کارگاه آموزش شادی و شادکامی در زندگی به همراه روش های شاد زیستن

کارگاه آموزش شادی و شادکامی در زندگی به همراه روش های شاد زیستن
نوع فایل
Mp3
حجم فایل
135 مگابایت
نویسنده
دسته بندی
21,000 تومان

در این بخش از فروشگاه برنا اندیشان قصد داریم تا یکی دیگر از کارگاه های روانشناسی با عنوان کارگاه آموزش شادی و شادکامی در زندگی را برای شما کاربران محترم وب سایت برنا اندیشان قرار دهیم.

کارگاه آموزش شادی و شادکامی در زندگی

مدرس در کارگاه آموزش شادی و شادکامی در زندگی به صورت کامل راه های ایجاد شادی و شادکامی در زندگی را برای افرادی که قصد دارند تا زندگی شادی برای خویش بسازند آموزش می دهد.

شادکامی در طی قرون و در میان فلاسفه

نظریه های فلسفی و نظریه پردازان فلاسفه و صاحب نظران، حداقل از زمان یونان باستان درباره شرایط لازم برای شادکامی، تأمل کرده اند (ونهاون، ۱۹۸۴). بسیاری از این تأملات درباره ماهیت و دستورالعمل های شادکامی، شوخی آمیز است. اگر چه نشانه هایی از حقیقت نیز در آنها وجود دارد). ژان ژاک روسو فیلسوف عصر روشنگری (۱۷۷۸-۱۷۱۲) معتقد بود که شادمانی از حساب بانکی خوب، غذای خوب و گوارش و هاضمه خوب”، تشکیل یافته است. تعجب آور این است که چرا او رابطه جنسی خوب” را در این تعریف نیاورده است، با توجه به تعداد فرزندان غیر قانونی که داشته است. دکتر ساموئل جانسون (۱۷۶)، اظهار می کند که “بشر هیچ چیزی تا کنون اختراع نکرده است که بتواند به اندازه یک میکده یا مهمانخانه، شادی آفرین باشد. به عقیده گانتر ” “همه شادمانی ها به خوردن یک صبحانه خوب بستگی دارد. آلبرت شوایتزر که گرایش های انسان گرایانه و نوع دوستانه دارد معتقد است که شادی “چیزی نیست به جز سلامت بیشتر و حافظه کمتر” (یکی از مراجعان من نیز “فراموشی” را مهم می داند که در واقع گاهی آسان به دست می آید. به همین ترتیب در دستورالعمل مارک تواینه شادکامی عبارت است از: “دوستان خوب، کتابهای خوب و وجدان آرام.

نظر فلاسفه در مورد شادکامی

فلاسفه یونان در یک جهت گیری جدی تر، دیدگاههای بسیار متفاوتی درباره شادمانی دارند. برخی از آنها معتقدند که شادمانی را به بهترین وجه می توان با سرکوب کردن امیال و خواسته ها به دست آورد، در حالی که عده دیگر بر این باور هستند که تحقق فعالانه امیال، کلید شادمانی است. فلاسفه خویشتن داری چون اپیکتتوس (۱۳۰-۵۰ بعد از میلاد)، مکتب بازدارندگی امیال” را مطرح می کند و شادمانی را حاصل پذیرش تقدیر و کنار زدن همه امیال، به جز امیالی میداند که فرد می تواند بر آن کنترل داشته باشد.

به عبارت دیگر از نظر او شادکامی عبارت است از تمایل برای انجام وظیفه و تحقق بخشیدن به مسئولیت های اساسی زندگی در بهترین وجه ممکن استدلال این گروه از فلاسفه این است که صرفا با خواستن و یا تمایل به آنچه که تحت کنترل فرد قرار دارد و در معرض عوامل خارجی نیست، مثل بهترین والدین بودن یا بهترین فرد بودن است که بر محدودیتهای محیط می توان کنترل داشت و هرگز ناامید، ناکام یا غمگین نشد. فیلسوف بزرگی چون ژول فینبرگ (۱۹۹۲) از استعاره کارت های بازی استفاده کرد تا گرایش به خویشتن داری را تسهیل کند.

