چگونه کمبود عشق در کودکی بر عشق بزرگسالی اثر می گذارد

چگونه کمبود عشق در کودکی بر عشق بزرگسالی اثر می گذارد

همه ما همواره عبارت کمبود عشق و محبت و همچنین کمبود عاطفه را شنیده ایم و می دانیم که این مورد آنقدر مهم است که می تواند در زندگی و سرنوشت فرد بسیار اثرگذار باشد، در این قسمت از پایگاه دانش برنا اندیشان تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان چگونه کمبود عشق در کودکی بر عشق بزرگسالی اثر می گذارد را با شما علاقه مندان به مطالب روانشناسی قرار دهیم، پس تا انتهای مقاله با برنا اندیشان همراه باشید.

چگونه کمبود عشق در کودکی بر عشق بزرگسالی اثر می گذارد

در مقاله چگونه کمبود عشق در کودکی بر عشق بزرگسالی اثر می گذارد به طور مفصل موضوع کمبود عاطفه و عشق در کودکی و تاثیرات آن در بزرگسالی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

چگونه کمبود عشق در دوران کودکی، عشق در دوران بزرگسالی را از ما می رباید

عشق احساسی است که به ما انگیزه میدهد و ما را به سمت بهتر شدن زندگیمان و زندگی اطرافیانمان سوق میدهد . عشق رابطه نزدیکی با مواردی مانند شادی ، خانواده ، رضایت ، مراقبت و محبت دارد ، چیزی است که همه ما می خواهیم در روابط خود با دیگران از آن استقبال کنیم. با این حال ، برای بسیاری از مردم ، عشق درد است ، عشق غم است و عشق جویی با دیگران فقط به درد بیشتر و غم بیشتری منجر می شود. متأسفانه ، این یک چرخه ظاهراً گریز ناپذیر است که شما و بسیاری دیگر ممکن است خود را در آن پیدا کنید. در واقع ، حتی می تواند قابل قبول نیز برای ما باشد.

اما این روشی است که ما میخواهیم نیست پس چرا این گونه باشد؟و چه کاری میتوانیم در این مورد انجام دهیم؟

همه مسایل از کودکی آغاز می شود

کودکان برای همه چیز به مراقبان خود اعتماد می کنند. آنها علاوه بر تأمین نیازهای جسمی خود ، برای شکوفایی در بزرگسالی ، نیاز به برطرف شدن نیازشان از سوی دیگران  ، هماهنگی و تأیید از طرف فردی که از آنها مراقبت می کند دارند. اگر مراقبان کودک از نظر عاطفی سالم و درست  باشند ، احساس قوی بودن خود در کودکان ایجاد می شود.آنها احساس عشق سالم و بدون قید و شرط را از افراد نزدیک به خود حس میکنند. آنها خواهند فهمید که عشق چه شکلی است و چه حسی دارد. آنها این احساس را در طول زندگی خود دنبال خواهند کرد.


پیشنهاد ویژه : کارگاه روانشناسی تربیت کودک تولد تا ۷ سالگی


در واقع ، آنها قادر خواهند بود که خود را راحت کنند ، خود را دوست داشته باشند و روابط محکم و سالمی با اطرافیان خود برقرار کنند زیرا آنها الگوی سالمی برای استفاده دارند. با این حال ، اگر مراقبان کودک از نظر عاطفی ناسالم و دارای تعارض باشند ، احساس ضعف و ناپایداری از خود در آنها ایجاد می شود. آنها قادر نخواهند بود که خودشان را از هطر طرف خوب و راحت نشان دهند ، به دیگران اعتماد کنند ، خودشان را دوست داشته باشند و در یافتن تحقق ، معنی و رضایت در روابط بزرگسالان خود با مشکلات زیادی روبرو خواهند شد.

آنها نمی دانند عشق سالم چه شکلی است و چه حسی دارد. آنها فقط می دانند که توجهی که به آنها جلب می شود ، احساسی دردناک به آنها میدهد ، و مراقبان غیر عاطفی و بی احساس در دسترس آنها باعث ترس ، ناراحتی ، صدمه یا عصبانیت می شوند و حتی ممکن است آنها را به خاطر احساسات طبیعی که درون کودک است مجازات کنند.

مراقبان آنها ممکن است با علائم عشق فرزندشان راحت نباشند. و از آنجا که کودک به مراقبان خود اعتماد دارد ، باید باور داشته باشد که علی رغم آسیب های مختلف ، طردها و رفتارهای غیر دوست داشتنی ، آنها را دوست دارند. و بنابراین کودک می آموزد که عشق مثل درد می ماند . این شکلی از عشق است که آنها در بزرگسالی دنبال می کنند. عشق هر رفتاری است که انجام داده اید. اینگونه است که ما درک اشتباهی از عشق پیدا می کنیم.

