تشخیص دقیق اختلال دوقطبی و معرفی روش های جدید تشخیص افسردگی

تشخیص دقیق اختلال دوقطبی و معرفی روش های جدید تشخیص افسردگی

تشخیص دقیق اختلالات به روند درمان بسیار کمک می کند و می توان ز این طریق روند بهبود را با سرعت بیشتری پیمود، چرا که روش های سنتی تشخیص با خطاهای بالایی برخوردار هستند، از این رو در این بخش از پایگاه دانش برنا اندیشان تصمیم داریم مقاله ای با عنوان تشخیص دقیق اختلال دوقطبی و معرفی روش های جدید تشخیص افسردگی را در اختیار شما علاقه مندان به مقالات روانشناسی قرار دهیم. پس اگر به مطالعه پیرامون موضوع افسردگی و اختلالات روانی علاقه مند هستید تا انتهای مقاله تشخیص دقیق اختلال دوقطبی با گروه علمی تخصصی برنا اندیشان همراه باشید.

تشخیص دقیق اختلال دوقطبی و معرفی روش های جدید تشخیص افسردگی

تشخیص دقیق اختلال دوقطبی به درمانگر کمک می کند تا روند درمان مراجع را تسریع کرده و فرد بسیار سریع و راحت می تواند مسیر درمان را طی کند.

آزمون جدید می تواند افسردگی، اختلال دوقطبی را به طور دقیق پیش بینی کند

دانشمندان دانشگاه استرالیای جنوبی (UniSA) با اندازه گیری سطح پروتئین فاکتور نوروتروفیک مغز (BDNF) در مغز اولین آزمایش جهانی را برای تشخیص عینی اختلالات خلقی ایجاد کرده اند.برای آشنایی کامل با اختلال دوقطبی به مقاله آشنایی کامل با این اختلال مراجعه فرمایید.

مطالعات در حال حاضر ارتباط بین سطح پایین فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز بالغ (mBDNF) و افسردگی را ایجاد کرده است اما این اولین بار است که سه شکل پروتئین BDNF در نمونه های خون متمایز می شوند.

فرم بالغ اثر محافظتی بر روی مغز دارد و از رشد نورون پشتیبانی می کند اما دو شکل دیگر به گیرنده های مختلف متصل می شوند شناخته شده اند که باعث التهاب و آسیب عصبی می شوند.

دانشمندان UniSA کیتی را تهیه کردند که می تواند بین سه شکل تشخیص دهد و یافته های آنها با همکاری دانشگاه آدلاید استرالیا و دانشگاه پزشکی Kunming در چین در مجله تحقیقات روانپزشکی منتشر شده است. آنها می گویند شواهد محکمی وجود دارد که نشان می دهد استرس روانی mBDNF را کاهش می دهد که به نوبه خود منجر به افسردگی می شود.

درباره مطالعه

بیش از 200 نفر در این مطالعه شرکت کردند از جمله 90 بیمار مبتلا به افسردگی بالینی و 15 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی. به گفته محققان هرچه شدت افسردگی بیشتر باشد میزان mBDNF در خون بیماران کاهش می یابد.

علاوه بر این سطح بالغ BDNF در بیمارانی که از داروهای ضد افسردگی استفاده نمی کردند کمتر از بیمارانی بود که داروهای ضد افسردگی مصرف می کردند. با این حال هیچ تفاوتی در سطح mBDNF بین 14 نفر با سابقه اقدام به خودکشی و 96 نفر در گروه کنترل وجود نداشت.

یکی از نویسندگان این مطالعه متخصص مغز و اعصاب و بیوشیمیست لاریسا بوبروسکایا PhD که دانشیار علوم بهداشتی بالینی در UniSA است می گوید این یافته ها تعجب آور نبود.

وی می گوید: مطالعات قبلی ارتباط مشابهی را بین سطح پایین BDNF سرم و افسردگی و اختلال دوقطبی نشان داده است. با این حال بسیاری از این مطالعات از سنجش های موجود در بازار استفاده می کنند که خیلی خاص نیستند. ما از یک روش بسیار خاص استفاده کرده ایم که واکنش متقاطع ناچیز را با مولکول های مشابه خون نشان می دهد.

بابرا وسکایا برخی محدودیت ها را با مطالعه ذکر کرده است وی می گوید: ما فقط تعداد نسبتاً کمی بیمار داشته ایم بنابراین یافته های ما باید در جمعیت بیشتری از بیماران تأیید شود.

وی می افزاید تحقیقات بیشتر باید بر روی ایجاد پانلی از نشانگرهای زیستی امیدوار کننده متمرکز باشد که بتواند به تصمیم گیری بالینی کمک کند زیرا امکان تولید یک نشانگر زیستی منفرد برای ارزیابی افسردگی و اختلال دوقطبی به دلیل ماهیت چند عاملی آنها کم است.

بابرا وسکایا می گوید: در حال حاضر تشخیص افسردگی و اختلال دوقطبی بر اساس انواع علائم بالینی است. چنین رویکردی کاملاً ذهنی است و می تواند منجر به تشخیص نادرست و نتایج ضعیف درمان شود. ایجاد نشانگرهای بیولوژیکی عینی برای افسردگی و اختلالات دوقطبی، افزودنی ارزشمند به الگوریتم تشخیصی و استراتژی درمانی شخصی در عمل بالینی خواهد بود.