به عقیده او صرف نظر از اینکه چه کارتهایی سرنوشت را در زندگی تعیین می کند، در هر دست بازی می توان تا حد امکان بدون در نظر گرفتن برد یا باخت، خوب بازی کرد. شعار فلاسفه خویشتن دار این است: شانس و اقبال (آنچه که برای من رخ داده است، به تقدیر من بستگی دارد؛ امتیاز و برتری در چگونگی پاسخ به تقدیر و انجام مسئولیتهای زندگی به خود من بستگی دارد. بنابراین اگر با بحرانها، از طریق شناخت برخورد کنیم و به ارزش ها و تعهدات مان افتخار کنیم به بهترین وجه می توانیم موانع پیش روی خود را برطرف کنیم. همینگوی این عمل را شکوه و سرافرازی در زیر فشار مینامد و در تعریف مردانگی آن را به کار می گیرد.

تعجب آور نیست که فلاسفه خویشتن دار و سایر فلاسفه مثل دموکریتوس شادمانی را بیشتر تابع نگرش و چارچوب ذهنی انسان می دانند و نه شرایط عینی وجود او. از نظر آنها شادی تابع افکار است و نه بخت و اقبال در زندگی آنها معتقدند که افراد براساس شرایطشان خوشحال یا غمگین نیستند، بلکه نگرش آنها نسبت به این شرایط و موقعیت ها است که آنها را شاد یا غمگین می سازد. در شرح و تفسیر نگرش قدیمی اپیکتوس باید گفت که ما نه تنها از امور و شرایط ناراحت میشویم بلکه از دیدگاهی نیز که به آنها داریم، دستخوش حرمان هستیم.

طرفداران اصل لذت، برخلاف فلاسفه طرفدار خویشتن داری، ارضاء تمایلات و نه سرکوب آن را، اساس شادمانی می دانند. در عین حال، در مکتب اصالت لذت، لذت جویی افسار گسیخته و این ذهنیت که “هر چه میخواهد دل تنگت بگو” توصیه نمی شود! اپیکور (۲۷۰-۳۴۲ قبل از میلاد) مردی بی بند و بار و احمق نبود. او با نان و آب زندگی می کرد و گاهی فقط کمی پنیر به آن می افزود (فینبرگ، ۱۹۹۲). آنچه که او و طرفداران اش اشاعه دادند، نوعی لذت گرایی انتخابی بود که براساس آن افراد تمایلات یا اهدافی را دنبال می کنند و یا از آن دست میکشند که سرانجام بیشترین شادمانی را در آنها پدید می آورد. یعنی اینکه سبک زندگی معتدلی شکل بگیرد که دلخوشی های ساده ای چون لذت بردن از کتاب های خوب، دوستان و طبیعت مطرح باشد و نه لذت جویی از داروها، میگساری و شکمبارگی که صرفا احساسات شادمانی را در زمانهای مشخص و کوتاه ایجاد می کند.

فلاسفه مکتب رمانتیسم قرن نوزدهم، رویکرد انتخابی و متعادل نسبت به لذت جویی را برای کسب شادمانی کنار گذاشتند و برخلاف پیروانی اپیکو بر لذت جویی افسار گسیخته تاکید کردند.

در حالی که کارهایی هم هست که برای شادتر بودن، هیچ وقت و در هیچ شرایطی نباید از برنامه زندگی ما حذف شود. اگر می پرسید کدام کارها را نباید هیچ وقت کنار گذاشت.

اگرچه فلاسفه مکتب رومانتیسم از گروه های مختلفی بودند، ولی فلاسفه ای چون لرد بایرنا، معتقدند که کسب شادمانی باید از طریق جستجوی کامل، غوطه ورشدن در آن و با آگاهی تمام از تجربه فوری فرد که شور و شوق گسترده و خطرات را در برمیگیرد، صورت گیرد و منحصر به فرد بودن هر شخص تجلیل شود. این رویکرد در دهه ۱۹۶۰ دوباره مطرح شد و این احساس مشخص را که هر چه میخواهد دل تنگت بگو ، بیان کرد.