و در این مورد در کتاب توسعه و آسیب انسان آمده که:

یک نفر چگونه میتواند بداند که سلامتی و احترام و عشق و مرز بین آنها چیست درصورتی که آنها را واقعاً تجربه نکرده است؟ کودک درک خود را در مورد این مفاهیم بر اساس چگونگی مدل سازی از طرف مراقب خود ایجاد می کند. برای این منظور ، اگر یک مراقب کودک را کتک بزند و برچسب “دوست داشتن” را بر این کار بزند  ، کودک یاد می گیرد درد را با عشق پیوند دهد. این ارتباط طبیعی و مورد انتظار برای کودک خواهد  شد. “

گشودگی و آسیب پذیری در پیش نیازهای روابط سالم با خود و دیگران به خطر می افتد. اما فرد مجاز نیست که آسیب پذیر باشد . به جای عشق ، تجربه درد اکنون پیش شرط روابط بین فردی خواهد شد. متاسفانه، روابطی که ما در آنها بیشترین آسیب پذیری را احساس میکنیم روابطی است که به دردناک ترین رابطه برایمان تبدیل می شوند.

توجه به الگوها و باورهای غلط

هرچه زمان می گذرد ، تجربیات رابطه شما بسیار دردناک و منفی خواهد بود. ممکن است خود را درگیر روابطی کنید که به عنوان یک فرد نامرئی دیده شوید و ممکن است خود را جذب شرکای غیرمعمول احساسی کنید. ممکن است خود را در جستجوی افرادی با ویژگی های تاریک شخصیتی ببینید که به شما آسیب می زنند و از شما سوء استفاده می کنند یا بدتر ، شما دیوانه وار عاشق “شریکی عالی” می شوید تا بعداً کشفش کنید ، و فقط خیلی دیر ، که آن هم یک سوء تفاهم برایتان می سازد . ممکن است خود را در معرض تحمل رفتار ، درد و نمایش ناسالم عشق و علاقه قرار دهید که متوجه می شوید دیگران این کار را نمی کنند.

شما فقط دنبال عشق هستید و نخواهید فهمید که این مورد برایتان خیلی سخت و دردناک بوده در عین حال هم خیلی بی درد سر خواهد بود.

علاوه بر روابط دشوار ، دردناک و پر درد ، رابطه شما با خودتان نیز آسیب می بیند. شما ممکن است بخواهید بعضی چیزها را در این مورد از زندگیتان پاک کنید ، با خود گفتگوی منفی داشته باشید ، و مراقبت از خود و عشق به خود برای خودتان بسیار دشوار ، اگر غیرممکن نباشد ، دشوار است. ممکن است احساس کنید که لیاقت این همه درد را دارید ، یا اینکه بپذیرید این قسمت زندگی شماست. حتی ممکن است فکر کنید که دوست داشتنی نیستید یا در عشق محروم هستید.

کمبود محبت و عشق در کودکی و اثر آن بر عشق بزرگسالی

این افکار و تجربیات شما نتیجه محیط کودکی شماست که در آن مثل فردی نامرئی بودید و کسی به شما توجه نمی کرده است. مراقبان شما قادر نبودند یا نمیخواستند از نظر عاطفی در دسترس شما باشند و هنگام مشکلات به شما نزدیک شوند.

پس از مدتی ، بسیاری از افراد به آرامی متوجه می شوند که شریک های عاشقانه آنها بیشتر شبیه پدر یا مادر سهل انگار یا بد دهن خود هستند و آنها فقط  در حال تکرار گذشته هستند . حتی افکار و صدای درونی ما ممکن است شبیه آنها باشد.

حالا چه کاری می توانیم انجام دهیم

عشق درد نیست و فرآیند تبدیل عشق به لذت ، با عشق به خود و مراقبت از خود شروع می شود. شما خودتان منبع عشق سالم هستید و تشخیص اینکه شما فردی ناراضی هستید و مجبور نیستید اینگونه زندگی کنید اولین قدم است و اگر این مقاله را میخوانید حتماً در این شرایط قرار دارید.

شما شایسته بهترین ها هستید و میتوانید تکنیک هایی را یاد بگیرید که کودک درون شما را بیدار میکند، به خصوص روشهایی برای تمرین عشق به خود و مراقبت از خود، اعمال خود و آن ناراحتی هایی که در کودکی برایتان رخ داده است. همچنین میتوانید یاد بگیرید که باورهای ناسالم و نادرست خود را به باورهای واقع بینانه تری تغییر دهید. در یادگیری عشق به خود و مراقبت از خود، خواهید آموخت که چگونه در رابطه با دیگران عشق سالم داشته باشید وعشق سالم دریافت کنید.

مهمترین موضوع این است که شما دیگر در دام تربیت بد خود قرار ندارید و بنابراین میتوانید یاد بگیرید وبدانید که روشهای زیادی برای یادگیری داشتن احساس خوب، دادن و گرفتن عشق واقعی و صحیح وجود دارد.