مکانیسم دفاعی سرکوب چیست و چه تاثیری دارد؟

مکانیسم دفاعی سرکوب چیست و چه تاثیری دارد؟

مکانیسم دفاعی سرکوب یکی از مکانیسم های دفاعی است که از طریق آن، فرد مانع ورود تمامی فرایندهای نامطلوب مانند انگیزه های اخلاقی ناپسند و خاطرات دردناک به بخش آگاه ذهن می شود. به عبارت دیگر سرکوب یا همان فراموشی غیر مرتبط نوعی سد روانی شامل راندن افکار، احساسات و تکانه های ناخوشایند به اعماق بخش ناخودآگاه ذهن است.

یعنی فرد بر اساس مکانیسم دفاعی تمامی شرایط و اعمال پیرامون یک موضوع را به کلی فراموش می کند. مکانیسم دفاعی سرکوب موجب می شود تا فرد دچار اضطراب شود و این موضوع زمانی آغاز می شود که تکانه ای ممنوع به ذهن خودآگاه فرد وارد شود. باید اشاره شود که این مکانیسم در تلاش است تا احساس گناه و اضطراب را در انسان کاهش دهد.

اگر شما هم به این دست از مطالب علاقه دارید، پیشنهاد می شود تا انتهای این مقاله با گروه علمی برنا اندیشان همراه باشید تا به صورت کامل با مکانیسم دفاعی سرکوب آشنا شوید و بدانید این مکانیسم چگونه عمل می کند و چه تاثیری بر روی روان انسان دارد.

تعریف مکانیسم دفاعی

از نظر رویکرد روانکاوی، مکانیسم دفاعی شامل مجموعه ای از فرایندهای ذهنی است که به انسان کمک می کند تا بتواند برای حل تعارضاتی که ایجاد می شود از راه حل های سازش آمیز استفاده کند. این فرایند همواره به صورت ناخودآگاه انجام می شود و سازش نیز عموما به صورت پنهان شدن از انگیزه های درونی یا احساساتی است که به دنبال آن عزت نفس فرد به شدت کاهش می یابد و در نتیجه شخص دچار اضطراب می شود.

همچنین لازم است اشاره شود که تمامی مفاهیم مربوط به مکانیسم های دفاعی در روانکاوی مطرح شده اند. چرا که از نظر روانکاوی درون انسان نیروهایی وجود دارد که با یکدیگر مخالف هستند و همواره در حال جنگ و مبارزه با یکدیگر هستند. پیشنهاد می شود تا مقاله آشنایی با دفاع های روانی را مطالعه کنید.

بنابراین متوجه شدیم که مکانیسم دفاعی یک روش برای فرار از افکار، رویدادها یا اعمال ناخوشایند است. در نتیجه به انسان کمک می کند تا بتواند به کمک مجموعه روش های مقابله ای در مقابل تمامی تهدیداتی که ایجاد می شود مقاومت کرده و در نهایت احساس گناه و شرم را از بین می برد.

مکانیسم سرکوب چه تاثیری بر روان انسان ها دارد؟

برای اولین اصطلاح مکانیسم های دفاعی در مقاله روان های عصبی دفاعی نوشته زیگموند فروید به کار رفت که به دنبال آن دچار تغییراتی گشت و در طول زمان نیز تکامل یافته است.

شایان ذکر است که مکانیسم های دفاعی تحت کنترل بخش آگاه ذهن فرد نیستند و بدون آن که فرد در مورد آن اطلاعی داشته باشد از استراتژی های خاصی استفاده می کنند.

برای درک بهتر این موضوع لازم است تا مثالی را ارائه دهیم، تصور کنید که شما فردی با درک و پذیرش بالایی هستید و در مقابل حرف دیگران خیلی سریع واکنش نشان نمی دهید. همچنین اگر شما به صورت واکنشی عمل نکنید و همواره در تلاش برای درک و فهمیدن دیگران هستید موجب می شود تا دیگران برای نصیحت کردن و صحبت های سرزنشی به سراغ شما بیایند.

حال اگر روزی گرفتار فردی شوید که هیچکس به حرفهایش گوش نمی دهد باید به تمامی نصیحت ها و سرزنش های ذخیره شده در او گوش کنید و این کار موجب می شود تا شمایی که جواب دیگران را نمی دهید کمی عصبانی شوید.

