رفتارهای نامناسب والدین که موجب ایجاد مشکل در فرزندپروری می شود

رفتارهای نامناسب والدین که موجب ایجاد مشکل در فرزندپروری می شود

تربیت فرزند فرایندی است که والدین باید با نکات آن به صورت علمی آشنا شوند تا در فرزندپروری دچار مشکل نشده و فرزندانشان را با موفقیت بزرگ کنند، همچنین برخی از رفتارها در والدین وجود دارد که موجب می شود تا رفتارهای نامناسبی در کودکان ایجاد شده و به دنبالش آن رفتار تقویت شده و مشکلات بیشتری را برای فرد ایجاد کند. در این بخش از پایگاه دانش برنا اندیشان تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان رفتارهای نامناسب والدین که موجب ایجاد مشکل در فرزندپروری می شود را مورد مطالعه قرار دهیم، پس تا انتهای مقاله با گروه دانش برنا اندیشان همراه باشید.

رفتارهای نامناسب والدین که موجب ایجاد مشکل در فرزندپروری می شود

در مقاله رفتارهای نامناسب والدین که موجب ایجاد مشکل در فرزندپروری می شود شما یاد می گیرید که چگونه برخی پدر و مادر ها با اشتباهاتشان زمینه رفتار نادرست را در کودک شان فراهم می کنند.

چگونه والدین باعث میشوند رفتار فرزندانشان به سمت وسوی نادرستی پیش برود

چنین روش های نامناسب والدین ممکن است علیه شما باشد

بردن کودک پیش یک درمانگر به امید به حداقل رساندن رفتار نادرست او در خانه می تواند مفید باشد، اما والدین باید توجه داشته باشند که خود آنها عامل اصلی تغییر در رسیدگی به مشکلات رفتاری فرزندشان خواهند بود.

این یک مکالمه بسیار معمول است والدین هنگامی که فرزندانشان رفتار نامناسبی انجام می دهند احساس می کنند در انتهای راه قرار دارند. آنها احساس می کنند همه چیز را امتحان کرده اند و هیچ کاری جواب نداده است. سپس، آنها اسلحه های بزرگ عاطفیشان را بیرون می آورند و میگویند: “من فکر می کنم بچه من دارای اختلال نافرمانی مقابله جویانه است.”

شیوع اختلال نافرمانی مقابله جویانه (ODD) تقریباً 3.3 درصد است و مشخصات تشخیصی برخی از ذهنی ترین موارد در کل DSM (یک کتابچه راهنمای تشخیصی برای اختلالات روانشناختی است). با معیارهایی مانند “غالباً روحیه خود را از دست می دهد” و “اغلب دیگران را مقصر اشتباهات یا رفتارهای نادرست خود می داند”، جای قابل توجهی برای تفسیر وجود دارد. برای والدینی که نگرانند ممکن است فرزندشان واجد شرایط تشخیص ODD باشد، آزمایش روان درمانی می تواند مفید باشد (مانند چک لیست رفتار کودک آچنباخ، که دارای خرده مقیاس ODD است).

صرف نظر از تشخیص، مداخلاتی که می خواهند رفتار کودک را به سمت مطلوب تری سوق دهند، در درجه اول متمرکز بر تغییراتی است که والدین می توانند در خانه ایجاد کنند. در اینجا لیستی مختصر از عادتهای رایج والدینی که فرزندانشان چنین مشکلی را دارند وجود دارد که ممکن است موجب ایجاد چنین رفتارهایی شود.

۱. انضباط غلط: فرستادن کودک به اتاقش واقعاً چه کاری را درست میکند؟

فرستادن کودک به اتاق او ممکن است بسیار مضر باشد. گفتن این جمله که برو تو اتاقت و به کاری که کردی فکر کن، درمانی است که از نظر تجربی برای رفتارهای نادرست در کودکان کوچکتر پشتیبانی می شود. وبستر استراتون توصیه می کند که طول زمان را در دقیقه برابر با سن کودک تا اواسط کودکی تعیین کنید. اما اغلب اوقات، فرستادن یک کودک بدجنس به اتاق آنها دو هدف نامطلوب را محقق می کند.

