؛ در واقع این فرآیند از چند مرحله بسیار ساده تشکیل شده است که توجه به اطراف و کنجکاوی از عناصر ضروری آن به شمار می‌رود.

۸.مقاومت در برابر ناملایمات

بالاخره نوبت هشتمین عامل، یعنی سماجت رسید. شما باید در برابر شکست سمج باشید، روحیه خود را نبازید، در برابر ناملایمات مقاومت کنید و در نهایت مقابل انتقادها، طرد شدن ها، فشارها و آزار دیگران جا نزنید. تا به اینجا با هشت راز موفقیت آشنا شدیم حال در ادامه نکات دیگری از موفقیت بیان می شود.

هشت راز موفقیت و نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند

موفقیت همیشه شاد و شیرین نیست

قطعاً تعریف هر یک از ما از مفهوم موفقیت، با تعریف دیگری متفاوت است (ما قبلاً در مطلبی تحت عنوان رابطه بین سطح انتظارات و موفقیت و رضایت، در این باره حرف زده‌ایم و ای کاش، فرصت کوتاهی داشته باشید و در آن بحث مشارکت کنید). اما اگر معنای رایج موفقیت را در نظر بگیریم، باید بپذیریم که دنیای انسانهای موفق، همیشه هم آنقدر که از بیرون به نظر می‌رسد شاد و شیرین نیست.

شاید بخشی از ریشه‌ی این مسئله را بتوان در توضیحات دن گیلبرت در مورد شادمانی جستجو کرد: اینکه برداشت ما از موفقیت و رسیدن به هدف‌ها و مطلوبیتی که برای ما دارند، با آن چیزی که در عمل روی می‌دهد تفاوت دارد و ظاهراً موفقیت سفری است که در آن رویای رسیدن به مقصد، شیرین‌تر از تجربه‌ی حضور در شهر مقصد است.

اما احتمالاً می‌توان نکات دیگری را هم به این توضیح افزود: موفقیت، حاصل تلاش و کوشش است، اما حفظ موفقیت نیز، همچنان تلاش و کوشش بیشتری را می‌طلبد. چیزی که معمولاً آن را فراموش می‌کنیم. گاهی اوقات، تلاش برای حفظ موفقیت، آنقدر انرژی و زمان می‌گیرد که فرصتی برای لذت بردن از تجربه‌ی موفقیت باقی نمی‌ماند.

موفقیت، نقطه‌ی توقفی ندارد

شاید شما هم، به روزی فکر کنید که خانه‌ی بزرگی در شهر خود داشته باشید و دو ویلای ساحلی بزرگ در شمال و جنوب کشور و شاید هم چند اقامتگاه تفریحی در بیرون کشور. سپس به یک صندلی چوبی کلاسیک که در کنار استخر یا آب دریا قرار گرفته و می‌توان همزمان با آفتاب گرفتن، کمی مطالعه هم کرد.

این صحنه‌ی رویایی را صرفاً در فیلم‌ها می‌توان دید. در دنیای واقعی افراد شکست خورده و ورشکسته‌ای که از دست طلبکاران خود در گریز هستند، بیشتر این شانس را دارند که در سکوت و تنهایی، چنین لذتی را تجربه کنند!

کسی که در مسیر رشد و موفقیت قرار گرفته، احتمالاً در کنار آن صندلی چوبی، موبایل و لپ تاپ و اینترنت لازم خواهد داشت. او احتمالاً نمی‌تواند از این وسیله‌ها بیش از چند ساعت فاصله بگیرد. آرزویش این است که بتواند زمانی یک هفته گوشی موبایل خود را خاموش کند یا لپ تاپش را با خود نبرد.

هنوز کسانی را پیدا می‌کنید که می‌گویند اگر به سطح مطلوب موفقیت خود برسند، دیگر بیش از حد تلاش نمی‌کنند. آنها می‌کوشند از زندگی لذت ببرند. آنها افراد موفق و ثروتمند اطراف خود را به حرص و طمع متهم می‌کنند و معتقدند که دارایی آنها برای پشتیبانی از چند نسل بعدی‌شان هم کافی است. اما هنوز نمی‌توانند متوقف شوند.

باید بین این ویژگی علاقه به برداشتن یک گام بیشتر به جلو و کمال طلبی، تمایز قائل شد.

کمال طلبی، نوعی رفتار نامطلوب است که می‌توان آن را اصلاح و تعدیل کرد. اما راضی نشدن به وضعیت موجود، یک ویژگی شخصیتی است که با حذف آن، به یک فرد دیگر تبدیل می‌شویم و دیگر انسان قبلی نیستیم.

