بررسی رابطه خرافات و اختلالات روانی

بررسی رابطه خرافات و اختلالات روانی

آیا می دانید که چه رابطه ای بین خرافات و اختلالات روانی وجود دارد؟ به صورت کلی در هر فرهنگ و تمدنی باورهای متفاوتی وجود دارد که در طول سالیان طولانی به وجود آمده است و بسیاری از آنها در دسته خرافات قرار دارد و ریشه آن ها به اختلالات روانی مربوط می شود.

به عنوان مثال بسیاری از افکار و باورهای خرافی به اختلالاتی مانند افسردگی، استرس، اضطراب و سایر موارد مربوط می شود. در این بخش از مجله علمی برنا اندیشان تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان رابطه خرافات و اختلالات روانی را مورد بررسی قرار دهیم و ابعاد گوناگون باورهای خرافی را به صورت دقیق تجزیه و تحلیل کنیم.

نگاهی به تاریخچه خرافات

داستان برمیگرده به زمان های بسیار دور که در بین قبایل اعراب که به قبیله عذره شناخته میشد، فردی با نام خرافه زندگی می کرد که به طور ناگهانی برای مدتی ناپدید می شود و هیچکس از او خبری نداشت. تا این که بعد از مدتی پیدا می شود و در خصوص مدتی که نبوده است داستان هایی را تعریف می کند که بسیار عجیب و غریب و است و سایرین گمان می کنند که او دچار جن زدگی شده است که چنین حرفهایی را بیان می کند. پیشنهاد می شود تا مقاله قانون باور را مطالعه کنید.

از آن زمان به بعد هر وقت فردی حرف های عجیب و غریب می زد به سخن او خرافه می گفتند که برگرفته از نام همان شخصی بود که اسمش خرافه بود. بنابراین متوجه می شویم که باور و افکار خرافی در هر دوره زمانی بوده و حتی امروز که علم و فناوری بسیار پیشرفت کرده است باز هم خرافات وجود دارد.

آشنایی با انواع خرافات

تا به این جا متوجه شدیم که ریشه کلمه خرافه از کجا گرفته شده است و می دانیم که باورهای خرافی با فرهنگ هر جامعه رابطه دارد. حال لازم است تا شما را با انواع خرافات آشنا کنیم.

آشنایی با خرافات و باورهای خرافی

باورهای مشترک اجتماعی

در هر جامعه ای برخی از کارها وجود دارد که عموم مردم آن را قبول دارند و چنین خرافاتی تا حدودی مورد قبول بسیاری از افراد است و به گونه ای به آن ها باور دارند. به عنوان مثال باورهایی مانند خوش شانسی و بدشانسی، فال گرفتن و سایر مواردی که مربوط به این موضوع می شود.

تجربه های غیبی

یکی دیگر از انواع خرافات مربوط به افرادی است که گمان می کنند افراد قدرتمندی هستند و می توانند با ماوراء الطبیعه ارتباط برقرار کنند. به گونه ای که می گویند با چشمانشان اجسام را جا به جا می کنند و قادر هستند هر کاری را به راحتی انجام دهند. به عبارت دیگر این افراد بیان می کنند که تمام موضوعاتی که از ابعاد انسانی خارج است را درک می کنند. همچنین پیشنهاد می شود تا مقاله قانون مورفی را بخوانید.

خرافات شخصی

برخی از باورهای خرافی هم به صورت شخصی هستند و افراد خودشان فکر می کنند که اگر کارهایی را انجام دهند باعث موفقیت آن ها می شود. به طوری که معتقدند اگر فلان کار را انجام دهند موفق می شوند و هرگز شکست نخواهند خورد.


پیشنهاد ویژه : پکیج خرافات از دکتر هلاکویی


به عنوان مثال شاید دیده باشید که برخی افراد برای رفتن به قرار ملاقات ها از لباس خاصی استفاده می کنند، چرا که باور دارند اگر از فلان لباس استفاده کنند به نتایج خوبی دست پیدا خواهند کرد.

چرا انسان ها خرافه پرست می شوند؟

حال که با انواع خرافات آشنا شدید و متوجه شدید که باورهای خرافی دارای چه ابعادی هستند لازم است تا به دلایل خرافه پرستی انسان ها نیز بپردازیم و بدانیم که واقعا چرا افراد به سمت باورهای خرافی گرایش پیدا می کنند.

فشارهای محیطی و ترس

زمانی که انسان اعتماد به نفسش را از دست می دهد و به نوعی احساس عجز و ناتوانی می کند برای آنکه بتواند خودش را کنترل کند به سمت افکار و باورهای خرافی حرکت می کند و سعی دارد تا از این طریق کنترل شرایط را به دست بگیرد و کاری کند که اتفاقات ناگواری برایش نیفتد.