یعنی ممکن است آن فرد داشته های شما و دانش شما را زیر سوال ببرد چرا که در چنین حالتی نیاز دارد تا با کوچک کردن شما خودش را بزرگ کند و چاره ای غیر از این برایش وجود ندارد. زیرا هیچ فردی به حرف های او گوش نمی کند و شما را به عنوان گوش خود انتخاب کرده است. همچنین پیشنهاد می شود تا مقاله مکانیسم دفاعی ریاضت طلبی را مطالعه فرمایید.

در نتیجه نیاز دارد تا خودش را تخلیه روانی کند و از این رو ممکن است حرف هایی را به شما بزند که کمی آرامش شما را بر هم بزند. در چنین حالتی اگر شما هیچ پاسخی به او ندهید و صرفا به حرف های او گوش کنید ممکن است بعد از گذشت چند ساعت دچار عصبانیت شوید و بخواهید حتی او را مورد ضرب و شتم قرار دهید.

در نتیجه آن روز برای شما بسیار ناراحت کننده است و زمانی که شب به خواب می روید مکانیسم های دفاعی به صوت خودکار تمامی آن حرف های آزار دهنده را تجزیه می کند و اجازه نمی دهد به روان شما آسیبی وارد شود و در نتیجه روز بعد به احساس سبکی دست پیدا می کنید.

البته باید به یاد داشته باشید که شما دارای انتخاب هستید و می توانید هرگز با چنین فردی همنشین نشوید تا شما را به عنوان گوش خود انتخاب کند و نصیحت هایش را به شما منتقل کند. همچنین اگر شما فردی پاسخگو باشید به راحتی جلوی چنین فردی ایستادگی می کنید و جواب سرزنش هایش را می دهید و این روند نیز موجب می شود تا فرد دیگر شما را نصیحت نکند.

بنابراین در این جا صرفا مثالی را ارائه کردیم که نشان می دهد مکانیسم های دفاعی چگونه عمل می کنند و به انسان کمک می کنند تا بتوانید آرامش از دست رفته اش را به دست آورد.

البته باز هم لازم است اشاره شود که مکانیسم های دفاعی صرفا برای موضوعات ساده می تواند موثر باشد و اگر فردی دچار اختلالی مانند افسردگی باشد هرگز نمی توانید بدون مراجعه به روانشناس توقع داشته باشد که بیماری اش درمان شود.

با توجه به مسائلی که در خصوص مکانیسم های دفاعی مطرح شد متوجه گشتیم که این راهبردهای روانشناختی موجب می شود تا روان فرد در مقابل افکار آسیب زا و اضطراب محافظت شود و در نتیجه احساسات نامطلوب نیز دفن می شود.

در خصوص عملکرد مکانیسم های دفاعی روانکاوان بر این باورند که تمامی آن ها بخشی از شخصیت انسان ها هستند و به خودی خود نشان دهنده اختلال روانی نیستن. با این وجود می توان بیان نمود که اختلالات روانی مختلف از مکانیسم های دفاعی به صورت خیلی افراطی استفاده می کنند.

مکانیسم دفاعی سرکوب

یکی از مفاهیم موجود در روانکاوی کلاسیک مفهوم مکانیسم دفاعی سرکوب است که توضیحی را برای فرایندهای روان پویشی فراهم می کند. در ابتدا زیگموند فروید از دو مفهوم سرکوب و دفاع به عنوان یک مکانیسم دفاعی مشترک استفاده می کرد.

اما بعدا مکانیسم سرکوب را از دفاع متمایز کرد و بیان نمود که مکانیسم دفاعی سرکوب مانند سایر دفاع های مانند شکل گیری واکنش و فرافکنی قرار می گیرد. در حال حاضر مکانیسم دفاعی سرکوب به عنوان اساس تمامی مکانیسم های دفاعی توصیف می شود.

البته باید اشاره شود که بخشی از مکانیسم سرکوب آگاهانه بوده و در کنار آن سلسله مراتبی از پاسخ ها اجتنابی را پیشنهاد می کند که تمامی آنها شامل انگیزه های رفتاری می شود. برای یادگیری بهتر به کارگاه سایکوآنالیز مراجعه نمایید.

