آموزش مکتب اگزیستانسیالیسم و اندیشه های آن

آموزش مکتب اگزیستانسیالیسم و اندیشه های آن
نوع فایل
PDF
حجم فایل
12 مگابایت
دسته بندی
18,000 تومان

مکتب اگزیستانسیالیسم و یا همان مکتب هستی گرایی یکی از اصطلاحاتی است که در قرن ۱۹ میلادی به برخی از فیلسوفان داده شد. آن ها معتقدند که تفکر فلسفی با موضوع انسان شروع می شود. در این بخش از فروشگاه اینترنتی برنا اندیشان قصد داریم تا یکی دیگر از بهترین و کاربردی ترین آموزش های فلسفی با عنوان آشنایی با مکتب اگزیستانسیالیسم و نظریات و اندیشه های آن را برای دانلود در اختیار شما کاربران محترم وب سایت برنا اندیشان و تمامی علاقه مندان به علم فلسفه قرار دهیم.

آموزش مکتب اگزیستانسیالیسم و اندیشه های آن

در محصول آموزش مکتب اگزیستانسیالیسم و اندیشه های آن به صورت کامل با این نظریه آشنا شده و تمامی ابعاد موجود در این تئوری را فراخواهید گرفت.

فیلسوفان اگزیستانسیالیسم
فیلسوفان اگزیستانسیالیسم

آشنایی با مکتب اگزیستانسیالیسم

در مکتب اگزیستانسیالیسم نقطه شروع فرد با نگرش هستی که همان احساس عدم تعلق و سراسیمگی و پوچی در مواجهه با جهان است آغاز می شود. آنچه در این مکتب بیان می شود این است که زندگی در بطن خود بی معناست مگر این که انسان بتواند برای زندگی اش معنایی را بیابد. به دنبال معنایابی در زندگی انسان می تواند ماهیت زندگی را درک کند. در این باره ژان پل سارتر بیان می کند که انسان محکوم به آزادی است یعنی هیچ انتخابی ندارد مگر آن که بار مسئولیتش را بر دوش بکشد و باید این گزینه را در زندگی انتخاب کند در غیر این صورت با پوچی روبرو خواهد شد.

نکته ای که در خصوص مکتب اگزیستانسیالیسم وجود دارد این است که این نظریه با پوچ گرایی متفاوت بوده و ارتباطی با آن ندارد، اگر چه که به مفاهیم پوچ گرایی می پردازد ولی نوع نگرش در این مکتب بر پایه آزادی انسان بنا شده است به طوری که پوچ گرایان به صورت قطعی بر این باورند که زندگی پوچ و بی معناست و هیچ کاری نمی توان کرد در حالی که در مکتب اگزیستانسیالیسم ما شاهد آن هستیم که باور بر این است که با وجود پوچ بودن زندگی ولی انسان می تواند برای زندگی اش معنایی بسازد و هدف زندگی اش را پیدا کند.

مکتب اگزیستانسیالیسم از لغت اگزیستانس ریشه گرفته است که به معنای وجود می باشد. فردی که به عنوان اولین اگزیستانسیالیست شناخته می شود سورن کی یر کگور نام دارد. باید اشاره کنیم که بین اگزیستانسیالیسم بی خدایانه و اگزیستانسیالیسم مسیحی تفاوت وجود دارد و از چهره های برجسته مکتب اگزیستانسیالیسم مسیحی می توان به سورن کی یر کگور، کارل یاسپرس و گابریل مارسل اشاره کرد.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم ما با جریان تازه ای آشنا می شویم که به آن اگزیستانسیالیسم ادبی می گویند و از مشهورترین افراد این جریان می توان به سیمون دوبووآر، آلبر کامو، ژان پل سارتر و بوریس ویان اشاره کرد.