نادانی و کمبود دانش

یکی از دلایلی که باعث می شود تا انسان ها به سمت افکار و باورهای خرافی بروند نادانی و باور نداشتن به علم و دانش است. چرا که هر چقدر انسان بتواند رابطه بین قضایا را به خوبی درک کند و دقیقا بداند که علت و معلول در هر اتفاقی چه هست کمتر به سمت خرافات می رود و بر عکس هر قدر که مسائل برایش ناشناخته باشد همواره برای حل کردن موضوعات به سمت خرافات می رود و به آن ها باور دارد.


پیشنهاد ویژه : سمینار علم و شبه علم دکتر هلاکویی


به عنوان مثال زمانی که مشکلی برایش رخ می دهد چون نمی داند باید چه کاری انجام دهد و از عقلش برای رفع مشکل استفاده نمی کند ناچار است که برای رسیدن به آرامش و تسکین خود به سمت افکار و باورهای خرافی برود.

تقلید بدون آگاهی

یکی از کارهایی که انسان به خوبی می تواند آن را انجام دهد تقلید است و در بسیاری از موارد اصلا نمی داند که چرا بدون داشتن آگاهی از دیگران تقلید می کند و واقعا دلیل انجام کارش را نمی داند. می توان بیان کرد که یکی از دلایل گرایش افراد به خرافات تقلید کورکورانه و بدون آگاهی است.

به عنوان مثال بسیاری از کارهایی که امروزه انجام می شود در واقع مربوط به باورهای خرافی گذشته است و چون گذشتگان ما آن را انجام می دادند ما نیز آن را انجام می دهیم و این کارها نسل به نسل منتقل می شود و به این صورت هرگز خرافات از بین نخواهد رفت.

رابطه بین خرافات و اختلالات روانی

حال سوالی که پیش می آید این است که آیا بین خرافات و اختلالات روانی رابطه ای وجود دارد؟ در ادامه قصد داریم تا شما را با موضوع بسیار جالبی آشنا کنیم که شاید برای اولین بار است آن را شنیده اید.

اختلالات اضطرابی و استرس

رابطه مستقیمی بین خرافات و استرس وجود دارد. به طوری که انسان ها همواره در تلاش اند که به آرامش دست یابند و برای این کار کارهایی را انجام می دهند که به آرامش فکری برسند. پیشنهاد می شود تا مقاله جن در روانشناسی را مطالعه نمایید.

به همین ترتیب هر زمان که اتفاقی برای انسان بیفتد و آرامش او را بهم بزند او تلاش می کند تا با انجام باورهای خرافی اضطراب و استرس را از خودش دور کند و اگر نتواند این کار را انجام دهد به شدت دچار استرس می شود.

پس متوجه شدیم که یکی از دلایل گرایش افراد به باورهای خرافی وجود استرس و اضطراب است و از این رو می توان گفت بین خرافات و اختلالات روانی رابطه مستقیم وجود دارد.

وسواس فکر و عملی

یکی از اختلالاتی که با خرافات عجین است و باعث می شود تا انسان ها به سمت خرافات گرایش پیدا کنند اختلال وسواس فکری و عملی است. زمانی که فردی دارای این اختلال است همواره در تلاش است تا به آرامش درونی دست یابد ولی چون راهش را نمی داند کارهای اشتباهی را انجام می دهد که ممکن است به طور موقت حالش را خوب کند ولی او را گرفتار دور باطل وسواس می کند و مدام آن کارها را انجام می دهد تا به خواسته اش برسد.


پیشنهاد ویژه : کارگاه روانشناسی خوش شانسی


به عنوان مثال فردی که وسواس فکری و عملی دارد گمان می کند که اگر نوشته ای را دو مرتبه نخواند اتفاق بدی برای او یا خانواده اش می افتد و این کار را انجام می دهد تا به آرامش برسد ولی نمی داند که با انجام این کار در واقع به طور موقت حالش خوب می شود ولی به این کار عادت می کند و در دفعات بعد به صورت خودکار این کار را انجام می دهد و هر متنی را دو مرتبه می خواند و در بلند مدت دچار وسواس شمارش می شود.

باید اشاره شود که این افراد دارای طرحواره آسیب هستند و همواره استرس دارند که اتفاقی برایشان بیفتد و وضعیت آن ها را خراب کند و آن ها توانایی مقابله آن حادثه یا اتفاق را نداشته باشند. به همین دلیل لازم است در این خصوص اقدامات درمانی لازم صورت گیرد و فرد به جای انجام کارهای خرافی خودش را درمان کند تا بتواند مشکلش را حل کند و در آینده مشکلات دیگری برایش ایجاد نشود.