پیشنهاد ویژه : کارگاه روانشناسی مثبت گرا


افلاطون (۳۴۷-۴۲۷ قبل از میلاد)، شادمانی را محصول هستی صرف انسان و اخلاقی میداند. او در کتاب جمهوریت خود (افلاطون، ۲۰۰۱)، فرمانروایان مستبد را اگر چه مورد تحسین قرار میگیرند و مقتدر هستند، اساسا افراد ضعیف و قابل ترحم تصور می کند (در واقع سرنوشت صدام حسین در حالی که در اوج قدرت بود، چنین وضعی داشت).

ارسطو (۳۲۲-۳۸۴ قبل از میلاد)، معتقد بود که هدف تمامی تلاش های انسانی کسب شادمانی به معنای یک زندگی خوب یا تداوم یک زندگی خوب است. کتاب اخلاق نیکوماخوس ارسطو را می توان نخستین کتاب خودیاری در زمینه شادمانی دانست. این کتاب چارچوب و راهنمایی را برای ایجاد و تحقق یک زندگی شاد، فراهم ساخت.

ارسطو، نیاز به ضرورت های اساسی زندگی مثل غذا، مسکن و سلامت خوب را مطرح میکند که تنها با کمی ثروت به دست می آید (ارسطو، ترجمه شده، ۲۰۰۰). اگر ما ظرفیت ها یا توانمندی های عالی انسانی و مزایای خود را تشخیص دهیم و آنها را شکوفا گردانیم، زندگی به خوبی ادامه می یابد و به شادمانی زیادی دست می یابیم. این توانمندیها یا مزایای انسانی شامل توانایی استدلال و تفکر است، درست مثل توانمندی هایی که فلاسفه ای چون ارسطو داشتند، سایر توانمندیها شامل مزایای مختلف اخلاقی چون عدالت، صداقت، وفاداری، شجاعت، سخاوت و گذشت نسبت به دیگران، کنترل خویشتن و میانه روی و اعتدال در زیاده روی هایی چون غذا و رابطه جنسی است. انگاره ارسطو در مورد کسب شادمانی از طریق تجلی و ابراز توانمندی های انسانی، امروزه توجه به نقاط قوت نام گرفته است که دقیقا در رویکردی به حیطه بین رشته ای روانشناسی مثبت نگر، انعکاس یافته است (سلیگمن ۲۰۰۲)؛ به هر حال عمل کردن براساس نقاط قوت گلی، تنها بخش محدودی از رویکرد بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی، نسبت به روان شناسی مثبت نگر است، رویکردی که تأکید آن بیشتر بر نتایج حاصل از دستیابی به اهداف و امیال در حیطه های ارزشمند زندگی است که هم بر نقاط ضعف و هم نقاط قوت در ارضاء این اهداف و آرزوها تأکید دارد.

ارسطو همچنین معتقد بود که خوب بودن یا پرهیزگار بودن به معنی نافعال آن کافی نیست، بلکه باید مزایا و جنبه های مثبت خود را به منظور رسیدن به رضایتمندی به شکل رفتاری در زندگی روزمره ابراز کرد.

این باور در نظریه شادکامی از طریق تحقق خویشتن یا خودشکوفایی در آثار روان شناسان و فلاسفه انسانگرا و هستی شناسانه که کار ارسطو را تقریبا ۲۳۰۰ سال بعد ادامه داده اند، مطرح شده است.

برتراند راسل (۱۹۵۸) فیلسوف مشهور قرن نوزدهم، در کتاب خود به نام پیروزی شادکامی، دستورالعملی را برای شادمانی ارائه داده است که شامل پذیرش خویشتن، علاقمندی ها و اهداف جذاب و گسترده ای است که فراتر از خویشتن می رود، برخورداری از “نظم ذهنی” یا “سلامت عصبی” به نحوی که فرد بر افکار نگران کننده ای که آگاهانه هجوم می آورد، کنترل داشته باشد نیز مهم است. (البته این ویژگی ها پس از برآورده شدن نیازهای اساسی مثل غذا و مسکن مطرح هستند)

به منظور بررسی افکار نگران کننده به کنترل هیجانات منفی در درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی، مراجعه شود). این دستورالعمل همچنین شامل تعادل بخشیدن به کار، خانواده و علایق تفریحی است، چرا که افراد در برابر وسوسه های فرهنگی مربوط به افراط گری در کار و فعالیت و جستجوی ثروت فی حد نفسه، اصرار می ورزند.