آشنایی با تاریخچه مکتب اگزیستانسیالیسم

اگزیستانسیالیسم در قرن ۱۹ میلادی به وسیله اندیشمندانی چون نیچه و سورن کی یر کگور مطرح گشت، اگر چه که قبل از آن نیز پیشگامانی در این حوزه وجود داشتند. دو شعار اصلی که سقراط بیان می کند نیز به مکتب اگزیستانسیالیسم اشاره دارد، اولین شعار عبارت است از زندگی نیازموده، ارزش زیستن ندارد که ماهیت فلسفه را نشان می دهد و شعار دوم هم خودت را بشناس که ماهیت فلسفه اگزیستانسیالیسمی را روشن می کند.

آشنایی با مکتب اگزیستانسیالیسم
آشنایی با مکتب اگزیستانسیالیسم

در قرن ۲۰ میلادی ما شاهد تاثیرگذاری یکی از فیلسوفان آلمانی به نام مارتین هایدگر بر فیلسوفان مکتب اگزیستانسیالیسم هستیم که در طی این تاثیرگذاری افرادی چون ژان پل سارتر، سیمون دوبوار و آلبر کامو به شدت از هایدگر تاثیر گرفتند و همچنین نویسندگانی چون داستایوفسکی و کافکا نیز از مفاهیم مکتب اگزیستانسیالیسم در آثارشان به کار بردند.


پیشنهاد ویژه : کتاب صوتی روان درمانی اگزیستانسیالیسم


یکی از تفاوت هایی که در مکتب اگزیستانسیالیسم باید به آن اشاره نماییم این است که در این مکتب ما شاهد دو دیدگاه متفاوت در رابطه با وجود خدا هستیم، عده ای از فیلسوفان مانند ژان پل سارتر بر این باورند که خدا وجود ندارد در حالی که سایر فیلسوفان مانند تیلیچ به وجود خدا باور دارند. در مورد واژه اگزیستانسیالیسم باید اشاره شود که گابریل مارسل در سال ۱۹۴۰ آن را به کار برد و بعد از آن ژان پل سارتر در سال ۱۹۴۵ از این واژه در آثارش تحت عنوان اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر استفاده کرد که نقش مهمی در فراگیری تفکرات این مکتب فلسفی داشت.

البته به صورت کلی واژه اگزیستانسیالیسم قبلا هم برای اندیشمندانی که در مورد وجود آدمی بحث می کردند نیز به کار می رفته است. در سال ۱۹۲۰ مارتین هایدگر تمرکزش را بر موضوع وجود آدمی گذاشت و کارل یاسپرس هم در سال ۱۹۳۰ نام فلسفه هستی را بر روی آثارش گذاشت. باید اشاره شود که هر دو نفر این فلاسفه تحت تاثیر سورن کی یر کگور بودند که او یک فیلسوف دانمارکی بود و دغدغه اصلی سورن کی یر کگور هم موضوع بحران وجود آدمی بود به طوری که از این فیلسوف به عنوان اولین شخص مکتب اگزیستانسیالیسم یاد می شود. به عبارت دیگر کی یر کگور اولین شخصی بود که سوالات اگزیستانسیالیستی را در آثارش به کار برد و همانطور که قبلا هم اشاره کردیم قبل از تمامی این فلاسفه نیز بسیاری دیگر از اندیشمندان بوده اند که مفاهیم این مکتب را در آثارشان به کار برده اند و آن ها را مطرح کرده اند.

به مرور که مفاهیم اگزیستانسیالیسم در جامع فراگیر شد بسیاری از انسان ها با این مکتب آشنا شدند. برای مثال برخی از آثاری که مفاهیم اگزیستانسیالیسم در آن ها دیده می شود عبارتند از : تعالیم بودا، اعترافات سنت آگوستین، عرفان برتر ملاصدرا و هملت ویلیام شکسپیر.

نگاهی به قرن ۱۹ میلادی

در سال ۱۸۳۵ میلادی سورن کی یر کگور که فیلسوفی دانمارکی بود، نامه ای به یکی از دوستانش به نام پیتر ویلهلم لوند نوشت که مفاهیم اگزیستانسیالیسم در آن دیده می شود :

در فکرم آن چیزی که نامشخص و مبهم است این است که چه کار باید بکنم،  و نه آنچه را که باید بدانم، مگر دانشی که بر هر علم دیگری مقدم باشد. باید کشف کنم که در واقع خداوند از من چه چیزی می خواهد که آن را باید انجام دهد. آن چیز برای من همان حقیقتی است که باید آن را درک کنم. یعنی مفهومی که من باید برایش زندگی کنم و یا برایش بمیرم. یقینا درک می کنم که دانش امری ضروری بوده و فردی که از دانش بهره ببرد می تواند از سایر انسان ها فراتر رود. اما چیزی که مهم است این است که دانش باید در زندگی من کاربردی باشد و از نظر من این مهم ترین مفهوم زندگی من است.