از نظر روانکاوی مکانیسم دفاعی سرکوب تمامی افکار، خاطرات یا احساسات ناخوشایند را از ضمیر خودآگاه فرد حذف می کند. این افکار و خاطرات اغلب شامل تمایلات جنسی یا پرخاشگرانه یا خاطرات دردناک دوران کودکی است که به طور خودکار تمامی محتویات ذهنی را به بخش ناخودآگاه ذهن منتقل می کند.

استفاده بلند مدت از مکانیسم دفاعی سرکوب موجب می شود تا فرد گرفتار اضطراب و نشانه های عصبی شود و تمامی این نشانه های زمانی آغاز می شود که یک انگیزه یا رویداد ممنوعه وارد بخش خودآگاه ذهن فرد شود. در این میان رویکرد روانکاوی درصدد است تا تمامی این خاطرات و احساسات سرکوب شده را از طریق روش تداعی آزاد و تحلیل رویا کشف کند و سپس آنها را مورد بررسی قرار دهد.

مثال های از مکانیسم دفاعی سرکوب

در ادامه شما را با برخی از مکانیسم های دفاعی سرکوب آشنا می کنیم.

  • کودکی که در دوران خردسالی توسط والدین مورد اذیت و آزار قرار گرفته و سپس تمامی آن رویدادها را فراموش کرده است ولی در آینده در ایجاد روابط با دیگران دچار مشکل است.
  • زنی که یک زایمان بسیار دردناک را تجربه کرده است، اما همچنان به بچه دار شدن ادامه می دهد و هر بار نیز میزان دردی که تجربه می کند بسیار زیاد است.
  • فردی که نسبت به همه چیز خوشبین است و همواره به یاد می آورد که گذشته اش با درخشش همراه بوده و اشتباهات مشابه را تکرار می کند.
  • فردی که در دوران کودکی مورد حمله سگ قرار گرفته است و حالا که در دوران بزرگسالی قرار دارد بدون آن که از آن حادثه اطلاعی داشته باشد دچار فوبیای سگ شده است.
  • شخصی که در هنگام احوالپرسی با دیگران به آن ها طعنه و کنایه می زند نیز دچار ایده سرکوب شده خشونت نسبت به شخص دیگر است.

آشنایی با انواع مکانیسم دفاعی سرکوب

همانطور که گفته شد، مکانیسم دفاعی سرکوب به این صورت عمل می کند که یک فکر یا خاطره آسیب زا را به صورت خودکار و بسیار پنهان وارد بخش ناخودآگاه ذهن می کند. یکی از بهترین نمونه های مربوط به این مکانیسم همان فراموشی هیستریک است که فرد تمامی خاطرات مربوط به رویداد و عمل آزار دهنده را فراموش می کند ولی به شدت تحت تاثیر آسیب هایش قرار می گیرد.

حالا در ادامه با برنا اندیشان همراه باشید تا به صورت کامل به شرح مکانیسم دفاعی سرکوب بپردازیم و چند نمونه آن را مورد بررسی قرار دهیم. همچنین پیشنهاد می شود تا به زندگینامه زیگموند فروید مراجعه نمایید.

انکار : در مکانیسم دفاعی انکار، فرد به صورت آگاهانه از پذیرش واقعیت های دردناک پرهیز می کند و هرگز آنها را بیان نمی کند. به عنوان مثال یک فرد سیگاری ممکن است از اینکه بخواهد قبول کند سیگار به شدت برای سلامتی مضر است اجتناب نماید.

تاثیر مکانیسم های دفاعی بر روی ذهن انسان ها

جابجایی : در این مکانیسم فرد تمامی احساسات و ناامیدی هایی که بر او چیره شده است را به سمت یک فرد یا شی دیگر هدایت می کند. به عنوان مثال فردی که در محل کار با همکاران و کارفرمایش دچار درگیری شده است در خانه به همسر و فرزندانش پرخاشگری می کند.

پسرفت : این مکانیسم دفاعی موجب می شود تا فرد در بزرگسالی برای مقابله با رویدادهای استرس زا به سراغ دفاع هایی برود که در دوران کودکی از آن ها استفاده می کرده است. به عنوان مثال کودکی که در هنگام ناراحتی و استرس خودش را خیس می کند و یا انگشت شستش را می مکد.

