- برنا اندیشان - https://bornaandishan.ir -

 رویکرد روانشناسی مثبت گرا و شناخت چارچوب آن

مکاتب مختلف در روانشناسی رویکرد های مختلفی نسبت به زندگی و انسان دارند و نگرش هر نظریه با سایر نظریات متفاوت است، در این قسمت از پایگاه دانش برنا اندیشان تصمیم داریم تا مقاله ای با عنوان رویکرد روانشناسی مثبت گرا و شناخت چارچوب آن را مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم، پس اگر به این مکتب علاقه مند هستید تا انتهای مقاله رویکرد روانشناسی مثبت گرا  با گروه علمی تخصصی برنا اندیشان [1] همراه باشید.

 رویکرد روانشناسی مثبت گرا و شناخت چارچوب آن

رویکرد روانشناسی مثبت گرا به دنبال کمک به انسان برای رسیدن به پیشرفت و داشتن سبک زندگی سالم است، تا انسان ها بتوانند شاد باشند.

روانشناسی مثبت چیست؟

روانشناسی مثبت یکی از جدیدترین شاخه های روانشناسی [2] است که به وجود آمده است. این بخش ویژه از روانشناسی بر چگونگی کمک به انسان برای پیشرفت و زندگی سالم [3] و شاد تمرکز دارد. در حالی که بسیاری از شاخه های دیگر روانشناسی، تمرکز خود را بر اختلال عملکرد و رفتارهای غیرعادی می گذارند ، روانشناسی مثبت برای کمک به شادتر شدن افراد متمرکز است. اگر به روانشناسی مثبت نگر علاقه مند هستید، کارگاه آموزشی روانشناسی مثبت [4] را از فروشگاه برنا اندیشان دریافت نمایید.

کریستوفر پیترسون ، نویسنده کتاب “یک مقاله ابتدایی در روانشناسی مثبت” و استاد دانشگاه میشیگان ، در مقاله ای در سال 2008 که در مجله روانشناسی منتشر شد، توضیح داد: “روانشناسی مثبت” برای “تکمیل و گسترش روانشناسی مسئله محور است که برای دهه ها مورد استفاده بوده است”.

امروز “روانشناسی مثبت … فراخوانی برای علم و عمل روانشناسی است که به همان اندازه به فکر قدرت و ضعف باشد ؛ همانطور که به ساختن بهترین چیزهای زندگی علاقه مند است و همچنین به منظور ترمیم بدترین چیزها و همچنین به منظور تحقق بخشیدن به زندگی افراد عادی. پیترسون نوشت به گفته مقامات برجسته در این زمینه ، مارتین سلیگمن [5] و میهالی سیکسسنتمنهالی ، روانشناسی مثبت به دستیابی به “درک علمی و مداخلات موثر برای رشد و نمو در افراد ، خانواده ها و جوامع” کمک می کند.

برای درک زمینه روانشناسی مثبت ، ضروری است که ابتدا با کسب اطلاعات بیشتر در مورد نظریه های اصلی ، کاربردها و تاریخچه آن ، شروع کنید.

سطح

از روانشناسی مثبت اغلب به عنوان سه سطح مختلف یاد می شود:

سطح ذهنی : بر احساس خوشبختی [6] ، بهزیستی و خوش بینی متمرکز است و اینکه چگونه این احساسات تجربه روزانه شما را متحول می کنند.

سطح فردی : ترکیبی از احساسات در سطح ذهنی و فضایل مانند بخشش [7]، عشق و شجاعت.

سطح گروه : تعامل مثبت با جامعه خود، از جمله فضیلت هایی مانند نوع دوستی و مسئولیت اجتماعی که پیوندهای اجتماعی را تقویت می کند.