اختلال پارانوئید

افرادی که خرافاتی هستند به همه چیز و همه کس بدبین هستند و باور دارند که افراد می خواهند علیه آن ها توطئه کنند. این افراد در هیچ جایی احساس راحتی نمی کنند و همواره به همه چیز سوءظن دارند. در علم روانشناسی چنین افرادی دارای اختلال بدبینی و بدگمانی هستند و دچار اختلال پارانوئید هستند و باید تحت درمان قرار بگیرند.

اختلال افسردگی

همچنین زمانی که فرد خرافاتی نتواند کاری برای بهبود شرایطش انجام دهد دچار افسردگی می شود و چون تمام اتفاقات برخلاف میل و خواسته اوست افکار افسردگی تمام وجودش را تسخیر می کند. چون مدام در زندگی دچار شکست شده است و به صورت واقع بینانه با موضوع برخورد نکرده است دچار اختلال افسردگی می شود.

به عنوان مثال زمانی که شکست عشقی می خورد دلیل آن را به موضوعات دیگری نسبت می دهد که به هیچ وجه صحت ندارد و برای درمان شکست عشقی به سراغ روانشناس و روانپزشک متخصص نمی رود و به سراغ فالگیر می رود و همین موارد موجب می شود تا فرد نه تنها درمان نشود بلکه به دلیل استفاده از روش های نادرست دچار مشکلات روانی بیشتری شود.


پیشنهاد ویژه : پکیج آموزش بهداشت روانی


بنابراین به یاد داشته باشید که اختلالات روانی رابطه تنگاتنگی با خرافات دارند و شما باید بسیار در این خصوص آگاه باشید و اجازه ندهید ذهنتان دچار خطای شناختی شود. پس اگر در زندگی اتفاقی برایتان افتاد باید خیلی دقیق موضوع را بررسی کنید تا متوجه شوید که هر اتفاقی دلیل خاص خودش را دارد و شما باید از روش خودش با آن موضوع برخورد کنید و نه آنکه از روش های خرافاتی برای درمان آن ها استفاده کنید.

اختالات روانی و خرافات

انجام این کار دقیقا مانند این است که شما تشنه هستید و برای رفع تشنگی خودتان خاک بخورید و فکر کنید که این روش هم برای شما کار می کند.

اختلال شخصیت خودشیفته

به دلیل ماهیت خودشیفتگی این افراد همواره می خواهند از دیگران بهتر باشند و تلاش می کنند تا خودشان را از دیگران برتر نشان دهند. به همین دلیل به سمت افکار و باورهای خرافی حرکت می کنند و سعی می کنند با انجام کارهایی مانند فالگیری و سایر موارد از اتفاقات آینده با خبر شوند و حتی برای انجام این کار هزینه های زیادی هم صرف می کنند.

در حالی که اصلا به نتیجه ای دست نمی یابند و فقط برای آنکه نشان دهند به اطلاعات مفیدی دست یافته اند حرف آن فرد فالگیر را بسیار مهم تلقی می کنند و شخصیت او را بت می کنند و به همه می گویند که تمام حرف هایی که فالگیر گفته است دقیق درست بوده است.

آشنایی با عجیب ترین خرافات در جهان

تا به اینجای مقاله به صورت کامل با ابعاد مختلف خرافات، دلایل خرافه پرستی و رابطه بین خرافه و اختلالات روانی آشنا شدید. حال در ادامه مقاله قصد داریم تا شما را با عجیب ترین باورهای خرافی که در جهان وجود دارد آشنا کنیم. پس تا انتهای مقاله با برنا اندیشان همراه باشید.

خرافات در ایران

در کشور ایران نیز باورها و افکار خرافی زیادی وجود دارد که در شهرها مختلف دیده می شود. به عنوان مثال می توانیم به نحس بودن عدد ۱۳ اشاره کنیم که یکی از این باورهای خرافی است. اگر به صورت دقیق فرهنگ ها را مورد بررسی قرار دهیم با خرافات بیشتری روبرو می شویم که امروزه خواندن آن ها برایتان بسیار عجیب است.

خرافات در اروپا و آمریکا

یکی از باورهای خرافی که از آمریکا آمده است، دور کردن بد یمنی از طریق ضربه زدن به روی چوب است که بعدا به اروپا رفت و در ایران نیز مشاهده می شود. به طوری که افراد باور دارند زمانی که فردی به شما نگاه می کند و یا به شدت از شما تعریف می کند یک انرژی منفی از او خارج می شود که شما با ضربه زدن بر روی چوب می توانید آسیب های ناشی از آن را از خودتان دور کنید.