اول اینکه، اکثر کودکان به نوعی در اتاق خود سرگرمی دارند. آنها در نتیجه رفتار نادرست خود، وقت خود را صرف بازی با اسباب بازی ها، رایانه یا تلفن می کنند. بعلاوه، والدینی که کودک خود را هنگام ناراحتی به اتاقش می فرستند این پیام را به کودک می دهند که : “چون من ناراحت هستم، برای آرام شدن باید مدتی از شما دور باشم.” ارتباط ضمنی در ذهن کودک این است که وقتی مادر را ناراحت می کند، قدرت کنترل سناریو را دارد. از این گذشته بیایید با خود صادق باشیم آیا واقعاً گذراندن زمان در یکی از مکانهای مورد علاقه او مجازات به حساب می آید؟

در عوض، تایم اوت (time-out) اتاق نشیمن یا آشپزخانه را امتحان کنید. و فراموش نکنید که دلیل و عواقب آن را به روشنی توضیح دهید! “از آنجا که صدای خود را بلند کردید، قرار است 10 دقیقه آرام کنار میز غذاخوری بنشینید.” برای کودکان بزرگتر، برداشتن امتیازات با محدودیت زمانی ممکن است بیشتر موثر باشد. برای مثال : “چون که صدای خود را بلند کردید، تا فردا صبح اجازه استفاده از تلفن همراهت را نداری.”

۲. توجه به رفتار ناخوشایند انجام شده

از لحظه تولد، به نوزادان یاد می دهند که توجه، عشق و امنیت همه به هم گره خورده است. وقتی گریه می کنند، والدین برای تسکین و آرامش کودک می آیند. وقتی آنها قهقهه می زنند، والدین با آنها خنده می کنند! توجه ارزشمند است. و هرچه کودک بزرگ می شود، توجه والدین مطلوب ترین پاداش آنهاست. اما والدین کودکی که در خانه رفتار نادرستی دارند، بیشتر از رفتارهای مطلوب، به رفتارهای نادرست توجه می کنند.

بدیهی است که ما به کودکی که بیش از حد با خواهر یا برادر کوچکتر خود بازی می کند بیش از کودکی که به طور مناسب بازی می کند توجه داریم. تا حدی، به این دلیل است که زندگی بزرگسالان ما را آموزش می دهد تا انتظارات (در کار، روابط و غیره) را برآورده کنیم بدون اینکه تصور کنیم از دیگران تعریف و تمجید می شود. اگرچه یادآوری اینکه کودک در خانه باید آرام بازی کند مشکلی ندارد، مراقب باشید با تمجید از کودکی که به طور نا مناسب بازی می کند موجب می شوید تا آن رفتار نامناسب در او تقویت شود.

والدین با چه رفتارهایی موجب می شند تا فرزندانشان رفتارهای نامناسبی داشته باشند

۳. دستورات بتا یا پشت سر هم و انتظار نامشخص

از خود بپرسید: در هر لحظه، مسئولیت انجام چند وظیفه را می دانم؟  ۵ تا ؟ یا ۵۰ تا ؟ تعداد شما هر چه باشد، حفظ این بار ذهنی یک مهارت اکتسابی است (و اگر احساس اضطراب کردید نفرین کنید!). کودکان کوچکتر هنوز مهارت نگه داشتن مسئولیت های متعدد را در حافظه کاری و طولانی مدت خود ندارند. برای کودکان مبتلا به ADHD، توسعه این مهارت چالش برانگیز است.

دستورات پشت سر هم به نظر می رسد اینگونه باشد مثلا : “جانی ، برو کتاب هایت را از اتاقت بردار و آنها را در کوله پشتی خود قرار بده و سپس کفش های خود را بپوش و آماده رفتن به مدرسه بشو!” دستورات پشت سر هم در دو زمینه کوتاه هستند: اول، بسیاری از بچه ها گزینه دوم، سوم یا چهارم را به طور واقعی فراموش می کنند و سپس به دلیل فراموشی مجازات می شوند. در مرحله بعد، بچه هایی که موفق می شوند به انتهای لیست برسند، اغلب تفسیر صحیح “آماده شدن برای مدرسه” را ندارند و به دلیل عدم موفقیت خود مجازات می شوند. احساس ناامیدی می تواند هر انگیزه ای را که قبلاً برای مطابقت با آن وجود داشت ایجاد کرده و از بین ببرد.

دستورات آلفا، برای کودکان (به ویژه مبتلایان به بیش فعالی) مناسب تر است، چیزی شبیه به این را دارند: “جانی ، شما باید بروید و کتاب هایت را از اتاقت برداری و سپس برای کار بعدی خود به اینجا برگردید!” به یاد داشته باشید که انجام موفقیت آمیز این کار را با تعریف و تمجید انجام دهید مهم نیست که این کار چقدر معمولی است. با رعایت استانداردهای معقول و واضح توسط والدین، کودک شروع به تکمیل وظیفه با احساس مثبت از خود می کند و انگیزه اش برای آینده بالا می رود.

به طور کلی، والدین نباید به دلیل مشکلات رفتاری فرزندشان خود را سرزنش کنند – آنها باید احساس قدرت کنند که استراتژی های والدین خود را تغییر دهند، زیرا می دانند که تغییرات آسان اجرا شده، می توانند باعث بهبود طولانی مدت شوند.