تردیدها هرگز از بین نمی‌روند

موفقیت بیشتر و بزرگتر، نیازمند تصمیم گیری‌های بزرگ‌تر است. تصمیم گیری‌های بزرگتر یعنی انتخاب دشوارتر. یعنی کنار گذاشتن گزینه‌های بزرگ و ارزشمند به نفع گزینه‌هایی که بزرگتر و ارزشمندتر به نظر می‌رسند. اگر لازمه‌ی موفقیت، انتخاب بین گزینه‌‌ی بد و گزینه‌ی خوب بود، همه موفق بودند. اما موفقیت، هنر انتخاب از بین دو گزینه‌ای است که به یک اندازه بد و یا به یک اندازه خوب به نظر می‌رسند.

یا انتخاب گزینه‌ی دوم از بین دو گزینه‌، در شرایطی که عموم مردم، انتخاب گزینه‌ی اول را منطقی و معقول می‌دانند.

همه از موفقیت ما خوشحال نمی‌شوند

بعید است کسی انتظار داشته باشد که با موفقیت او، همه خوشحال شوند. جایی که چنین فضایی شکل گرفته باشد، دیگر دنیا نیست و می‌توان آن را بهشت نامید.

اما شاید شگفت انگیزترین تجربه‌ی مشترک افراد موفق، تغییر رابطه‌ی دوستانشان با آنها باشد. کسانی که به صورت پیش فرض، احساس می‌کرده‌اند باید از موفقیت و رشد آنها خوشحال شوند.

ما فراموش می‌کنیم که انسانهایی که روح و ذهن‌شان بزرگ نشده و توسعه نیافته، از رشد دوستانشان لذت می‌برند، اما به شرطی که هنوز کمی پایین‌تر از آنها باشند.

بسیاری از کسانی که برای رفع ثروت فقرا دعا می‌کنند، منظورشان این است که وضع فقرا، کمی از اینکه هست،‌ بهتر شود. اما اگر به آنها بگویند که وضع همه‌ی فقرا، در اثر نیایش آنها، از وضع خودشان هم بهتر خواهد شد، شاید در خواسته‌‌ی خود تجدید نظر کنند!

البته تنها دلیل این رفتار، حسادت یا کوته نظری نیست. گاهی اوقات، موفقیت بیشتر تو، می‌تواند بسیاری از توجیه‌هایی را که من برای رشد نکردن و پیروز نشدن دارم، زیر سوال ببرد.

موفقیت، عموماً کنترل ما را روی زندگی، کمتر می‌کند

برنامه آخر هفته‌ی شما چیست؟

کسی که هیچ شغل و موقعیتی ندارد و هر روز دنبال کار است، احتمالاً خواهد گفت: برنامه‌ای ندارد. نمی‌تواند هم داشته باشد. چون پولی برای هزینه کردن ندارد.

کسی که کمی پس انداز دارد یا یک موقعیت شغلی و درآمد معمولی، احتمالاً در مورد یک مسافرت یا شاید دیدن یک فیلم در سینما و یا شاید تجربه‌ کردن یک رستوران یا شاید برگزاری یک مهمانی کوچک فکر کند.

کسی که در نگاه دیگران (و با معیارهای متعارف جامعه)، فردی موفق است احتمالاً دست بسته‌تری خواهد داشت.

مهم نیست که موفقیت او، از جنس شهرت باشد یا ثروت یا قدرت.

قدرتمند، نمی‌تواند هر جایی برود، چون همیشه کسانی هستند که ممکن است او و قدرتش را تهدید کنند.

اهل شهرت، نمی‌تواند هر جا که می‌خواهد برود، چون دیگران فضای شخصی‌اش را از او خواهند گرفت.

مدیر یک مجموعه هم، احتمالاً باید ببیند که مسئول دفترش، برای آن روز چه برنامه‌هایی در نظر گرفته و چه جلساتی را ثبت کرده است و آیا مسئول دفترش، برای او مرخصی و فرصت استراحت لحاظ کرده است یا نه (که عموماً هم پاسخ منفی است. فقط شاید جلسات سبک‌تر، تماس‌های معمولی‌تر، دیدارهای کم تنش‌تر، برای آن روز درنظر گرفته شده باشند. آن هم شاید).

معرفی یار مهربان

کتاب بخواهید تا به شما داده شود

کتاب بخواهید تا به شما داده شود

نویسنده: استر هیکس، جری هیکس

ترجمه: محمدامین جندقیان بیدگلی