والایش : این مکانیسم دفاعی موجب می شود تا فرد تمامی احساسات سرکوب شده و ناراحت کننده اش را به سمت موضوعات مورد قبول جامعه هدایت کند. به عنوان مثال فردی که بسیار عصبانی و پرخاشگر است به سمت ورزش بوکس می رود و یا فردی که گرفتار عشق نافرجام شده است به صورت عمیق وارد مذهب شده به یک فرد مذهبی تبدیل می شود.

مکانیسم سرکوب چگونه به وجود می آید؟

به طور کلی سرکوب دارای دو مرحله است که در سرکوب اولیه فرایند به این شکل می باشد که چه چیزی خود، چه چیزی دیگری، چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. بعد از انجام این کار، کودک می تواند بین خواسته ها، ترس ها، خود و مادرش یا دیگران تفاوت قائل شود.

سپس سرکوب ثانویه آغاز می شود که در آن کودک می فهمد اگر برخی از کارها را انجام دهد گرفتار استرس و اضطراب می شود. به عنوان مثال کودکی که سینه مادرش را رد می کند احساس می کند که با مجازات تهدید می شود.

افرادی که از مکانیسم دفاعی شکل گیری واکنش استفاده می کنند ممکن است احساساتشان را تشخیص دهند اما همواره متفاوت از غریزه شان رفتار می کنند. به عنوان مثال مادری که یک بارداری ناخواسته داشته است ممکن است به دلیل آنکه کودکش را نمی خواهد گرفتار اضطراب شود. در نتیجه برای غلبه بر این احساس ناخوشایند همواره در تلاش است که به فرزندش نشان دهد او مادر بسیار خوبی است.

تاریخچه مکانیسم سرکوب

برای بررسی پیشینه و تاریخچه مکانیسم دفاعی سرکوب لازم است تا با ذهنیت زیگموند فروید آشنا باشیم. فروید بر این باور بود که ذهن انسان دقیقا مشابه یک کوه یخ است. اگر شما کوه یخ را دیده باشید متوجه می شوید که بخش عمده آن در زیر آب قرار دارد و صرفا قسمت کوچکی از کوه در بالای آب قرار دارد که قابل مشاهده است.

ذهن انسان نیز ماهیتی مشابه کوه یخ دارد که قسمت قابل مشاهده آن تحت عنوان آگاهی شناخته می شود و قسمت زیرین آن ناخودآگاه نامیده می شود. در کوه قسمتی نیز وجود دارد که در زیر آب قرار دارد ولی با چشم قابل مشاهده است که فروید این قسمت را در ذهن انسان تحت عنوان نیمه آگاه نامگذاری کرده است.

به عنوان مثال اطلاعاتی که در ذهن ما وجود دارد و به صورت روزمره از آنها استفاده می کنیم در بخش آگاه ذهن قرار دارد و اطلاعاتی که نیاز به یادآوری دارند در بخش نیمه آگاه قرار می گیرند و تمامی احساسات، افکار و مکانیسم های دفاعی در بخش ناخودآگاه ذهن قرار می گیرند. بخش ناخودآگاه ذهن از انسان پنهان است و نمی تواند به اطلاعات داخلش دسترسی پیدا کند.

فقط در برخی موارد ممکن است در خواب یا رویا نشانه هایی را مشاهده کند که صرفا نمادی از آن افکار موجود در بخش ناخودآگاه ذهن است. باید اشاره شود که تمامی افکار، احساسات و خاطرات سرکوب شده در بخش ناخودآگاه ذهن به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر روی رفتار انسان ها تاثیر می گذارد.

زیگموند فروید بر این باور بود که ضمیر یا همان ذهن ناخودآگاه بر روی شخصیت انسان تاثیر می گذارد و می تواند برای انسان اضطراب و پریشانی ایجاد کند. فروید برای درمان بیماران هیستریک خود از روش کشف احساسات پنهان استفاده می کرد و از طریق ورود به ناخودآگاه شان می توانست اختلال آنها را درمان کند.

در نهایت به این باور رسید که مکانیسمی وجود دارد که می تواند به صورت فعالانه افکار ناخوشایند و ناپسند را مخفی نگه دارد. به همین دلیل او مکانیسم دفاعی سرکوب را توسعه داد و باید اشاره شود که این مکانیسم اولین مکانیسمی بود که فروید آن را شناسایی نمود و از آن به عنوان مهم ترین مکانیسم یاد می کند.