آشنایی با اصول و مفاهیم اگزیستانسیالیسم
آشنایی با اصول و مفاهیم اگزیستانسیالیسم

بر اساس همین تفکرات و نوشته های کی یر کگور که به مرور زمان به صورت رسمی در می آید پایه های مکتب اگزیستانسیالیسم در قرن ۲۰ هم شکل می گیرد.

نگاهی به نیچه و کی یر کگور

سورن کی یر کگور و فردریش نیچه از فیلسوفانی هستند که آنها را به عنوان بنیانگذاران مکتب اگزیستانسیالیسم می شناسند. البته که هیچ یک از آن ها از اصطلاح اگزیستانسیالیسم استفاده نکردند و مشخص نبود که آیا اگزیستانسیالیسم قرن ۲۰ را قبول دارند و یا خیر. تمرکز این دو فیلسوف بیشتر بر سوبژکتیو آدمی بود و خیلی بر روی حقایق ابژکتیو ریاضیات و علوم تمرکز نمی کردند. چرا که آن ها معتقد بودند حقایق علوم و ریاضیات فاصله بسیاری با تجربیات آدمی دارند.


پیشنهاد ویژه : پکیج آموزش فلسفه غرب به صورت کامل


آن ها مانند پاسکال به موضوع سرگرمی مردم با بی محتوایی زندگی و فرار از روزمرگی ها علاقه مند بودند. البته تفاوتی که بین نیچه و سورن کی یر کگور با پاسکال وجود داشت این بود که آن ها بر نقش تصمیم گیری آزاد به ویژه تصمیماتی که به ارزش ها و عقاید مربوط می شود را در نظر می گرفتند و همچنین تاثیر چنین تصمیماتی بر ذات و هویت انسان ها را را هم مورد بررسی قرار دادند. باید اشاره شود که کی یر کگور و نیچه از پیشروان مکتب های پست مدرنیسم، نهیلیسم و سایر رشته های روانشناسی هم بودند.

نگاهی به داستایوفسکی و کافکا

دو چهره شاخص و معروف ادبیات اگزیستانسیالیسم کافکا اهل چک و داستایوفسکی اهل روسیه بودند. داستایوفسکی در داستان یادداشت های زیرزمینی بیان می کند که مردی که در جامعه خودش نمی تواند قرار بگیرد و از هویتی که دارد راضی نیست. همچنین بسیاری دیگر از رمان های داستایوفسکی مانند جنایت و مکافات مفاهیم اگزیستانسیالیستی به چشم می خورد. به طور مثال در رمان جنایت و مکافات فردی، راسکلنیکف که شخصیت اصلی داستان است را می بیند که بحران وجود را طی می کند و به سمت جهان بینی مسیحیت ارتدکس گرایش پیدا می کند این طرز تفکر همان نگرشی است که داستایوفسکی می خواهد از آن دفاع کند. همچنین در آثار کافکا می خوانیم که شخصیت های سورئال یا ناامیدی و یاس و پوچی دست و پنجه نرم می کنند.

مکتب اگزیستانسیالیسم در ابتدای قرن ۲۰

در اوایل قرن بیست میلادی هم تعدادی از نویسندگان و فلاسفه عقاید اگزیستانسیالیستی را مطرح کردند البته تنها موضوع که متفاوت بود این بود که آن ها از نام های دیگری برای تفکراتشان استفاده می کردند. برای مثال یکی از نویسندگان اسپانیایی به نام میگل د اونامونو در کتاب حس غم انگیز زندگی در سال ۱۹۱۳ معتقد است که زندگی گوشت و استخوان از خردگرایی محض جدا است. همچنین او به طور کامل فلسفه نظامند را رد می کند و معتقد است که فرد برای رسیدن به ایمان باید تلاش کند. زمانی که آثار اونامونو را می خوانید با حسی تراژیک و پوچ روبرو خواهید شد که به دلیل علاقه وی به دن کیشوت و کاراکتر خیالی سروانتس است.