افسردگی و اختلال دوقطبی

میلیون ها نفر در سراسر جهان تحت تأثیر اختلالات خلقی قرار دارند اما تحقیقات تخمین می زند که حدود یک سوم از افراد مبتلا به افسردگی نسبت به داروهای ضد افسردگی مقاوم هستند. گرچه دلایل دقیق این مسئله هنوز مشخص نشده است اما عدم تعادل BDNF می تواند یک عامل باشد.

با استفاده از روش های جدید چگونه می توان اختلال قطبی را بهتر تشخیص داد

تشخیص دقیق اختلال دوقطبی

اختلال افسردگی اساسی یا افسردگی بالینی که معمولاً به عنوان افسردگی شناخته می شود یکی از رایج ترین اختلالات خلقی است. برای تشخیص افسردگی باید حداقل به مدت دو هفته برخی از علائم شایع را داشته باشید.

طبق موسسه ملی بهداشت روان (NIMH) این موارد شامل خلق و خوی مداوم غمگین، مضطرب، احساس خالی شدن ذهن، احساس ناامیدی، تحریک پذیری، احساس گناه یا بی ارزشی، کاهش انرژی یا خستگی و افکار مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی.

NIMH شامل اختلال دوقطبی در لیست انواع افسردگی است در حالی که خاطر نشان می کند این یک اختلال خلقی متفاوت است. فردی با اختلال دوقطبی قسمت هایی از خلق و خوی بسیار کم را تجربه می کند که از معیارهای افسردگی اساسی (افسردگی دوقطبی) برخوردار است اما آنها همچنین دارای حالت های روحی شدید شدید (شیدایی) یا شکل کمتر شدید (هیپومانیا) هستند.

آرون تندلر MD افسر ارشد پزشکی Brainsway می گوید: اختلال دوقطبی همچنین به عنوان بیماری جنون افسردگی شناخته می شود، یک اختلال مغزی است که باعث تغییرات قابل توجهی در روحیه، انرژی و توانایی فرد می شود. متفاوت از فراز و نشیب های طبیعی که همه از آن عبور می کنند، اختلال دوقطبی عملکرد را مختل می کند و اغلب منجر به بستری شدن در بیمارستان می شود.

دکتر تندلر اضافه می کند که علائم اختلال دوقطبی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همه حداقل یک دوره از خلق و خوی غیر طبیعی و مداوم افزایش یافته، گسترده یا تحریک پذیر با افزایش انرژی حداقل یک هفته را تجربه می کنند.

دکتر تندلر توضیح می دهد: در طول دوره بیماران ممکن است بزرگواری، کاهش نیاز به خواب، افزایش یا فشار روانی، حواس پرتی با فرآیندهای فکری ضعیف مرتبط، بی قراری روانی حرکتی و افزایش دخالت در فعالیت های لذت بخش مخاطره آمیز را نشان دهند. بیماران ممکن است از اضطراب یا افسردگی همزمان رنج ببرند که این مسئله تشخیص اینکه با چه کسی سر و کار دارد را برای افراد دشوارتر می کند.

تشخیص دقیق اختلال دوقطبی

تشخیص اختلال دوقطبی ممکن است دشوار باشد زیرا فرد نیاز به تجربه یک دوره شیدایی یا هیپومونیک دارد اما ممکن است مدت زمان طولانی را بدون تجربه علائم سپری کند.

دکتر تندلر توضیح می دهد: دوره های شیدایی شامل رفتارهای بی پروا تری است که منجر به بستری شدن در بیمارستان یا دستگیری می شود در حالی که دوره های هیپومانیک خفیف تر هستند. در هر صورت فرد می تواند همزمان با شیدایی افسردگی را تجربه کند که یک دوره مخلوط است. متاسفانه اختلال دوقطبی و افسردگی اغلب دست به دست هم می دهند در این بیماران دوقطبی به طور مشخص اپیزودهای افسردگی گسسته را بسیار بیشتر از آنها مانیا را به نمایش می گذارند.

همچنین یافتن روش درمانی مناسب برای اختلال دوقطبی ممکن است زمان بر باشد زیرا علائم متفاوت است و بیماران اغلب از بینش کافی برخوردار نیستند که ارزیابی پیشرفت را به یک چالش تبدیل می کند. دکتر تندلر می گوید: درمان اختلال دوقطبی غالباً به ترکیبی از روشهای مختلف نیاز دارد از جمله چندین داروی تثبیت کننده خلق و خو به همراه علائم دقیق و ردیابی خواب.

اگر فکر می کنید ممکن است به افسردگی یا اختلال دوقطبی مبتلا شده باشید با یک پزشک مراقبت های اولیه خود وقت بگیرید. آنها قادر خواهند بود بر اساس علائم شما تشخیص دهند (اگرچه علل احتمالی دیگری را رد می کنند) و به یک ارائه دهنده مراقبت های بهداشت روان مانند روانپزشک یا روانشناس ارجاع می دهند.

در ابتدا ممکن است احساس راحتی نکنید که با پزشک خود در مورد سلامت روان خود صحبت کنید اما این اولین قدم مهم است. با حمایت و درمان مناسب از جمله عادات مراقبت از خود می توانید احساس بهتری داشته باشید و به دنبال آینده ای روشن تر باشید.