به طور کلی زیگموند فروید بر این باور بود که تمامی روانکاوی شامل تمرکز بر روی احساسات و انگیزه های ناخودآگاه ذهن انسان است تا بتوانیم به صورت آگاهانه با آنها برخورد نماییم.

مکانیسم سرکوب چه نشانه هایی دارد؟

از نظر زیگموند فروید نشانه های فیزیکی می تواند نشانه هایی از سرکوب را به خود به همراه داشته باشد. تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است نشان می دهد که احساسات سرکوب شده می تواند نشانه هایی مانند فشار خون بالا، بیماری های پوستی، خستگی، چاقی، سردرد و سرگیجه، درد در ناحیه پشت و گردن، سینه و شکم را ایجاد کند. همچنین لازم است اشاره شود که از نظر روانشناختی، سرکوب موجب می شود تا فرد دچار احساس استرس، اضطراب و افسردگی شود.

در این زمینه شواهدی وجود دارد که نشان می دهد پذیرش احساسات منفی و ناخوشایند بسیار بهتر از سرکوب کردن آنهاست. چرا که پذیرش می تواند به سلامت روان انسان کمک کند و در جهت رفع کمبودها برآید. همچنین اگر فرد همواره از مکانیسم دفاعی سرکوب استفاده کند ممکن است در ابراز احساسات و بیان افکار خویش دچار مشکل باشد و حالت تدافعی پیدا می کند.

برخی افراد نیز به دلیل سرکوب امیال و احساسات خویش دچار بی حسی می شوند و برای جلوگیری از حالات نامطلوب به سمت نوشیدن الکل یا غرق در شبکه های اجتماعی می شوند که هیچ نتیجه درمانی برای آنها ندارد.

استفاده از مکانیسم سرکوب چه اثراتی دارد؟

همانگونه که گفته شد سرکوب یکی از روش هایی است که به انسان کمک می کند تا بتواند با افکار و احساسات دشوار خویش مقابله کند، بنابراین در برخی اوقات می تواند بسیار مفید نیز باشد. حتی یکی از تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است نشان می دهد که تحریف برخی از واقعیات زندگی می تواند به بهبود عملکرد روانی و اجتماعی انسان کمک کند.

همچنین شایان ذکر است افرادی که از مکانیسم دفاعی سرکوب به صورت مکرر استفاده می کنند کمتر احساس افسردگی را تجربه می کنند و بهتر می توانند با درد کنار آیند.

در برخی از تحقیقات نیز آمده است که افراد مسن تر از مکانیسم سرکوب به طور مکرر استفاده می کنند که این موضوع در طول زمان می تواند به فرد کمک کند که تمامی تجربیات و احساسات دشوارش را درک نماید.

در مقابل باید بدانیم که این روش می تواند به انسان ها کمک کند تا از طریق فراموشی انتخابی از ورود افکار و خاطرات آزار دهنده به بخش آگاه ذهن جلوگیری نمایند.

موارد تحت تاثیر مکانیسم دفاعی سرکوب

یکی از روش هایی که سرکوب می تواند رخ دهد به وسیله چیزی است که فراموشی به کمک آن می تواند بازیابی گردد. به عبارت دیگر فراموشی ناشی از یادآوری موجب می شود تا خاطراتی که در کنار موضوعات ناپسند قرار دارند نیز به فراموشی سپرده شوند.

بنابراین هر چه شما یک خاطره را تکرار کنید موجب می شود تا بخش هایی از آن دچار تحریف گردد و در گذر زمان دستخوش فراموشی گردد. همچنین اگر شما یک خاطره آسیب زا دارید می توانید از طریق بازیابی مکرر خاطرات مثبت تر کاری کنید که تمامی آن خاطرات آسیب زا به کلی فراموش شوند.

تاثیر سرکوب بر روی خواب و رویا

زیگموند فروید باور داشت که خواب و رویا دالانی برای کشف رازهای پنهان موجود در ضمیر ناخودآگاه انسان است. از این رو او همواره از طریق تجزیه و تحلیل و تفسیر خواب و رویای افراد در تلاش بود تا بتواند نمادهای موجود در خواب افراد را کشف کند و به ضمیر ناخودآگاه آن ها وارد شود تا از این مسیر به تمامی احساسات سرکوب شده، انواع ترس ها و اضطراب هایی که در ذهن ناخودآگاه فرد وجود دارد دسترسی داشته باشد.