رابرت نوزیک فیلسوف دیگری که درباره شادکامی، کار کرده است و در روانشناسی عمومی و بهبود بخشیدن به کیفیت زندگی خصوصا پیشگام است، در کتاب خود زندگی بازبینی شده مینویسد که با دستکاری معیارهای ارزیابی مان می توانیم شادمانی خود را افزایش دهیم، به طوری که زندگی فعلی مان، نسبت به معیارهای مربوط به زندگی گذشته، بهتر به نظر آید. از آنجایی که افراد می توانند معیارهای خود را در ارزیابی تحقق نیازها، اهداف و آرزوهایشان، کنترل کنند، پس بر میزان شادمانی خود نیز (حداقل تا حدی کنترل خواهند داشت). ویلیام جیمز روانشناس، با استفاده از این رویکرد و از طریق کاهش انتظارات و نیازهای کمال گرایانه توانست بر شادمانی خود بیفزاید و افسردگی خود را درمان کند. برای مثال، رشته فلسفه را به جای زیست شناسی انتخاب کرد و به این نتیجه رسید که رشته فلسفه از زیست شناسی، آسان تر است ( رایس من، ۱۹۶۶).

گروه دیگری از فلاسفه، یعنی فلاسفه نوهستی گرا، معتقدند که در این دنیای بدون نظم و ترتیب و بی توجه، می توان از طریق رویارویی با حقایق دشوار هستی و ایجاد ارزشها و معنایابی خاص خود برای زندگی، به شادمانی های کوچک دست یافت و باید شجاعانه بر روی ارزش های خود، با شناخت کامل از اینکه اعمال ما ممکن است در این دنیای پوچ و بی معنی به نتیجه سودمندی نرسد، اقدام کرد. برای مثال آلبر کامو افسانه قدیم یونانی سیزیف” را استعاره خوبی برای بی معنایی زندگی و تلاش انسانی می داند: خدایان، سیزیف را محکوم کرده بودند تا تمام عمر خود را صرف هل دادن تخته سنگی بکند تا آن را به بالای تپه برساند. هر بار که او به بالای تپه می رسید، تخته سنگ از سوی دیگر تپه پایین می افتاد. سیزیف باید دوباره آن را به بالای تپه می رساند و این کار را تا ابد ادامه می داد.

ژول فینبرگ (۱۹۹۲) دیدگاه ارسطو را درباره کسب شادمانی از طریق خودشکوفایی بازگو کرد و بر بدبینی سایر پیروان مکتب هستی گرایی ماهرانه، غلبه یافت.

او می گوید اگر چه زندگی ممکن است پوچ و بی معنا باشد، اما تا وقتی که بتوانیم ظرفیت های بالقوه خود را شکوفا سازیم، زندگی باز هم “خوب”، ارزشمند و توأم با شادمانی است. به عقیده فین برگ همه انسانها با ظرفیت های بالقوه و نهفته و آمادگی های منحصر به فرد زاده می شوند که با رشد مهارت ها و استعدادهای مفید به حد کمال می رسد.

وقتی که این ظرفیت های کمال یافته مورد استفاده قرار گیرند، این مهارتها رضایت مندی و شادمانی به ارمغان می آورد، چرا که انسان توانسته است که طبیعت و ماهیت خود را تحقق بخشد و آنچه را که به طور طبیعی به او داده شده است شکوفا گرداند. به عقیده او خود – شکوفایی و به دنبال آن یک زندگی شاد، “زندگی است که به وجود می آید و برای تحقق یافتن عناصر خودش آماده و مجهز می گردد، و سپس بدون اتلاف وقت و وقفه یا اختلاف نظر خود را برای انجام امور آماده می سازد. عقاید فین برگ مانند سایر فلاسفه ای که پیش از این مورد بحث قرار گرفتند، در سراسر دوران روانشناسی جدید به طور کلی و در درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی، به طور خاص منعکس شده است. در مورد دوم می توان تأثیر او را هم بر نظریه این نوع درمان درباره رضایتمندی از زندگی و افسردگی (فصل سوم) و در فصل یازدهم درباره اهداف و ارزش ها مشاهده کرد که یکی از عناصر مهم در کیفیت زندگی افراد است. این نوع فلسفه های رویایی و مبتنی بر “برج عاج” وقتی که برای ایجاد و تدوین یک فلسفه عملی برای زندگی به کار برده می شوند، در هدایت و حفظ و نگهداری انسان مفید واقع می شوند.