نگاهی به اندیشه های مکتب اگزیستانسیالیسم
نگاهی به اندیشه های مکتب اگزیستانسیالیسم

از بهترین دستان هایی که در زمره مکتب اگزیستانسیالیسم قرار دارد می توانیم به داستان حضرت مانوئل خوب شهید اثر اونامونو اشاره کنیم که به موضوع سردرگمی یک کشیش در رسیدن به ایمان جاودانه می پردازد. یکی دیگر از فیلسوفان اسپانیایی ارتگا یگست است که در سال ۱۹۱۴ جمله ای را بیان کرد به این عنوان که : من خودم و آنچه برایم پیش آمده هستم، که طبق آن انسان همواره باید تحت پیشامدهای زندگی اش تعریف شود. ژان پل سارتر هم بر این عقیده بود که وجود آدمی تابع شرایط است و نمی توانیم به صورت مطلق به وجود انسان نگاه کنیم.

دو متفکر روسی – لهستانی به نام های چستف و نیکلای بردیایف هم به عنوان متفکرین مکتب اگزیستانسیالیست پس از انقلاب پاریس شناخته می شوند. بردیایف معتقد بود که آزادی انسان مربوط به حوزه روح است و ارتباطی با نظریات علمی ندارد و انسانی که در دنیایی با نگرش علمی زندگی می کند همواره با حقیقت آزادی روح بیگانه است و انسان را نباید در طبیعت فیزیکش تفسیر کنیم و باید او را به عنوان تصویری از خداوند به مثابه بنیانگذار عمل آزاد و خلاقانه بدانیم.

آشنایی با اصول مکتب اگزیستانسیالیسم

در این مکتب ۴ اصل وجود دارد که عبارت است از :

امکان ناضرور و یا همان تصادفی بودن هستی، آزادی، مسئولیت، اصالت

آن ها وجود انسان را ممکن می دانند به این معنا که انسان ماهیت قبلی ندارد و خودش را می سازد و می تواند از میان انتخاب های موجود آزادانه دست به انتخاب بزند و در مقابل تمام انتخاب هایش هم مسئول است و باید بتواند همواره آن چیزی که خودش آن را درست میداند انجام دهد و نباید کورکورانه از دیگران تقلید کند.

آشنایی با مفاهیم مکتب اگزیستانسیالیسم

اندیشمندان و فیلسوفان این مکتب هستی انسان را از سایر هستی ها جدا می کنند و معتقدند که هستی انسان مجزا از سایر هستی هاست، به گونه ای که به هستی انسان وجود می گویند. آن ها در تلاشند که نشان دهند بین وجود انسان با سایر هستی ها تفاوت وجود دارد.

جمله مهم این مکتب بیان می کند که هر ماهیت تازه ای به خودی خودش ارزشمند است یعنی هر چیزی ذاتا ارزشمند بوده و نمی توانیم وجود چیزی را در دنیا انکار کنیم، برای مثال هر انسانی اگر در رابطه با وجود خود این جمله را به کار ببرد می تواند از تفکرات پوچ گرایی خلاص شود به طوری که او درک می کند وجودش بدون هیچ قید و شرطی در این جهان پذیرفته شده است و همین ارزش ماهیت او را نشان می دهد.

به دنبال این طرز تفکر دکارت جمله ای معروف را بیان می کند که من می اندیشم پس هستم که همین مورد نشان می دهد وجود انسان چقدر می تواند ارزشمند باشد. به عبارت دیگر مطابق با این نظریه وجود هر انسانی ذاتا ارزشمند بوده و هر فردی منحصر به فرد است و معنا را باید از دورن خودش پیدا کند و اگر در این دنیا شخصی وجود دارد ارزشمندی اش تضمین شده است.

راهنمای خرید
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.