لغزش های زبانی

یکی دیگر از روش هایی که به انسان کمک می کند تا بتواند به ضمیر ناخودآگاه خویش وارد شود لغزش های کلامی است. فروید بر این باور بود که لغزش های کلامی می تواند تمامی افکار و احساسات سرکوب شده انسان را آشکار سازد. چرا که از این طریق فرد نشان می دهد که دارای چه افکار و احساساتی می باشد.

با این که مکانیسم دفاعی سرکوب موجب می شود تا ذهن به صورت خودکار تمامی آن افکار و احساسات ناخوشایند را پنهان سازد اما لغزش های کلامی موجب می گردد تا رازهای مخفی شده در ناخودآگاه انسان به صورت نمادین آشکار گردد.

به عنوان مثال ممکن است فردی در محیط کار برای صدا زدن کارفرما یا همکار خویش از اسم شریک زندگی سابقش استفاده کند که از منظر زیگموند فروید این کار نشانه ای از سرکوب و کاهش میل جنسی و عاطفی نسبت به همکار یا فرد می باشد.

فوبیاها

فوبیا می تواند به انسان نشان دهد که چگونه خاطرات و احساسات سرکوب شده در ذهن انسان می تواند بر روی رفتار تاثیر بگذارد. به عنوان مثال فردی که در دوران کودکی توسط عنکبوت گزیده شده است در بزرگسالی به شدت از تمامی عنکبوت ها می ترسد و با دیدن آن ها دچار فوبیا می شود.

این در حالی است که از آن خاطره یعنی گزیده شدن توسط عنکبوت هیچ چیزی به یاد ندارد ولی تاثیر آن بر روی رفتار فرد مشهود می باشد. چرا که او خاطره مربوط به نیش عنکبوت را فراموش کرده است و نمی داند دقیقا ترس او به چه علت می باشد.

مناقشات در سرکوب

در علم روانشناسی و روانکاوی همواره خاطرات سرکوب شده ای که بسیار دردناک هستند و از آگاهی فرد خارج شده اند بسیار مهم و بحث برانگیز به حساب می آیند. با این که تحقیقات و پژوهش های زیادی در زمینه مکانیسم سرکوب انجام شده است ولی باز هم منتقدانی وجود دارند که این مکانیسم را زیر سوال برده اند.

آسیب های ناشی از سرکوب امیال و احساسات

از منظر روانکاوی، سرکوب موجب می شود تا تحریف هایی در واقعیت زندگی شخص ایجاد گردد و در نتیجه شخص دچار روان رنجوری و اختلال در عملکرد شود. با این وجود تحقیقاتی انجام شده است که نشان می دهد برخی از تحریف ها می تواند برای سلامت روان انسان مفید نیز باشد.

همچنین با وجود مخفی شدن برخی از احساسات و افکار ناخوشایند لزوما ما با اختلال روانی مواجه نمی شویم. اما باید اشاره شود که در گذشته های دور رویکرد روانکاوی در تلاش بوده تا خاطرات سرکوب شده ذهن افراد را به سطح هوشیاری بیاورد و از طریق برخورد مناسب با آن موقعیت یا رویداد کاری کند که فرد سلامت روان خویش را به دست آورد.

به عنوان مثال فردی که در گذشته از سمت شخصی دچار سو استفاده شده و نتوانسته از خودش دفاع کند گرفتار استرس و اضطرابی است که علتش را نمی داند. حال رویکرد روانکاوی با استفاده از تکنیک هایی که وجود دارد به فرد کمک می کند تا بتواند آن خاطره را به یاد آورد و سپس از طریق برخورد مناسب با آن شخصی که او را آزار داده است بتواند بر استرس و اضطرابش غلبه نماید.

نتیجه گیری

با این که زیگموند فروید بر این باور بود که رفع سرکوب می تواند موجب بهبودی فرد گردد ولی تحقیقاتی وجود دارد که نشان می دهد چنین شرایطی در تمام موقعیت ها صحیح نمی باشد. اما برخی از کارشناسان معتقدند که آشکار سازی مطالب سرکوب شده می تواند اولین قدم برای تغییر باشد. با این که فهمیدن منشا مشکل صرفا برای درمان کافی نیست ولی می توانیم تلاش را آغاز کنیم و در نتیجه به تسکین واقعی دست یابیم.