سنت های خردمندانه جهانی یا مذهبی، برخلاف دیدگاه غیر خداپرستانه و هستی گرایانه، دیدگاه بسیار متفاوتی را درباره کسب شادمانی ارائه داده اند. مثلا در سنت یهودی – مسیحی، شادمانی به تجربه کردن خداوند بستگی دارد. چنین مفهوم متعالی و وحدت عرفانی معمولا مستلزم سفر درونی است که به دنیای بیرونی و تعلقات مادی، اهمیتی نمی دهد و اشتغال های ذهنی و تأملات خود به خواهانه را کاهش می دهد و بر افزایش شناخت معنوی و توانایی عشق ورزیدن آنگونه که در سنت یهود مطرح است، تأکید می کند. صوری از این دیدگاه، امروزه در ستارگان محبوب موسیقی راک همچون مدونا و بریتنی اسپایزر و در آثار متفکرانه راهبان مسیحی و بودایی مشاهده می شود.

در جمع بندی دیدگاه های فلسفی و نظری، بررسی آثار ریچارد کن (۱۹۷۷) نیز مفید است. ریچارد کن در کتاب خود به نام قهرمان، هنرمند، خردمند، یا روحانی؟ مطالب زیادی را درباره آنچه که فلاسفه، روحانیون و روان شناسان نظریه پرداز درباره شادکامی، تحقق خویشتن، خود – شکوفایی و سلامت روانی گفته اند، مرور کرده است و سپس پیشنهاد می کند که شادمانی را با پنج “شیوه” و یا روش اساسی می توان کسب کرد: (۱) کارآیی با قابلیت، در زمینه مهارتهای اصلی زندگی به طوری که فرد بر کار، طرح ها یا عللی خارج از وجود خودش معطوف شود. این کار مستلزم مهارتهای ارتباطی و هوشمندانه است؛ (۲) خلاقیت، که در آن افراد به گونه ای خلاق نسبت به تجربه زندگی آزاد و انعطاف پذیر هستند و نقش اصیل و مبتکرانه ای را در چگونگی زندگی و کار خود صرف نظر از اینکه هنرمندان واقعی هستند یا خیر ایفا می کنند؛ (۳) هماهنگی درونی که شامل شناخت و پذیرش خویشتن است؛ (۴) پیوند داشتن با دیگران یعنی برخوردار بودن از همدلی، حساسیت و همدردی نسبت به افرادی که در زندگی نگران آنها هستیم و هم نسبت به بشریت به طور کلی، چنین ویژگی باعث ایجاد روابط ارضاء کننده و بارور می شود و توجه آدمی را فراتر از خویشتن می برد و به طور کلی او را معطوف و متوجه نوع بشر می گرداند؛ و (۵) تعالی که در آن دیگر خود، مجزا یا بیگانه شده از جهان، طبیعت و عالم در نظر گرفته نمی شود و مفهوم عرفانی از وحدت را با کل بزرگتری که می توان آن را خدا، طبیعت، زیبایی نهایی یا عشق نامید، تجربه می شود.

شادی و شادکامی در زندگی

می خواهید شادتر باشید؟ دوست دارید زندگی آرام تر و بهتری را تجربه کنید؟ می خواهید شادی در زندگی داشته باشید؟ اگر چنین هدفی دارید و می خواهید اوضاع زندگی تان را بکلی تغییر دهید، باید بعضی عادت های غلط را برای همیشه ترک کنید و آنها را کنار بگذارید. معمولا همه به این بخش قضیه بیشتر توجه می کنند و با حذف کارهای غلط می خواهند به شادی برسند.

در حالی که کارهایی هم هست که برای شادتر بودن، هیچ وقت و در هیچ شرایطی نباید از برنامه زندگی ما حذف شود.