همچنین در زمان های بسیار قدیم در کلیسا ادعا می کردند که قسمتی از صلیب حضرت عیسی (ع) را در دست دارند و می توانند با ضربه زدن به آن بد یمنی را از خودشان دور کنند.

خرافات در کشور پرتغال

یکی از خرافاتی که در این کشور وجود دارد این است که آن ها باور دارند اگر شما عقب عقب حرکت کنید دچار بدشانسی می شوید. چرا که اگر شما به این روش حرکت کنید شیطان متوجه می شود شما در کجا قرار دارید و قصد دارید به کجا بروید و همین ترتیب اتفاقات ناگواری برایتان خواهد افتاد.

خرافات در کشور ژاپن

یکی از باورهایی که در کشور ژاپن وجود دارد این است که اگر در قبرستان ها راه می روید باید انگشت شصت خود را پنهان کنید. چرا که در ژاپن انگشت شصت نماد پدر و مادر است و شما با پنهان کردن آن در قبرستان ها می توانید مانع بروز اتفاق برای آن ها شوید.

باورهای خرافی در چین

در کشور چین به دلیل آنکه تلفظ عدد ۴ شبیه تلفظ واژه مرگ است به همین خاطر این عدد را به عنوان بدشانسی و نحسی می شناسند.

خرافات از کجا ریشه می گیرد؟

خرافات در کشور اسپانیا

در کشور اسپانیا رسمی وجود دارد که در هر سال در شب سال نو ۱۲ حبه انگور را در دهانشان قرار می دهند تا بتوانند سال خوش یمنی را تجربه کنند. یعنی باور دارند اگر این کار را انجام دهند سال آینده برای آنها خوب و خوش خواهد بود و هیچ اتفاقی برایشان نمی افتد.

خرافات در کشور ترکیه

یکی از باورهای خرافی در کشور ترکیه جویدن آدامس بعد از تاریک شدن هواست که معتقدند اگر فردی در زمانی که هوا تاریک شده است آدامس بجود دقیقا مانند جویدن گوشت فرد مرده است. به همین دلیل توصیه می شود تا در کشور ترکیه به هیچ وجه در تاریکی هوا آدامس نجوید.

افکار خرافی در انگلستان

یکی از باورهای خرافی در کشور انگلستان این است که اگر شما در روز اول ماه کلمه خرگوش را بیان کنید تا آخر ماه خوش شانس خواهید بود. به این صورت وقتی روز اول هر ماه می شود افراد اولین کلمه ای که بیان می کنند خرگوش است و اگر یادشان برود این کار را انجام دهند باید هنگام خوابیدن در شب کلمه خرگوش (Rabbit) را به صورت برعکس تلفظ کنند و سپس بخوابند.

خرافات در کشور برزیل

در کشور برزیل افراد بر این باورند که اگر کیف پولتان بر روی زمین بیفتد شما دچار مشکلات مالی می شوید. دلیل این باور آن است که اگر کیف پولتان بر روی زمین بیفتد در واقع شما به پول بی احترامی کرده اید و آن را بی ارزش تلقی کرده اید و به همین دلیل دچار بدشانسی مالی خواهید شد.

نتیجه گیری

در این مقاله به صورت کامل با خرافات و باورهای خرافی آشنا شدیم و متوجه شدیم که چرا انسان ها به سمت خرافات گرایش دارند و با این که در عصر تکنولوژی هستیم ولی باز هم افراد بسیاری هستند که به خرافات اعتقاد دارند و حتی برای آن هزینه های هنگفتی هم پرداخت می کنند.

مقصود اصلی ما در این مقاله به هیچ وجه غلط شمردن باورهای فرهنگی نیست چرا که بسیاری از باورها درست هم هستند. در واقع هدف اصلی ما از نوشتن این مقاله این است که اگر در زندگی مشکلی برایتان ایجاد شد برای درمان و حل آن از روش درست استفاده کنید و به فرد متخصص خودش مراجعه فرمایید تا دچار مشکل و آسیب نشوید.

چرا که اختلالات روانی درست مانند بیماری های جسمانی آسیب زا هستند و اگر فردی دچار مشکلی مانند اضطراب شود و به جای مراجعه به روانشناس و روانپزشک به فالگیر مراجعه کند نه تنها مشکل درمان نمی شود بلکه می تواند زمینه سایر مشکلات را برایش فراهم کند.