روانشناسی مثبت و مدل PERMA

سلیگمن به منظور توضیح و تعریف بهتر بهزیستی ، که اصلی ترین محور در روانشناسی مثبت است ، مدل PERMA را ایجاد کرد. PERMA مخفف پنج عنصر زیر برای رفاه است:

  1. احساسات مثبت یا تجربه خوش بینی و همچنین قدردانی از گذشته ، رضایت از حال و امید به آینده.
  2. دستیابی به “جریان” با فعالیت ها و سرگرمی های لذت بخش
  3. رابطه یا ایجاد ارتباطات اجتماعی با خانواده و دوستان
  4. معنی ، یا یافتن هدفی بزرگ در زندگی
  5. دستاوردها ، یا اهداف و موفقیت ها استفاده می کند

روانشناسی مثبت می تواند طیف وسیعی از کاربردهای واقعی را در زمینه هایی از جمله آموزش ، درمان ، خودیاری ، مدیریت استرس [8] و مسائل مربوط به محل کار داشته باشد.

آشنایی کامل با رویکرد روانشناسی مثبت گرا

رویکرد روانشناسی مثبت گرا

با استفاده از استراتژی های روانشناسی مثبت نگر ، معلمان ، مربیان ، درمانگران و کارفرمایان می توانند به دیگران انگیزه دهند و به افراد در درک و رشد نقاط قوت شخصی خود کمک کنند.

برخی از اصلی ترین موضوعات مورد علاقه روانشناسی مثبت عبارتند از:

تأثیر روانشناسی مثبت

مشکلات احتمالی

روانشناسی مثبت غالباً با تفکر مثبت اشتباه گرفته می شود و تصور می شود که این روش تاکتیک های خودیاری نیست و نه نظریه های مورد حمایت تحقیق. مثبت اندیشی روشی است که فکر می کنیم خودمان را به رفتار بهتر و انعطاف پذیری بیشتر می رسانیم ، نه اینکه رفتارمان را در قالب یک ذهنیت متفاوت انجام دهیم.

از طرف دیگر، روانشناسی مثبت ، مطالعه علمی است که باعث پیشرفت افراد می شود. این کار بر روی رفتارهایی تمرکز دارد که می توانند منجر به بهینه سازی ذهنیت بیشتری شوند و همچنین بر الگوهای فکری منجر به رفتارهای عملکردی تر می شود.

تاریخچه روانشناسی مثبت

سلیگمان و میهایلی در سال 2000 نوشتند : “قبل از جنگ جهانی دوم ، روانشناسی سه مأموریت مشخص داشت: بهبود بیماری های روانی ، زندگی پربارتر و رضایت بخش تر از زندگی و شناسایی و پرورش استعدادهای بالا.”

اندکی پس از جنگ جهانی دوم ، تمرکز اصلی روانشناسی به اولویت اول تغییر یافت : درمان رفتارهای غیر عادی و بیماری های روانی. در دهه 1950 ، متفکران اومانیستی مانند کارل راجرز [11] ، اریک فروم و آبراهام مزلو با توسعه نظریه هایی که بر سعادت و جنبه های مثبت طبیعت انسان متمرکز بودند ، به تجدید علاقه به دو حوزه دیگر کمک کردند.

در اینجا چند تاریخ مهم دیگر در تاریخ روانشناسی مثبت آورده شده است:

1998: سلیگمن به عنوان رئیس انجمن روانشناسی آمریکا انتخاب شد و روانشناسی مثبت موضوع دوره وی شد. امروزه ، به سلیگمن به عنوان پدر روانشناسی مثبت معاصر نگاه می شود.

2002: اولین کنفرانس بین المللی روانشناسی مثبت برگزار شد.

2006: دوره روانشناسی مثبت دانشگاه هاروارد به محبوب ترین کلاس دانشگاه تبدیل شد.

2009: اولین کنگره جهانی روانشناسی مثبت در فیلادلفیا برگزار شد و سخنرانی های سلیگمن و فیلیپ زیمباردو بود.

چهره های مهم دیگر در روانشناسی مثبت عبارتند از:

از زمان معرفی این مفهوم، علاقه عمومی به روانشناسی مثبت بسیار زیاد شده است. امروزه، افراد بیشتری در جستجوی اطلاعاتی در مورد چگونگی تحقق بیشتر و دستیابی به پتانسیل کامل خود هستند.