اگر می پرسید کدام کارها را نباید هیچ وقت کنار گذاشت، نگاهی به این موارد بیندازید:

۱. هر روز کمی قدم بزنید و در هوای تازه نفس عمیق بکشید؛ به صدای طبیعت گوش کنید و اجازه دهید طراوت و تازگی طبیعت، شما را آرام و شاد کند. یکی از مسائلی که باعث می شود بی انرژی و بی انگیزه زندگی را بگذرانیم، همین دور ماندن از طبیعت و زیبایی های طبیعی است. پس تا می توانید به طبیعت بروید و از این فرصت ها استفاده کنید و با استفاده از همین امکانات شادی در زندگی را تجربه کنید.

۲. از آنچه نمی شناسید و تاکنون تجربه اش نکرده اید، نترسید و اجازه دهید گاهی روحیه ماجراجویی شما را راهنمایی کند؛ بد نیست بعضی وقت ها کارهایی را انجام دهید که دیگران تصور می کنند توانایی اش را ندارید و خودتان هم به دلیل نگرانی و ترس سراغش نمی روید اما از نظر عقل و منطق می دانید که انجام این کار ممکن است.

۳. خیلی وقت ها ممکن است به اشتباه تصور کنیم مهربان بودن و خوبی کردن به ضررمان خواهد بود اما هیچ چیز به اندازه تقسیم عشق و محبت با دیگران نمی تواند به شما کمک کند تا شادی در زندگی داشته باشید.

۴. از راستگویی و بیان حقیقت  نترسید؛ حتی اگر به ضررتان باشد؛  وقتی به راستگویی عادت کنید، زندگی بهتر و شادتری خواهید داشت.

۵. گاهی ممکن است برای انجام کارها و وظایفی که دارید، گیج شوید و نتوانید بدرستی تصمیم بگیرید؛  در این مواقع اگر کمک گرفتن از دیگران را نشانه ضعف و ناتوانی بدانید، کارها سخت تر می شود. برای همین می گویند کمک گرفتن از افراد نه فقط نشانه ضعف نیست که حتی می تواند به داشتن زندگی بهتر و شادی در زندگی شما کمک کند.

۶. همیشه امیدوار باشید و هیچ وقت نگذارید ناامیدی شما را از زندگی کردن بازدارد؛  مهم نیست چه امید و آرزویی دارید، همین که بتوانید همراه با امید زندگی کنید و منتظر تغییری برای بهبود زندگی باشید، کافی است.

۷. اگر می خواهید شاد باشید، همیشه لبخند بزنید. به خودتان که نگاه می کنید، حتماً لبخند روی لبتان باشد. در خیابان، فروشگاه، مهمانی، محل کار و هر جایی که هستید، لبخند را فراموش نکنید.

۸. به دیدن عزیزانتان بروید و گاهی به آنها سربزنید؛  همین که افرادی در زندگی تان حضور داشته باشند که به آنها توجه کنید، برای شما کافی است و احساس خوبی  برای شما ایجاد می کند و شادی در زندگی را به شما هدیه می دهد.

۹. به بدن تان اهمیت دهید و هر روز کمی ورزش کنید؛ فعالیت جسمی نه فقط به نفع سلامت جسم تان است که روح و روان تان را هم آرام می کند و شادی بیشتری  در زندگی به همراه دارد.

۱۰. اهداف کوچک و بزرگی برای زندگی تان تعریف کنید و همیشه به دنبال آنها باشید؛  زیرا زندگی بدون هدف و انگیزه، خسته کننده است و احساس شادی و خوشحالی در زندگی را از بین می برد.

این روش ها را امتحان کنید و بگذارید شادی بیشتری به زندگی تان راه یابد. البته شاید خودتان هم بتوانید موارد دیگری را به اینها اضافه کنید؛ پس نترسید و امتحان کنید و از شادیها در زندگی لذت ببرید.

راهنمای دانلود
  • در صورت ثبت نام لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
  • در صورت مشاهده ارور در فایل های فشرده آخرین نسخه Winrar را نصب نمایید.
  • همچنین می توانید از فشرده ساز 7 zip نیز استفاده نمایید.
  • برای اجرای فایل های صوتی و تصویری می توانید از نرم افزار VLC استفاده کنید.
  • برای اجرای کتاب های الکترونیکی هم می توانید از نرم افزار Adobe Reader استفاده کنید.
  • در صورت وجود هر گونه سوال به بخش سوالات متداول مراجعه فرمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.